کد خبر: 401186
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۸۹ - ۱۳:۵۳
ناگفته‌هایی از سینمای قاره سیاه

مرتضی مهاجر
هرچند وقوع جام جهانی در افریقای جنوبی برای مردم افریقا توفیقات زیادی نظیر کشاندن توریست‌ها و فوتبال دوستان به این قاره و همچنین مطرح شدن قاره و مسائلش در دوره‌ای داشت، اما نظیر سخن ماهن بونتی، مورخ و محقق سینمای افریقا در باره سینمای افریقا که گفته بود: اواخر دهه 80 هرچه بود حرف از افریقا بود، کسی صدای افریقا را نمی شنید، در رسانه‌های امروز دنیا نیز نمود دارد. امروز هرچه هست حرف جام جهانی فوتبال در افریقاست، و کسی صدای افریقا را نمی‌شنود. همان صدایی که حالا با پایان یافتن جام جهانی، میان خبر‌های کوتاه و ناچیزی که از قاره می‌‌آید رو به سکوت می‌‌رود. سینما یکی از آن نمونه‌هاست که اگر خوب استفاده شود رساتر از هر مدیوم دیگری در جهان امروز صدای مردمی را به گوش جهانیان می‌‌رساند. ما صدای مردم افریقا را از زبان خودشان نشنیده‌ایم. فیلم‌های زیادی از این قاره توسط فیلم سازان بومی ندیده‌ایم و چیزی جز تصویر دگرگون شده دستگاه رسانه‌ای غرب از این قاره به یاد نداریم. این نوشتار کوچک تلاشی است در راه شناساندن نوع دیگری از سینما که سال‌هاست در کشور‌های جهان سوم- به خصوص قاره افریقا- روبه تکامل است و از دیده‌ها پنهان مانده است.
سینما انقلاب
این چیزی نیست که به سادگی بتوان از آن گذشت؛ در تمام دورانی که میان سال‌های 1920 تا 1950 زمانی که‌هالیوود در اوج شکوفایی خود، دوران نظام استودیویی را می‌‌گذراند، فیلم سازان افریقایی حتی موقعیت و شانس فیلم سازی هم نداشتند. ماجرای ممنوعیت تولید فیلم برای افریقایی‌ها ادامه داشت، تا اواخر دهه 60 میلادی که فیلم سازان افریقایی دست آخر به مدد انقلاب‌های مردمی موفق به شکست بند استعمار شدند و فیلم‌هایی را با فکر و ایده‌های خود درباره آزادی و انسانیت تصویر کردند. تا آن زمان هرچه که از قاره پهناور در جهان دیده می‌‌شد تنها و تنها در فیلم‌هایی نظیر «تارزان» و «معدن‌های سلطان سلیمان» خلاصه می‌‌شد. تصاویری که انسان افریقایی ناگزیر بود برای دیده شدن در بک گراند چهره‌های سفید پوست غربی نشان داده شود. تنها دلیل این ممنوعیت و محدودیت برای فیلم سازان افریقایی، ترس دولت‌های اروپایی از متحد شدن افریقایی‌ها در برابر استعمار بود. فرانسوی‌ها که استعمارگران درجه یک تمام نواحی قاره محسوب می‌‌شدند سینما را آنقدر موثر و مهم می‌‌دانستند که در اقدامی پیشگیرانه تولید فیلم را برای افریقایی‌ها ممنوع کرده بودند. بدین ترتیب تا قبل از استقلال، نویسندگان و هنرمندان افریقایی تا همین 50 سال پیش نمی‌توانستند از سرزمینشان بگویند.
سینمای افریقا را شاید بتوان بیش از هر چیز ملهم از نظریه سینمای سوم دانست. سینمای جهان سوم، موسوم به سینمای سوم از ابداعات روزنامه نگار فرانسوی آلفرد سووی بود که جهان را به دنیای نجیب زادگان(طبقه اول)، روحانیان(طبقه دوم) و عوام( طبقه سوم) تقسیم کرده بود. جهان سوم شامل کشورهایی می‌‌شد که ساختار اقتصادی و سیاسی آنها تحت استعمار شکل گرفته بود. کشورهایی که نمونه‌هایش در امریکای جنوبی، آسیا و البته افریقا قابل مشاهده‌اند. دسته بندی شمالی، جنوبی در ایتالیا و شکل گیری نئورئالیسم در این کشور تا حدود زیادی شبیه دیگر کشور‌ها بود که خود را در تکاپوی مبارزه‌ای علیه استعمار و ظلم می‌‌دیدند. به همین خاطر سینمای سوم متاثر از نئورئالیسم گردید. نئورئالیسم ظرفیت‌های تازه ای از سینما را می‌‌نمایاند، نوعی از سینما که نیازی به تجهیزات و امکانات گسترده نمی دید. چیزی که بعد‌ها به عنوان زیبایی شناسی فقر خود را شناساند. قاره افریقا از این موضوع به شدت استقبال نمود. ظهور دوربین‌های ارزان قیمت دیجیتال و رایانه‌های خانگی که کار میز تدوین را می‌‌کردند، تولید فیلم را برای فیلم سازان افریقایی بسیار آسان می‌‌کرد، که نام پدیده ویدئو را به خود گرفت. سینمای افریقا به رغم توانایی‌ها و ظرفیت‌های بالایش همواره به خاطر جنگ‌ها و انقلاب‌هایی که از دهه شصت میلادی به این طرف قاره را فراگرفته، در محاق قرار گرفته است. در دوره پس ازاستعمار، آرام آرام موضوع انقلاب از فیلم‌های این فیلم سازان حذف می‌‌شود و چهره دیگری از شخصیت انقلابی این سینما رو می‌‌شود؛ قاره افریقا حالا فقط دچار یک نوع استعمار نیست بلکه ما با انواع دیگری از استعمار شامل استعمار اقتصادی، سیاسی و فرهنگی- رسانه‌ای نیز روبه‌روییم.
رؤیای افریقایی
در دوران استعماری فیلم سازان خارجی بدون اینکه افریقا را دیده باشند آن را به عنوان جایی که تنها مشتی وحشی دارد می‌‌شناختند و با همین دیدگاه، درباره آن فیلم می‌‌ساختند. تا آنکه فیلم سازان افریقایی فرصت ظهور یافتند. تعداد بسیاری از نخستین فیلم‌هایی که در افریقا در این دوره ساخته شد، به موضوع رنج‌ها و مسائل مردم افریقا در دوره استعمار می‌‌پرداختند. حتی بسیاری از این فیلم‌ها از آثاری بودند که در دوران استعمار محدود شده بودند و اجازه پخش نیافته بودند. «مجسمه‌های ازدست رفته آسوسی« (1953) عنوان فیلم مستند کوتاهی بود که به موضوع سرقت‌های هنری صورت گرفته از افریقا توسط غربیان می‌‌پرداخت. این فیلم 10 سال توسط فرانسوی‌ها ممنوع بود. برخی از این فیلم‌ها نیز به وضعیت متفاوت رنگین پوست‌ها در اروپا می‌‌پرداختند. عثمان سمبنه، فیلمساز سنگالی که بعد‌ها به پدر سینمای نوین افریقا مشهور شد فیلم «دختر سیاه» را ساخت. این فیلم نخستین اثری بود که به کارگردانی یک افریقایی در جهان مطرح شد و به زندگی و مسائل زنی افریقایی در پاریس می‌‌پرداخت. «سلیلو» عنوان فیلم دیگری به کارگردانی مد هوندو بود که همین موضوع را دستمایه قرار داده بود.
رخداد دیگر در ابتدای شکلگیری سینمای افریقا، تشکیل اتحادیه فیلم سازان افریقایی (FESPACO) در سال 1969 بود. تشکیل این اتحادیه موجب جمع شدن و پا گرفتن فیلمسازان افریقایی شد. همان بود که باعث شد فیلمسازان افریقایی به رسانه‌های جهانی راه یابند. به رغم این رخداد، شاید شأن اجتماعی، انقلابی و فرهنگی این سینما باعث شد آنچنان شکل صنعتی و سرگرمی نداشته باشد. از همین روست که سینمای افریقا به عنوان سینمای جشنواره‌ای و اجتماعی مطرح شده است. هم اکنون نیز فیلمسازان جوان زیادی در کشورهای این قاره به کار مشغولند که غالبا با امکانات پایین فیلم می‌‌سازند. بسیاری از این فیلمسازان خود را تا حدود زیادی وابسته به کمپانی‌های فیلمسازی کشور‌های اروپایی می‌‌دانند و در جشنواره‌هایی که برگزار می‌‌شود به دنبال تهیه‌کنندگان اروپایی- امریکایی می‌‌گردند.
در سال‌های اخیر سینمای افریقا به مدد جشنواره‌ها تا حدود زیادی خود را در جهان مطرح ساخته است که گهگاه فروش آن نیز قابل توجه بوده است. فیلم ناحیه 9 نیز آخرین نمود قاره سیاه در امریکا بود. فیلم به کارگردانی نیل بلومکمپ، اهل افریقای جنوبی، به تهیه کنندگی پیتر جکسون، داستانی تخیلی دارد. فیلم نامزد بهترین فیلم در مراسم اسکار 2010 شد. سال گذشته نیز فیلم با فروش خوب در اواخر آگوست مواجه شد. منتقدان امریکایی در سایت راتن تومیتو این فیلم را با 90 در صد جلب نظر، ارزیابی کردند. «موسیقی پرودنس» از دیگر آثار مطرح درباره افریقای جنوبی بود که موضوع آن گروه موسیقی شامل دانش‌آموزان یک مدرسه از کودکان معلول بود. این فیلم نیز در سال گذشته موفقیت‌هایی کسب نمود. شاید اوج سینمای افریقا فیلم «توتسی» باشد. توتسی به کارگردانی گاوین هود در اسکار 2005 موفق به دریافت بهترین فیلم خارجی زبان شد. این فیلم زندگی مردی تبهکار در شهر ژوهانسبورگ افریقای جنوبی را نشان می‌‌دهد.
بدین ترتیب با مطرح شدن چنین آثاری از قاره که روح ملت افریقا را در خود دارد این سینما تا تبدیل شدن به زبانی گویا برای نشان دادن رنج‌ها و مصائب زندگی افریقایی راهی ندارد؛ حقیقتی که باید تلاش کرد تصویر زنده آن را از زبان سینماگران افریقایی دید.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار