کد خبر: 408494
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۹
مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام، علل عدم مذاکره با امریکا را به تفصیل برشمردند و نهایتاً اعلام کردند که ما اهل مذاکره‌ایم اما نه با امریکایی‌ها. دلایل معظم‌له عبارت بود از اینکه امریکایی‌ها در عین تحریم و تهدید و روحیه ابرقدرتی و استکباری می‌خواهند مذاکره نمایند که چنین روحیه‌ای، اصل تعادل و مساوات در نتیجه‌گیری از مذاکره را به جاده‌ای یک طرفه رهنمون خواهد شد. علاوه بر نکات فوق دلیل‌ دیگری را نیز جهت عدم مذاکره با امریکا برشمردند؛ دلیلی که در افکار عمومی کمتر به آن توجه می‌شود. سبک مذاکره امریکایی‌ها بدین صورت است که ابتدا مطالبه‌ای را طرح می‌کنند یعنی خواسته خود را طرح کرده و انجام آن را قطعی می‌پندارند، سپس برای رسیدن به آن وارد مذاکره می‌شوند. در واقع هدف امریکایی‌ها از مذاکره، گرفتن تعهد از طرف مقابل جهت انجام امورات خواسته شده است. به عبارت دیگر امریکا به جای چانه‌زنی و اقناع‌سازی، هیمنه ابرقدرتی خود را سایه مذاکره می‌کند و این هیبت جایگزین چانه‌زنی و دیپلماسی در مذاکره می‌شود. به طور مثال امریکایی‌ها از کره‌شمالی می‌خواستند تا از فعالیت هسته‌ای دست بردارد. در مذاکرات همین را به کره تحمیل کردند و قرار شد در قبال آن کمک‌هایی به کشور فقیر کره شمالی بنمایند. کره به خواسته امریکا عمل کرد و حتی کوره خنک‌کننده خویش را در مقابل دوربین‌های جهان منهدم کرد، اما امریکا در همان جاده یکطرفه حرکت کرد و کره نیز مجدداً فعالیت‌های هسته‌ای خود را از سر گرفت. امریکایی‌ها از لیبی خواستند به فعالیت‌های هسته‌ای‌اش پایان دهد. در مذاکرات همین مسأله را به صورت دستوری به لیبی تحمیل و از ارائه هرگونه امتیاز و پاداش خودداری کردند و کلاه گشادی را بر سر لیبی گذاشتند و همین مدل را به عنوان چماقی بر سر ما هم می‌کوبند که لیبی بدون هرگونه امتیاز تسلیم شد، اما شما شرط و شروط می‌گذارید و... صدام را متهم به داشتن تسلیحات کشتار جمعی کردند و پس از بارها مذاکره و بازدید نتوانستند ادعای خود را ثابت کنند، اما براساس همان مدعای دروغ به عراق حمله کردند و بعد از اشغال عراق مشخص شد اصلاً چنین مسأله‌ای در عراق وجود ندارد. در تعامل با نظام جمهوری اسلامی ایران نیز اینگونه عمل می‌کنند. به صورت قلدرمآبانه از نظام جمهوری اسلامی ایران می‌خواهند از فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز دست بردارد. برای این مطالبه درخواست مذاکره هم می‌کنند اما اگر در سر میز مذاکره هزاران دلیل قانع‌کننده هم ارائه شود مطالبه مذکور اصلاً تغییر نخواهد کرد. یعنی استدلا‌ل‌‌ها و سخنان طرف مقابل هیچ تأثیری بر تصمیم از قبل اتخاذ شده آنان ندارد. نظام جمهوری اسلامی را متهم به حمایت از تروریسم می‌کنند اما در مذاکره حاضر نیستند بشنوند که ایران بزرگ‌ترین قربانی تروریسم در جهان است و حاضر نیستند بشنوند حماس و حزب‌الله در حال دفاع مشروع از وطن خویش هستند. بنابراین امریکایی‌ها اگر هزار بار بر سر میز مذاکره بنشینند هیچ چیز را نمی‌شنوند بلکه همان مطالبه از قبل اعلام شده را خروجی مذاکره می‌دانند. به تعبیر دیگر زور نظامی به زور دیپلماسی تبدیل شده است و به جای حمله نظامی، تهدید را سایه‌سار مذاکره می‌‌کنند تا هیبت ابرقدرتی‌شان خدشه‌دار نشود. بنابراین نگاه تیزبین رهبری بر این نکته متمرکز شد که مذاکره بر سر شنیدن استدلال‌ها و اسناد دو طرف نیست، بلکه مذاکره‌‌ برای این است که به جای پیام‌های غیرمستقیم تهدیدآمیز، به صورت رو‌در رو برسر میز مذاکره خواسته‌های خود را با اقتدار مستکبرانه تحمیل کنند. آنان به این نکته توجه ندارند که فلسفه ظهور انقلاب اسلامی پایان دادن به چنین رویه‌ای در روابط ایران و امریکا بود و اگر قرار باشد فضای قبل از انقلاب اسلامی در روابط دو کشور حاکم باشد، نیازی به انقلاب اسلامی نبود. علاوه بر آن در تفکر شیعی ذلت‌پذیری به خاطر هیچ مصلحتی پذیرفتنی نیست و کسی که به قدرت لایزال الهی معتقد است، قدرت‌های مادی و نظامی را کوچک می‌بیند و هنگام قرار گرفتن بین مرگ و ذلت، مرگ را به عنوان گزینه بهتر انتخاب می‌کند. نوع نگاه جمهوری اسلامی به مذاکره با امریکا و شرایط اعلام شده، خود نوعی تحقیر ابرقدرتی امریکاست؛ ابرقدرتی که 32 سال است بیرون در ایستاده است و با بهت و حیرت به ملتی منسجم و دارای قدرت نرم نگاه می‌کند. عصبانیت امریکا را باید به این جمله معروف شهید بهشتی ارجاع داد که: از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار