در نشست نقد و بررسی تحریفات تاریخی فیلم «شاهزاده پارسی» عنوان شد:تلخ این است که وظیفه بنیادی فارابی، وظیفه بنگاهی شده استامین خرمینشست نقد و بررسی تحریفات تاریخی فیلم هالیوودی «شاهزاده پارسی» روز گذشته (چهارشنبه سوم شهریور) با حضور ناصر برهانآزاد، پژوهشگر و مدیر تولید سینمای کشور با حضور تعداد معدودی از اعضای انجمن نقد فیلم کانون اندیشه جوان و حضور کمرنگ خبرنگاران در سالن کنفرانس این کانون برگزار شد.
چرا میگویند پارسی نه ایرانیبعد از پخش قسمتهایی از فیلم «شاهزاده پارسی»، برهانآزاد با بیان اینکه جنگ نرم اتفاقی است که با تأسیس هالیوود شکل گرفته و امروزه نام آن جنگ «گرم» است، گفت:«چرا که بعد از سالها فعالیت کردن و زمینهسازی و بسترچینی برای نفوذ بر ذهن و اندیشه جوانان خلاق کشورهای صاحب فکر و تمدن مانند ایران اکنون تنور بازار کمپانیهای هالیوودی گرم شده است و مثال این ادعا تولید فیلمهایی مانند «300»، «شاهزاده پارسی» و نمونههای نازلتر اروپایی مانند فیلم سطحی و جعلی «فتنه». امروزه در سراسر جهان بیشتر از اینکه نام ایران به گوش برسد نام پارسی است که در رسانهها و فیلمها شنیده میشود. ما تفاوت نام پارس با ایران را نمیدانیم و غربیها از همین چشم اسفندیار ما استفاده میکنند و با ساخت آثار مجعولی چون «شاهزاده پارسی» تاریخ و هویت غنی و ترسآور برای آنها را تحریف و تخطئه میکنند.»
ملغمهای از عربی، سلجوقی و هخامنشیوی در ادامه افزود:«پارس تنها بخشی از امپراطوری ایران بوده و از قضا خود پارسها جزو اقوام مهاجم به مادها و پارتها بودند و این سه قوم به علاوه منطقه سیستان بزرگ و خراسان وسیع و مناطق شمالی دریای کاسپین (دریای خزر اشتباه است چرا که «خزر»ها از اقوام مهاجم و وحشی آسیانهمیانه بودند که برای مدتی به تجاوز به مناطقی از ایران آنجا را تحت سیطره خود درآوردند و دشمنان ما هم این نام را برای دریای کاسپین ثبت کردند و ما هم امروزه نام آن دریا را با نام خزر میشناسیم و معرفی میکنیم) جزو امپراطوری ایران بودند و امروزه در بسیاری از همان کشورها میتوانیم شاهد هنر، فرهنگ و تمدن ایرانی باشیم. اما در فیلم «شاهزاده پارسی» لباسهای عربی، معماری سلجوقی و منطقه جغرافیایی نامشخص است بخشی عربی، بخشی مربوط به داستانهای هزار و یک شب و بخش دیگر مربوط به هخامنشیان است.»
خوانش ایران هستهای از فیلمی موهناین پژوهشگر در تشریح نام دو قهرمان این فیلم با تأکید بر اینکه «تامینا»- تهمینه- اصلاً ربطی به این داستان ندارد و او نام زن رستم در شاهنامه است که اینجا فرمانروای الموت است و «دستان»- قهرمان- که شخصیت اول فیلم است اصلاً در تاریخ وجود ندارد، افزود:«ما در فیلم میبینیم که او بچه یتیم و رهایی در شهر است که به قصر برده میشود و تا مرحله ناجی پارسیها درمیآید، در حالی که این نیز بخش دیگری از تحریف تاریخ است. داستان فیلم هم مربوط به تصرف و نابودی «الموت» است که در آنجا سلاحهای کشتار جمعی جهت نابودی کشور پارس ساخته میشود.»وی سپس به مهمترین بخش فیلم و خوانش امروزی آن از ایران حاضر اشاره کرد و بیان داشت:«افرادی که در واقعیت تاریخ در قلعه الموت میزیستند، متعهد بودند که دشمنان خود را در هر کجای جهان که هستند از پای دربیاورند. آنها ملقب به «حشاشیون» بودند که این لفظ در اثر فرسایش زبانی در غرب به «اساسین» تبدیل شده و ریشه کلمه «assassination» یا- ترور- را تشکیل داده است. حال غربیها با ساخت این اثر میخواهند به جهانیان ایران حاضر را الموتی نشان دهند که در حال ساخت سلاح کشتار جمعی است و این درست همان جنگ گرمی است که به آن اشاره کردم.»
اکران رایگان جهانی آثار ایرانی با هویتی غنیوظیفه ما در قبال این دست از آثار چیست؟ مگر نه اینکه بنیاد سینمایی فارابی بر مبنای بازوی تبلیغی و اتاق فکر فرهنگی وزارت خارجه برای انجام برخی از اهداف خود توسط آثار سینمایی تشکیل شده است؟ اما امروز این بنیاد تبدیل به بنگاه اجاره ادوات فیلمسازی کهنه و دسته چندم شده است! ما در طول تاریخ سی و چند ساله بعد از انقلاب کمتر از انگشتان دو دست فیلمی داریم که هویت واقعی ایران و ایرانی را به جهانیان نشان دهد. اینها بخشهایی از سخنان پایانی برهان آزاد در این نشست بودند. وی در پایان تأکید کرد: امروز سینما بزرگترین سپر دفاعی در برابر حقکشیهای فرهنگی و ملیتی غربیها علیه ایرانیهاست و ما باید هر ساله حداقل پنج اثر به تمام معنا ایرانی و نه سینمای مبتذل و سطحی را بسازیم و حتی به صورت رایگان در سراسر جهان اکران کنیم تا بتوانیم در برابر هجمه غرب سپر دفاعی محکمی را آماده سازیم.