برگزاري كرسيهاي آزادانديشي در دانشگاهها، نخستين بار در سال 1386 از سوي مقام معظم رهبري مطرح شد و سپس در سال 1388، معظم له بر لزوم برگزاري اين كرسيها تأكيد كردند. برگزاري كرسيهاي آزادانديشي در دانشگاهها به منظور ايجاد فضايي آزاد و به دور از هرگونه مشكل براي بيان دغدغهها و تبادل نظر و انديشه جامعه دانشگاهي مطرح شد. اين كرسيها در ادامه كرسيهاي نظريهپردازي كه به سفارش مقام معظم رهبري، در حوزه اساتيد برگزار ميشد،در دستور كار مسئولان وزارت علوم قرار گرفت. تاكنون شايد بالغ بر 50 كرسي نظريهپردازي در سطوح بالاي علمي دركشور برگزار شده است.در اين نشستها عموماًٌ اساتيد در يك جمع داوري راجع به يك نظريه مرتبط با فضاي علوم انساني به بحث و تبادل نظر ميپردازند. در حوزه دانشجويي اين نياز احساس شد كه بايد اقدامي صورت بگيرد و تريبوني در اختيار دانشجويان گذاشته شود تا در حوزههاي مختلف فرهنگي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي ابراز عقيده كنند. در اين كرسيها دانشجويان ميتوانند در قالب نقد، مناظره و يا مونولوگ نظرات خود را ارائه كنند. جزئيات برگزاري اين كرسي ها را در گفت و گو با جليل دارا مدير كل امور فرهنگي وزارت علوم جويا شديم.ويژگي كرسي هاي آزاد انديشي چيست؟اولين ويژگي كرسي هاي آزاد انديشي اين است كه علاوه بر فراهم آوردن فضايي براي ارائه نظرات، فرصتي ايجاد ميكنند كه نظراتشان در معرض قضاوت مخاطبين قرار بگيرند. كرسيهاي آزادانديشي فضاي گفتوگو را در اختيار اين دانشجويان قرار ميدهند. اين دقيقاً آزادي بياني است كه در اسلام بر آن توصيه شده و پايه و اساس انقلاب ما را نيز شكل ميدهد و از دستاوردهاي كرسيهاي آزادانديشي است. از ديگر ويژگيهاي اين كرسيها، اين است كه اصلاً خاص دستگاه سياسي نيستند. به عبارتي بنابه فرمايش مقام معظم رهبري، دانشجويان بايد در اين فضاها آزموده شوند و قدرت تحملشان بالا رود. اين دقيقاً يكي از نقطه ضعفهاي روانشناختي ما ايرانيان است يعني قدرت تحملمان در گفتوگو و نقد و مناظره كم است. كرسيهاي آزادانديشي نوعي فضاي آزمودني است تا دانشجويان از اين لحاظ قوي شوند و پس از فارغالتحصيلي و در ورود به جامعه در حوزههاي مختلف مديريتي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي چنانچه قرار شود نقدي صورت دهند و يا در جمعي پاسخگوي مسألهاي باشند، دست و پا گم كرده و واكنشي با موضوع برخورد نكنند و يا در مناظراتشان احساس بر منطق غلبه نكند.همچنين بهترين فضا براي بحث و به نقد كشيدن علوم انساني فعلي و انتقاد درخصوص سرفصل دروسي كه در حوزه علوم انساني قرار دارند، همين كرسيهاي آزادانديشي است. در اين زمينه هم بايد فضا موجود باشد، هم كنترل دقيقي روي ارائه قوي مباحث توسط دانشجويان صورت بگيرد. هرچند يكي از جاهايي كه بحث اصلاح و بوميسازي علوم انساني بايد پيگيري شود، معاونت آموزشي است اما كرسي آزادانديشي مجرايي است براي به چالش كشيدن وضع موجود علوم انساني. درصدد هستيم نقدهاي ارائه شده در اين رابطه را در دبيرخانه كرسيها، بهصورت كتابي تأليف كنيم و اين كتابها در اختيار دستاندركاران تحول در حوزه علوم انساني قرار ميگيرد و بخشي از دستاوردهاي كرسيها را كه نياز باشد و هيأت تشخيص دهد، در رسانهها از جمله صداوسيما منعكس نماييم.وقتي براي دانشجويان و اساتيد فضايي ايجاد شود كه علوم انساني را نقد كنند، قطعاً از دل اين نقدها و مناظرهها، انگيزههايي براي تحول از بدنه دانشگاه به وجود ميآيد. بخشي از تحول در حوزه علوم انساني ستادي، ساختاري و دستوري است، بخش ديگر و مهمتر توليدي است. هنوز ما نتوانستهايم يك متن قوي و به روز درخصوص درس عمومي مثل انقلاب اسلامي تدوين كنيم. مسلماً اين كار بايد در بدنه دانشگاه صورت بگيرد. وقتي در دانشگاه يك حركت خودانتقادي صورت بگيرد، دانشگاهيان از جمله دانشجويان، انگيزه پيدا ميكنند در تحول علوم انساني نقشآفريني كنند. كرسيهاي آزادانديشي علاوه بر اينكه بستري براي تقويت و بازنگري علوم انساني است، فضاي جديدي را به وجود ميآورد تا دانشجويان درگير مسائل علوم انساني شوند. كرسي آزاد انديشي در فضاي سياسي نيز نوعي روشنگري دارد. در حال حاضر مشكلي كه در دانشگاههاي ما وجود دارد و مقام معظم رهبري هم بارها بر آن تأكيد كردهاند اين است كه دانشگاه بايد سياسي باشد ولي سياست زده نباشد. متأسفانه ممكن است در جايي جريانهاي سياسي بنا به دلايل گوناگون از پتانسيل دانشجويي براي بهرهبرداري سياسي استفاده كنند. كرسي آزادانديشي در مقابل فضاي روشنگري و حقيقتيابي ايجاد ميكند تا دانشجو در آن سمت و سوي خود را مشخص كند و اين دستاورد كرسي آزادانديشي در حوزه سياسي است. به علاوه اينكه آگاهي بخشي و افزايش بينش و بصيرت نسبت به حوزههاي سياسي يا نوع نقد تفكرات سياسي را به همراه دارد.اقدامات وزارت علوم براي اجراي كرسيهاي آزادانديشي با ويژگيهايي كه برشمرديد تاكنون چه بوده است؟گام اول بسترسازي فرهنگي است. ابتدا بايد روي كرسيهاي آزادانديشي تعاريفي صورت بگيرد و مباحث مربوط به اين كرسيها و اساساً خود كرسيها را در نشستها و همايشهاي مختلف به شور و مشورت بگذاريم و مشخص كنيم كه چه تعريفي دارند، به چه سمتي بايد بروند و انتظار ما از برگزاري آنها چيست. به عبارتي اصل نهضت بايد در دانشگاه به خوبي تبيين شود. سپس بايد به فراهم كردن لوازم اجراي آن بپردازيم كه از جمله مهمترين اين لوازم تدوين يك دستورالعمل و آييننامه براي اجراست.در حال حاضر پيشنويس آييننامهاي با حضور كارشناسان حقيقي و حقوقي تهيه شده است، در اين نسخه پيش نويس آمده است، عدهاي بايد در دانشگاهها متولي برگزاري جلسات شوند. اين افراد كه در قالب يك هيأت فعاليت ميكنند و نمايندگان دانشجويان نيز در ميان آنان حضور دارند درخواستهاي ارائه شده از سوي دانشجويان را براي تشكيل كرسيهاي آزاد انديشي دريافت و بررسي ميكنند و براي جلوگيري از انحراف از مسير جلسات، در طول اجرا بر جلسه و حواشي آن نظارت دارند.در حال حاضر كرسيهاي آزادانديشي به صورت معدود و محدود در حال برگزاري هستند، اما طبق ضوابط نيستند.چه برنامهاي براي جلب اعتماد و جذب دانشجويان به اين جلسات داريد و برنامهتان براي جلوگيري از تشريفاتي شدن اين جلسات چيست؟خواه، ناخواه اين حركت در ابتدا ممكن است واكنشهايي را به همراه داشته باشد و كساني فرض كنند كه ما به دنبال ايجاد تريبونهايي هستيم كه حرفهاي خود را از زبان ديگران بيان كنيم. به هر حال هنوز اين كرسيها به معناي واقعي برگزار نشدهاند كه بخواهيم قصاص قبل از جنايت كنيم. از سوي ديگر ممكن است به عنوان مثال در ابتداي كار به موضوعي مجوز داده نشود كه اين مسأله طبيعي است و اين تبعاتي داشته باشد. ما هم از ابتداي كار در پي رسيدن به مطلوبيت مورد نظر نيستيم. در انتخابات هم ديديم كه به رغم تمام مشكلاتي كه مناظرات تلويزيوني در فضاي جامعه ايجاد كرد، مقام معظم رهبري در خطبهشان خواستار تداوم مناظرات شدند. اين تجربه كوچك و در عين حال خوبي بود. لذا در دانشگاه هم ممكن است مشكلاتي پيش بيايد، اما به نظر من بدبيني پيش از انجام كار صحيح نيست. تاكنون تماسهاي بسياري از جريانهاي مختلف سياسي دانشگاهي و طيفهاي مختلف دانشجويي داشتهام كه از برگزاري چنين جلساتي استقبال كردهاند. تدبيري هم كه ميفرماييد اين است كه دانشجويان بتوانند در فضاي دانشگاهي آزادانه نقد و گفتوگو كنند. گاهي بحث رسانهاي شدن اين كرسيها هم مطرح ميشود. من در جاي ديگري هم عرض كردم، بعضي از اين مناظرهها چون فضاي نقد و صحبت و گفتوگو داخل دانشگاهي است نياز به رسانهاي شدن ندارد و فضاي خارج دانشگاه كشش اين بحثها را ندارد. در هر نقد و مناظرهاي منطق، استدلال و روشي حاكم است كه خارج از آن نبايد عمل شود. در اين آييننامه نيز مانند ساير آييننامهها خط قرمزهاي نظام رعايت ميشوند. در عين حال هيچ منعي براي نقد عملكرد دولت در حوزههاي اقتصادي و سياسي وجود ندارد. در هر دولتي فضاي دانشگاهها بايد براي برگزاري اين گونه جلسات فراهم باشد، به شرطي كه چارچوبهاي تعريف شده حفظ شوند و غرضورزي بر جو كرسيها حاكم نباشد به عبارتي نبايد كرسيهاي آزادانديشي تبديل به يك تريبون براي كساني شوند كه بغض و كينهاي نسبت به يك جريان يا نگاهي خاص دارد. اين امر در مورد مباحث علمي، اجتماعي و فرهنگي نيز صادق است نبايد چون با يك نوع گفتمان يا نظريه علمي مخالفيم، بدون منطق آن را زير سؤال ببريم. كرسيهاي آزادانديشي، فضاي گفتوگو را براي تمام افكار درون مجموعهاي جمهوري اسلامي كه در قانون اساسي پذيرفته شدهاند، فراهم ميكند. موضوعات اين كرسيها از سوي وزارت علوم مطرح ميشوند يا از سوي دانشجويان و دانشگاهها و اگر براي برگزاري جلسه قرار به تصويب موضوع باشد، در كدام مجمع تصويب ميشود و با حضور چه كساني. آيا نمايندگان دانشجويان هم در اين مجمع حضور دارند؟محدوديتي در برگزاري كرسيها وجود ندارد، در غير اين صورت جلسات قالبي ميشوند. ميتوانيم موضوعي را پيشنهاد دهيم يا در انتخاب موضوع به دانشجويان كمك كنيم، اما آنها در اين زمينه محدود نميشوند. پيشبيني شده است كه در پروسه تصويب موضوع، دانشجويان نيز در تركيب اين هيأت باشند. منتها با شرايطي خاص. مثلاً دانشجويان بايد در حوزه تحصيلات تكميلي علوم انساني باشند. به عبارتي هم سعي شده در هيأت تصميمگيرنده در دانشگاه از تركيب دانشجويي استفاده شود و هم در مرجع حل اختلاف. آييننامه كرسيهاي آزادانديشي به تصويب كدام مرجع رسيده يا قرار است برسد؟ همچنان كه روال تمام آييننامههاي دانشجويي است، اين آييننامه نيز قرار است ميان وزارتخانههاي بهداشت و علوم، دانشگاه آزاد و نهاد نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها به تصويب برسد. دليل اين كار هم لزوم ايجاد هماهنگي دانشگاهها در ميان اين نوع حركتهاست. لازم نيست از طريق يك مرجع فرا دستي مثل شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب و ابلاغ شود؟ شايد در مراحل بعدي به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي برسد. درخواستها به انضمام موضوع براي اداره كل فرهنگي ارسال و در اينجا تصويب ميشوند يا تنها كسب موافقت مسئولان دانشگاه كفايت ميكند؟وقتي هيأتي در دانشگاه به عنوان هيأت بررسي كرسيهاي آزادانديشي تشكيل ميشود اين حق و اختيار را خواهد داشت كه در اين زمينه تصميمگيري كند. اگربخواهيم ارائه مجوز را به مركز منحصر ومحدود كنيم، علاوه بر اينكه در توان ما نيست، تعلل نيز در كار برگزاري كرسيها ايجاد ميشود.چقدر دقت ميشود كه هيأت تشكيل شده در دانشگاه در مورد تصويب موضوع جلسات اعمال سليقه نكند؟طبق آييننامه پيشنهادي، تمام اعضاي هيأت بررسي كرسيها از بدنه دانشگاه انتخاب ميشوند. به عبارتي كسي از خارج دانشگاه وارد هيأت نميشود كه با فضاي دانشگاه موافق نباشد. بحث در اين مورد نيز مثل قصاص قبل از جنايت است، چون هنوز كاري صورت نگرفته است. بحثهاي مرتبط با علوم انساني مثل ساير علوم از قواعد خاصي پيروي نميكنند. ممكن است در دانشگاهي اعمال سليقه شود، ولي اين قاعده كلي نيست. مكانيسمي كه در انتخاب جمعي موضوعات در نظر گرفته شده، كمك ميكند از اعمال سليقه پرهيز شود. با اين حال بعد از شروع جريان كرسيها، آسيب شناسي برنامهها نيز صورت ميگيرد. قطعاً اين آييننامه مثل بسياري ديگر از آييننامهها، بعد از مدتي دچارتغيير ميشوند و روي آنها بازنگري صورت ميگيرد. لذا بعد از شروع، چنانچه مشكلاتي هم وجود داشته باشد، چه در آييننامه، چه در اجرا اصلاح ميشود. چه زماني اين آييننامه تصويب، ابلاغ و به صورت آزمايشي انجام ميشود و از چه زماني دانشگاهها ملزم به برگزاري نشستها ميشوند؟در حال حاضر اقدامات اوليه صورت گرفته است. دبيرخانه كرسيها نيز در دفتر امور فرهنگي درنظر گرفته شده است. آيين نامه پيشنهادي تدوين شده به دست وزير رسيده و اميدواريم براي ترم آينده تحصيلي يعني مهر سال 90-89 تصويب و ابلاغ شود و شاهد اجراي آن باشيم. البته تا آن زمان اگر دانشگاهي متقاضي برگزاري كرسي آزادانديشي باشد، منعي براي اجرايش نيست. بنا به تأكيد مقام معظم رهبري، خصوصاً بعد از تحولات انتخابات اخير رياست جمهوري فراهم كردن اين فضا بيش از پيش احساس شد. با اين حال شروع رسمي كرسيهاي آزادانديشي از ابتداي مهر خواهد بود. در برگزاري كرسيهاي آزادانديشي علاوه بر اينكه درخواستها در اين زمينه بررسي ميشوند، ما نيز در دانشگاهها تحرك ايجاد ميكنيم تا به گفته شما اگر دانشگاهي هم در ركود و خمودگي بود و تمايلي به برگزاري جلسات نقد و بررسي نداشت، طبق تعريف ملزم شود چند جلسه در سال برگزار كند. اغلب دانشگاهها در پرداختن به مسائل فرهنگي داوطلب نيستند و مسائل فرهنگي از اولويتهاي آخرشان است. چنانچه دانشگاهي اين آئين نامه را به درستي اجرا نكند، چه برخوردي با آن صورت ميگيرد؟اين مسأله كاملاً درست است كه بحثهاي فرهنگي در اولويت آخر قرار دارند ولي اخيراً معاونت فرهنگي وزارت علوم در حال تغيير اين روند است. ايجاد معاونت فرهنگي مستقل در دانشگاهها در همين راستاست. تاكنون در معاونت دانشجويي – فرهنگي، بسياري از مسائل فرهنگي در كنار ساير مسائل ذبح ميشدند. با ايجاد معاونت مستقل قطعاً اين كار قوت ميگيرد. اگر هم دانشگاهي بخواهد از برگزاري كرسيها سر باز بزند، قاعدتاً رئيس دانشگاه زير سؤال ميرود. گاهي ديده ميشود، در برخي دانشگاههاي غيرانتفاعي و آزاد دانشجو به جاي اينكه به تفكر و گسترش آن فكر كند، تنها دغدغهاش پاس كردن واحدها و پرداخت شهريهاش است، از سوي ديگر به طور مرتب ناخودآگاه از سوي جريانهاي مخالف نظام تغذيه فكري و فرهنگي ميشود و عملاً جرياني مثل كرسيهاي آزادانديشي در اين دانشگاهها مغفول ميماند. براي اين موضوع چه چارهاي انديشيدهايد؟ توانايي ما به اندازهاي نيست كه مانند دانشگاههاي ديگر، اين مؤسسات و دانشگاهها را نيز تحت پوشش فعاليتهاي فرهنگي قرار دهيم. اين به دليل محدوديتهاي موجود در منابع مالي و نيروي انساني است. نوع سيستمي كه براي غيرانتفاعيها و بعضاً علمي – كاربردي يا پيام نور تعريف شده، به قوت دانشگاههاي سراسري نيست و به همين خاطر ممكن است نتوانيم آن طور كه نياز است و مثل دانشگاههاي سراسري كار فرهنگي در آنها انجام دهيم. ضمن اينكه در حال حاضر همين كه بتوانيم درخواستهاي موجود را پوشش دهيم، كافي است، چون در گام اول هم خود و هم مجموعه و هم آييننامه و فضاي دانشگاهي را در برگزاري كرسيها ميآزماييم. اگر با اين آمار دانشجو و دانشگاه، حجم بالاي درخواستها تنها برگزار شوند كفايت ميكند. در اينجا من نميخواهم خود انتقادي كنم اما بسياري از دانشگاههاي غيرانتفاعي ما به لحاظ آموزشي مشكل دارند چه برسد به لحاظ فرهنگي، يعني نوع ايجاد دانشگاههاي غيرانتفاعي به گونهاي است كه حتي تقاضاي آموزشي دانشجويان را نيز به نحو احسن پاسخ نميدهند، چه رسد به فرهنگ كه در آخر صف قرار دارد. از سوي ديگر ساختار دانشگاه در اين رابطه بايد تعريف شده باشد. ايجاد معاونت فرهنگي مستقل در دانشگاهها كه از اعضاي اصلي هيأت كرسيهاست فراهم كردن اين ساختار را دنبال ميكند. معاونت فرهنگي در دانشگاهها از چه زماني مستقل ميشود؟از سال گذشته و زمان وزارت دكتر زاهدي، ايجاد معاونت فرهنگي مستقل مطرح شد اما در كشوقوس تصويب ماند. حتي در زمانهايي به سمت حذف معاون فرهنگي هم پيش رفتيم، اما خوشبختانه در دور جديد به چند دليل توجه ويژهاي به استقلال معاونت فرهنگي وجود دارد. اول اينكه بودجه فرهنگي كه به دانشگاهها ارسال ميشوند، متولي خواهد داشت تا پيش از اينكه معاونت فرهنگي با معاونت دانشجويي ادغام شده بود، اگر در دانشگاهي نخود و لوبيا خوب نبود يا كم بود، سريع از فرهنگي ميزدند و آنجا صرف ميكردند. كار فرهنگي نخود، لوبيايي و صنفي نميشود،كما اينكه در برخي از دانشگاهها اين كار صورت ميگيرد. حال بگذريم از اينكه بسياري از اعتبارات فرهنگي در بخش عمراني صرف ميشود. به عبارتي معاونت فرهنگي با اين هدف ايجاد شد كه بسياري از كارهاي فرهنگي در دانشگاهها متولي داشته باشند. داشتن معاون فرهنگي مستقل در دانشگاهها توسط وزير علوم، ابلاغ شده و تاكنون به 30 دانشگاه ابلاغ رفته و در 10 دانشگاه معاون فرهنگي ايجاد شده است. اگر روند تأسيس معاون فرهنگي به شكل موجود پيش برود، شايد تا آخر سال دانشگاهي بدون معاون فرهنگي مستقل وجود نداشته باشد. البته در برخي دانشگاهها مثل غيرانتفاعيها، مدير فرهنگي هم تعريف نشده است.اغلب جامعه هدف در جنگ نرم، جامعه دانشگاهي است. مبارزه با مصاديق جنگ نرم نيز در برنامه كرسيها وجود دارد؟ و اين كرسي ها ميتوانند ابزاري براي خلع سلاح طراحان جنگ نرم باشند.اساساً برگزار كردن كرسي آزادانديشي يعني مبارزه با تهديد نرم و اين كرسيها ميتوانند ابزاري براي خلع سلاح طراحان جنگ نرم باشند. در اين زمينه بايد به دنبال ايجاد يك فضاي حقيقتيابي باشيم. تعريف جنگ نرم اين است كه دشمنان با همان معيارها و ملاكهاي پذيرفته شده نظام، شك و شبهه و ترديد ايجاد ميكنند. ممكن است كساني كه حامل اين شبهه افكني و ترديد و اختلاف هستند، خودشان بيخبر باشند كه در بسياري از موارد اينطور است. از جمله فضاهايي كه بسياري بيخبر، طعمه اين انحرافات ميشوند، جامعه دانشگاهي است و از آنجا كه جامعه دانشگاهي حقيقتياب و دنبال حقيقت است، براي نفوذ رخنه و شبهات بهترين بستر است. به همين خاطر هم مقام معظم رهبري، اساتيد را فرماندهان و افسران جنگ نرم خواندند. يعني اگر چه فضاي دانشگاهي، فضاي آسيبپذيرتري نسبت به جامعه است در اين حوزه، از جهاتي به لحاظ آسيبزدايي نيز پيشگامتر است. يعني خود دانشگاه است كه ميتواند اقدام كند و ريشه رخنه را از بين ببرد. بنابه تعريف تهديد نرم، كرسي آزادانديشي بايد بتواند حقيقتي را ارائه دهد كه شبههزدايي كند و فضايي براي تقابل آرا و انديشههاي جنگ نرم زدهها و سايرين فراهم آورد. اينجاست كه ديگر شاخص، حق و باطل ميشود و ديگر كسي براي بيان عقايدش به انتشار شبنامه و پنهانكاري نيازي ندارد، بلكه شفاف مسألهاش را مطرح ميكند و دانشجو هم كه فطرتاً حقيقتخواه است، پاي مناظره و نقد يا مونولوگ ارائه شده مينشيند و اگر كسي بخواهد خارج از منطق بحث را دنبال كند، نميپذيرد.به عنوان آخرين سؤال، چقدر از پتانسيل ساير نهادها و ارگانها از جمله حوزه علميه در بحث كرسيهاي آزادانديشي استفاده خواهد شد؟يكي ديگر از لوازم برگزاري كرسيها، كمك گرفتن از ساير نهادها هم در بحث موضوع و هم در بحث اجراست. يكي از اين نهادها حوزه علميه است. ممكن است در كرسي شبهه يا بحثي مطرح شود كه نياز باشد پاسخ داده شود. در اين رابطه به دانشگاهها اعلام كردهايم بانك اطلاعاتي ايجاد كنند كه شامل سخنرانهاي متعددي با موضوعات مختلف باشد تا در اينگونه موارد به دانشگاهها اعزام شوند يا در صورتي كه دانشگاهي متقاضي برگزاري جلسه يا سخنراني درباره موضوعي خاص باشد،آنها را اعزام كنند. در اين زمينه ميشود از حوزه استفاده كرد. از برخي از دانشگاهها گزارش ميرسد كه در بحثهاي ايدئولوژي اسلامي و فكري و حتي در بحث مكاتب فكري تشيع و وهابيت مشكلاتي داريم. اين شبههها بايد از سوي حوزويها كه در بسياري از مسائل اعتقادي قويتر از دانشگاهيان هستند پاسخ داده شود. حوزهها ميتوانند پاي ثابت برگزاري كرسيها باشند. و سخن آخر؟دغدغه ما اين است كه در چارچوب قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي و به ويژه منويات مقام معظم رهبري حركت كنيم و درحوزه دانشگاه آنچه در توانمان است براي هر چه بهتر برگزار شدن كرسيهاي آزاد انديشي فراهم كنيم. اما طبق گفته مقام معظم رهبري، كرسي آزادانديشي ختم به دانشگاه نميشود. فضاي جامعه بايد درگير اين موضوع شود. اين نهضتي است كه دانشگاه بخشي از آن است و بايد اين فضا در رسانهها ايجاد شود و علاوه بر اينكه كرسيهاي موجود را پوشش ميدهند، خود نيز اقدام به برگزاري كرسي كنند. در آخر از روزنامه «جوان» به خاطر فرصتي كه در اختيارمان قرار داد تشكر ميكنم.