
چندی است که دوباره خانم محتشمیپور، همسر تاجزاده دست به قلم شده و تحت عنوان عریضه خطاب به دادستان، دروغهای یکسال گذشته را تکرار میکند. البته کسانی که این خانم را از نزدیک میشناسند، میدانند که او درنوشتن توان چندانی ندارد و بعید است این عریضهها واقعاً به قلم خود او باشد، اما بههرحال به نام او منتشر میشود. در این عریضهها چند نکته وجود دارد که باید نزد افکار عمومی تبیین شود. در یکی از عریضهها، خانم میلیشیا از عنوان مقدس آزاده برای همسر و دوستان مجرمش استفاده کرده که جای بسی تأسف دارد که این نام زیبا نیز مانند دیگر واژههای ارزشمندی که تاکنون توسط افراد آلوده، لوث گردیده، دستخوش آلودگی شود. در جاییکه عنوان آزاده با نام زیبای مرد بزرگی چون مرحوم حجتالاسلاموالمسلمین سیدعلی اکبر ابوترابی عجین گردیده وقاحت لازم است تا این نام را به نام مجرمینی منافق، آلوده سازیم.
خانم میلیشیا! به شما توصیه میکنم خاطرات آزادگان را در دوران اسارت در سیاهچالهای رژیم بعثی بخوانید؛ مطمئنم اگر هنوز ذرهای انصاف برایتان باقی مانده باشد، آنگاه از خدا و رسولش و از مردم فهیم و بهویژه از آزادگان مقاوم و سرافراز خجالت خواهید کشید که چرا این نام مقدس را ربودهاید و به نام گروهی وطنفروش آلودهاید اما در این مقال به چند تفاوت میان آزادگان قهرمان دوران دفاع مقدس با همسر شما و دوستانش اشاره میکنم تا اگر معدود فریب خوردگانی همچنان به ادعاهای سراسرکذب شما گوش میدهند، بار دیگر حجت برآنها تمام شود.
خانم میلیشیا! بدان و بفهم که آزادگان به فرمان ولی فقیه زمانشان به جبهه رفتند و تقدیرشان اسارت ظاهری بود اما همسر شما و دوستانش درمقابل ولی فقیه زمان ایستادند، آزادگان درمقابل دشمنان خارجی ایستادند و با آنان جنگیدند اما همسر شما و دوستانش درکنار دشمنان خارجی ایستادند و با ما جنگیدند. آزادگان ذرهای ازآرمانهایشان کوتاه نیامدند و دشمن را به زانو درآوردند. اما همسر شما و دوستانش به همه آرمانهای حضرت امام(ره) و انقلاب پشت کردند و درمقابل دشمن به زانو درآمدند.
آزادگان، صادقانه و برای دفاع ازحقوق حقه مردمشان ایستادگی کردند، اما همسر شما و دوستانش با یک دروغ بزرگ حقوق حقه مردمشان را نادیده گرفتند و در مقابل مردم، ایستادند.
ماه رمضان امسال یادآور خاطرات تلخ ماه رمضان سال گذشته است؛ چه خانوادههایی که برسرسفره افطارشان جای خالی فرزندانشان را میدیدند و میبینند و با اشک و آه و ناله افطار میکردند و افطار میکنند. فرقی نمیکند؛ چه شهدای بسیجی مانند شهید غلام کبیری که درزمان مأموریت دفاع از رأی مردم و مقابله با اراذل و اوباشی شهید شدند که به بهانه تقلب، یعنی همان مستمسکی که همسر مجرم شما و دوستانش ایجاد کرده بودند و نیمه شمالی شهرتهران را به یک منطقه جنگزده تبدیل کرده بودند و امثال این شهید بزرگوار به عنوان وارثان بسیجیان دیروز که در مقابل متجاوزین به حریم کشور مقدس جمهوری اسلامی ایران و متجاوزین به حقوق مردمشان ایستادگی کردند و جان عزیزشان را تقدیم نمودند، جان خود را کف دست نهادند و به صحنه آمدند که نگذارند عدهای وطنفروش با گردن کلفتی حقوق مردم عزیزشان را زیر پا بگذارند و در اوج مظلومیت به شهادت رسیدند، چه آنانی که فریب شیادهایی مانند همسر شما و دوستانش را خوردند و در آتش فتنه کور دشمنان سوختند که امیدوارم به زودی خانوادههای آنان شما را به محاکمه بکشند و بازخواست کنند که چرا نمیتوانید تقلب را اثبات کنید؟
فرزندان ما با اعتماد به ادعای میرحسین و شما باور کرده بودند که تقلب شده است و به خیابان آمدند تا از رأیشان دفاع کنند و امروز فیلمهای همسر مجرم شما پخش میشود که خیلی راحت و با آرامش، گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده و خون از بینی کسی نیامده، میگوید: «من که تجربه انتخابات را دارم میگویم تقلب نشده و ما انتخابات را باختیم.» شما با ادعای تقلب و به همراه دوستان میلیشیایی خود، با اغتشاش و حمله به مراکز دولتی و نظامی آتش فتنهای را برافروختید که قربانیهایش را از بین فرزندان ما انتخاب کرد و امروز قادر نیستید حتی یک سند مبنی بر اثبات تقلب ارائه دهید.
