انفجار و گلوله و بمب این روزها برای مردم عراق چندان غریب نیست و جزو لاینفکی از زندگی روزانه آنها شده است. در واقع اشغال عراق ارمغانی ثابت را بر مردم این کشور به دنبال داشت، آن هم صدای نابهنگام انفجار و خبرهای ناخوشایند پس از آن.
هر انفجار و عملیات تروریستی با یک هدف خاص دنبال میشود و در پس هر اقدام تروریستی هدف سیاسی و نظامی نهفته است و تقریباً تمام انفجارهای عراق را میتوان برای بر هم زدن آرایش نیروهای مستقر، تحت فشار قرار دادن دولت و ملت عراق و حذف یا ترد گروهی سیاسی تعبیر کرد، اما انفجار دیروز عراق علاوه بر این اهداف میتواند جنبه خیلی حساسی از هدف عاملین آن را در پی داشته باشد، آن هم نوک پیکان این انفجار است که وحدت بین شیعه و سنی و قلب نیروهای بیداری را که حاصل تلاش ماهها مذاکره دولت برای تفاهم با قبایل عراق بوده، هدف قرار داده است.
هر چند تحلیلگران مسائل عراق بارها هشدار داده بودند که طولانیتر شدن روند تشکیل دولت جدید میتواند به افزایش خشونتها در عراق منجر شود، اما این سوال مطرح است که در شرایط کنونی عراق که تشکیل دولت به کلاف سردرگمی میان گروهها شبیه است که تحقق آن شاید به این زودی محقق نمیشود و فشار گروههای سیاسی در داخل و قدرتهای خارجی نیز بر این پیچیدگی افزوده، این انفجارها را چه کسانی و با چه هدفی انجام میدهند و اصولاً چه دستاوردی میتواند برای عاملین آن داشته باشد؟ که در این راستا میتوان سه فرضیه را در این امر دخیل دانست.
نیروهای شورای بیداری عراق نیروهایی هستند که با نظارت رهبران قبایل اهل سنت عراق و با بودجه نیروهای آمریکایی با هدف مبارزه با عناصر تروریستی القاعده در مناطق مرکزی و شمال عراق تشکیل شدند. این گروه از شبهنظامیان سنی موسوم به پسران عراقند که سابقه همکاری با گروه القاعده را در کارنامه دارند و از سال ۲۰۰۶میلادی با تغییر موضع، علیه این گروه به مبارزه پرداختند و برخی بر این عقیدهاند که این انفجار میتواند با هدف انحلال یا وقفه در کار آنها انجام شده باشد که در این صورت اولین و مهمترین هدف آن که تفرقه میان شیعه و سنی و ایجاد نا امنی فزاینده در عراق است، محقق خواهد شد.
در این راستا شبکه تلویزیونی بیبیسی نیز در گزارشی در همین خصوص اعلام کرد: گفته میشود که از زمان پیوستن این گروه شبه نظامی به ارتش آمریکا و عراق در جنگ علیه نیروهای القاعده، تا حد زیادی از سطح خشونت در این کشور کاسته شده است و این در حالی است که اخیراً حملات علیه این گروه شبهنظامی افزایش یافته است و حتی آنها ادعا میکنند که در فقدان ثبات سیاسی موجود در عراق که پس از انتخابات در این کشور ایجاد شده، از سوی نیروهای ارتش عراق هم مورد آزار و اذیت قرار میگیرند.
البته این امر هم توسط بسیاری از کارشناسان تأیید شده است که انفجارها میان اهل سنت از جمله شوراهای بیداری و شیعیان با هدف اختلافافکنی میان شیعیان و اهل سنت انجام میشود. اما سوال دیگری که مطرح میشود این است که چه گروهی بیشترین نفع را از این وضعیت میبرد، بخصوص زمانی که سناریوهایی مبنی بر توافق مالکی و علاوی برای پستهای نخستوزیری، ریاست پارلمان و حتی ریاست جمهوری مطرح میشود. آیا این سناریوها در انفجارها دخیل هستند به عبارت بهتر برای تحقق یا عدم تحقق این سناریوها این عملیاتها طراحی شده است یا این بار هم مثل همیشه بازماندگان بعثی و القاعده این عملیاتها را طراحی میکنند؟
آنچه مسلم است شیعیان با تشکیل اتحاد ملی گام اساسی را در تشکیل دولت برداشتهاند و با توجه به حساسیت مراجع و مسئولان عراقی و فشار افکار عمومی داخل و خارج عراق مبنی بر شکل گیری دولت، اقدام گروههای شیعه برای تشکیل دولت قریبالوقوع خواهد بود اما کارشکنیهای گروه العراقیه و حمایتهای امریکا از این گروه این مهم را به تأخیر انداخته است و این امر ناخودآگاه به اذهان متبادر میشود که شاید در پس این گفتمانهای به ظاهر دیپلماتیک و مذاکرات سیاسی برای تشکیل کابینه برگ برندههایی از خشونت نیز جهت فشار و نا امنی در میان باشد، هر چند این امر را نمیتوان به صراحت بیان کرد ولی در رصد علل و عوامل دخیل در این اقدامات ضد امنیتی پرداختن به آنها یک ضرورت است.
و اما فرضیه دیگری که دور از ذهن نبوده و برخی از کارشناسان عراق نیز بر این امر تأکید میکنند ایجاد ناامنی در عراق در مقطع کنونی و ارتباط آن با زمان خروج نیروهای آمریکایی از این کشور است.
در واقع بیثباتی سیاسی موجود در عراق نگرانیهایی را در مورد توقف طرح دولت امریکا برای خارج کردن نیروهای خود از شهرهای عراق تا پایان ماه اوت ( اوایل شهریور) ایجاد کرده است. حال که قرار است آمریکا تا سال ۲۰۱۲ به حضور نظامی خود در عراق به طور کامل پایان دهد آیا نگرانیهای امنیتی و افزایش خشونتها میتواند این خروج را به تأخیر بیندازد؟
البته این فرضیه را چنانچه بپذیریم باید به این مساله هم توجه داشته باشیم که هدف قرار دادن گروه بیداری و هول دادن این گروه به دامن القاعده میتواند ادامه این سناریو باشد تا ناامنی در عراق همچنان فراگیر و حیاتی باشد و حضور آمریکا نیز همچون گذشته لازم و ضروری.