
مقام معظم رهبری در دیدار تشکلهای دانشجویی، در پاسخ به سؤال مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران پیرامون شرایط و جغرافیای وحدت، معیار آن را پایبندی به اصول برشمردند. طبیعتاً اصول مدنظر رهبری شامل شاخصهایی است که همه نیروهای معتقد به انقلاب با هر گرایش و سلیقه به آن معتقدند، حتی اگر در فهم آن دچار اختلاف گردند اما اصول انقلاب اسلامی را محور حرکت کلی کشور میدانند. طبیعتاً وحدت نمیتواند حول قرائت یک جناح یا گروه انجام گیرد. طبیعتاً هر کس مسیر خود را صحیح میداند و دیگری را به همراهی فرا میخواند و اگر این همراهی صورت نگیرد، اتهامزنی مرحله بعدی آن خواهد بود، بنابراین وحدت معتقدین به انقلاب باید حول اصولی باشد که خدشهپذیر نباشند، یعنی عدم التزام و اعتقاد به هر کدام از آنان به مفهوم عدم اعتقاد به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تلقی گردد. از سخنان مقام معظم رهبری در سالهای گذشته میتوان اصول ذیل را به عنوان شاخصهای اجماعکننده نیروهای انقلاب استنباط کرد، زیرا جامعیت آنان قابل دفاع و عامل شمول میباشد. اصول ذیل که از آن به عنوان اصول انقلاب اسلامی یاد میشود میتواند محور وحدت و اتحاد قرار گیرد:
1- حکومت دینی(جمهوری اسلامی) : معتقدین به انقلاب اسلامی نمیتوانند به مدلهای دیگری از حکومت بیندیشند. «جمهوریخواهی»، «مشروطهخواهی»، «دموکراسیخواهی»، «حاکمیت دوگانه» و... اگر توسط کسانی یا جریانی مفهومسازی و تئوریزه شود، یکی از اصول دچار خدشه شده و مدعیان مدلهای دیگر حکومت نمیتوانند مدعی نظام و انقلاب باشند، بنابراین حکومت اسلامی (جمهوری اسلامی) باید گفتمان غیرقابل خدشه معتقدین به انقلاب اسلامی باشد و بر سر یگانگی آن هیچگونه اختلافی وجود نداشته.
2- اندیشه امام(ره): اندیشه امام(ره) زیرساخت و سنگبنای نظام جمهوری اسلامی و تنظیمکننده رویکردهای اساسی آن در عرصه داخلی و بینالمللی است، بنابراین حذف اندیشه امام(ره) از انقلاب یا عدم نگاه جامعه به ابعاد مختلف مواضع فکری امام(ره) میتواند فهم خالص از اهداف انقلاب اسلامی را دچار خدشه کند. امام(ره) را باید جامع دید، مثلاً نمیتوان همه امام را در یک جمله میزان، رأی ملت است یا تمجید از فلان فرد دانست و فریاد استکبارستیزانه وی را نشنید.
3- ولایت فقیه: مگر میشود معتقدین به انقلاب اسلامی معتقد به ولایت فقیه نباشند، لذا این محور اصلی انقلاب باید نقطه اشتراک و اتکای همه جریانات مدعی انقلاب و نظام و امام(ره) باشد، نمیتوان مدعی امام و انقلاب بود اما ولایت فقیه را در حاشیه و تشریفاتی خواست یا وجود آن را نقطه مقابل مردمسالاری تلقی کرد و با آموزههای مکاتیب فکری- سیاسی غرب و تحلیل و نقد آن پرداخت.
4- قانون اساسی: التزام به قانون اساسی که میثاق ملی ایرانیان است، یکی دیگر از اصول وحدتبخش است، بنابراین نمیتوان متناسب با نگرش حزبی و سیاسی و فردی بخشی از قانون اساسی را برجسته کرد و بخشی را نادیده گرفت. به طور مثال نمیتوان مرجع تفسیر قانون اساسی را که در درون همان قانون اساسی آمد نپذیرفت اما بر اجرای قانون اساسی تأکید کرد.
5- جمهوریت: نقش مردم در تعیین سرنوشت آینده کشور از دستاوردهای انقلاب اسلامی است و این ابداع بینظیر که مردم و دین را توأمان به مردمسالاری دینی میرساند جوهره مانور سیاسی، اسلام در جهان معاصر در عرصه نوآوری و حکومتداری است، بنابراین اتفاق بر استمرار جمهوریت و پیوند آن با اسلام که تولیدکننده جمهوری اسلامی است، باید گفتمان مشترک همه مدعیان و معتقدین به انقلاب اسلامی باشد.
6- سیاستهای کلی نظام: جهتگیریهای کلی نظام در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فراتر از حوزه جریانات سیاسی است و به کلیت و اصل نظام ارجاع داده میشود که پس از مشورت رهبری با مجربین ملت در مجمع تشخیص مصلحت نظام باید به سمت عملیاتی شدن پیش رود. یکی از بزنگاههای اثبات ولایتپذیری التزام به سیاستهای کلی نظام است زیرا ساخت و هویت حقیقی نظام از مسیر سیاستهای کلی نظام عبور میکند. سیاستهای کلی نظام قابل نقد است، اما قابل معارضه نیست، زیرا شرعاً و قانوناً جهتگیریهای کلی به عهده ولیفقیه است، به طور مثال اصل 44 قانون اساسی، جهتگیری در سیاست خارجی، نوع نگاه به جهان اسلام و جنبشهای اسلامی، عدالت اجتماعی و... مواردی است که جریانات به اصل آن باید تمکین کنند زیرا با التزام به این موارد است که اعتقاد به جمهوری اسلامی اثبات میگردد. اعتقاد به جمهوری اسلامی یک اصل انتزاعی نیست بلکه تأیید حرکت کلی نظام برآیند این اعتقاد است و حرکت کلی نظام باید جهتدهنده مسیر همگانی باشد.
7- نوع نگاه به غرب: اصولاً انقلاب اسلامی یک حرکت اعتراضی علیه سلطه فرهنگی- سیاسی غرب در ایران و همه جهان اسلام بود و حضرت امام(ره) تا آخر عمر فریاد استکبارستیزانه خود علیه رأس استکبار را فراموش نکرد. در کشور ما سه نوع نگاه به غرب وجود دارد: 1- وادادگی مطلق و تسلیم 2- مقاومت مطلق و همهجانبه. 3- تعامل اختیاری و گزینشی. طبیعتاً نوع سوم مورد تأیید امام(ره) و رهبری است یعنی باید جنبههای مثبت تمدن غرب اخذ و جنبههای مخرب آن نظیر فرهنگ، اخلاق، خانواده و... حذف شود. افراط و تفریط نسبت به غرب زیبنده نیروهای انقلاب نیست، وادادگی مطلق و مقاومت مطلق قطعاً منجر به شکست خواهد شد بنابراین با حفظ استقلال سیاسی باید جنبههای مثبت تمدن غرب را گزینش کرد. اشتیاق برای به کارگیری روشهای حکومتداری غرب، یکی از آسیبهای داخلی مدعیان انقلاب است که آنان را در تعارضات فرو برده است و به بنبست سیاسی در نسبت با جمهوری اسلامی کشانده است. تمسک به موارد ذکر شده میتواند وحدتبخش باشد و جغرافیا و دایره معتقدین به انقلاب اسلامی را روشن کند، البته این بدان معنی نیست که هر کس معتقد به اصول مذکور نیست باید از ایران خارج شود و شهروند محسوب نمیشود بلکه در حوزه قدرت و حکومت جایی برای آن نیست.