خانم میلیشیا، این پرُرویی را فقط در منافقین میتوان سراغ گرفت. شما این همه فاجعه و جنایت بهبارآوردهاید با زهم درموضع شاکی مینشینید. شما یک هفته از همسر مجرمتان بیاطلاع میشوید، دنیا برایتان تیره و تار میشود اما مادر و پدرشهید غلام کبیری و دیگرقربانیان فتنه بیش از یکسال است که جگرگوشة خود را از دست دادهاند و دیگرامیدی به دیدنشان هم ندارند و خون همه آنها به گردن همسر شما و دوستانش و سران فتنه است؛ همانهایی که یکسال قبل از انتخابات میگفتند، در انتخابات آتی تقلب خواهد شد اما روز رأیگیری و زمانی که هنوز رأیگیری به پایان نرسیده خود را پیروز انتخابات اعلام میکنند و آنگاه کسی نیست که از آنها بپرسد، آیا این پیروزی شما براثر تقلب بوده؟
شما یکسال و چندماه پیش گفتید حتماً تقلب میشود و بعد از شمارش آرا که معلوم شد، نتیجه خلاف آرزوی شما است بازی را بههم زدید و برای اثبات ادعای یکساله خود آسمان وریسمان را بههم بافتید و مسئولین حتی فرصتی فراتر از قانون به شما دادند که ادعای خود را اثبات کنید اما دریغ از یک برگ سند. فقط و فقط بسنده کرده اید به ارائه مشتی ادعاهای سخیف و بیمبنا، مانند آنچه که همسر میرحسین گفت و هر ایرانی درهرنقطه از دنیا وقتی سخنان او را از شبکه BBC شنید خجالت کشید که این چه ادعای خندهدار و مسخرهای است!
آری زهرا رهنورد درآن مصاحبه تاریخی برای ارائه دلایلی مبنی بر اثبات تقلب گفته بود: «مگر میشود مردم آذربایجان به کسی غیر از فرزند خود و مردم لرستان هم به کسی غیر از داماد خود رأی داده باشند»؛ هرایرانی باید با شنیدن این سخنان و اینگونه استدلالهای کودکانه، ازخجالت آب شود و خدا رحم کرد به این مردم شریف که صاحبان چنین تفکراتی برآنها مسلط نشدند و الا با همین منطق قطعاً مملکت را به باد فنا میدادند. خدا رحمت کند شهید «عبدالحمید دیالمه» را که چه خوب شناخته بود این جماعت را و دو روز قبل از شهادت مظلومانهاش، درجمع 72 تن از یاران آیتالله شهید دکتر بهشتی، گوشهای از انحرافات فکری این خانم و همسرش را افشاء نموده بود که الحمدلله صوت آن به عنوان یک سند مهم تاریخی همچنان موجود است. شهید دیالمه در آن سخنرانی تاریخی پرده از افکار انحرافی خانم زهرا رهنورد برمیدارد و اشاره میکند که وی در کتابهای خود، ترجمه نظرات امیرالمومنین علی (ع) را عیناً از نهج البلاغه بدون ذکر منبع نقل میکند و بعد، آن نظرات گهربار را به نقد کشیده و رد میکند. یا شهید «سیدحسن آیت» که بنا داشت برای جلوگیری از رأی مجلس به میرحسین علیه او در مجلس افشاگری نماید ولی او نیز به شهادت رسید.
خانم میلیشیا! اینها تنها قطرهای از واقعیتهای مرموز جریان فتنه است که همسر مجرم شما نیروی دست سوم آن به حساب میآید. خانم میلیشیا! بهتراست شما بهجای اینهمه اشک تمساح ریختن و اینگونه فرافکنی کردن و از زیربار مسئولیت جنایتهای یکسال گذشته گریختن، توبه کنید و به آغوش ملت بازگردید تا دنیا و آخرت خود را اصلاح کنید.