کد خبر: 400508
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۳۸۹ - ۱۴:۳۲
به بهانه آخرین تجربه سینمایی علیرضا امینی
فیلمنامهفیلمنامه هفت دقیقه تا پائیز با اینکه چند بار از مرحله نگارش و بازنویسی گذشته، اما متأسفانه از انسجام قابل قبولی برخوردار نیست و باید گفت این فیلمنامه در مرز بین کاری مدرن و کلاسیک سرگردان است. با اینکه کارگردان هفت دقیقه تا پائیز عنوان کرده که این فیلم کاری مدرن با پایان باز است اما باید گفت نحوه نگارش فیلمنامه طوری است که قسمت اعظم رویدادها براساس خط محور سینمای قصه‌پرداز(کلاسیک) به رشته تحریر درآمده است چرا که نحوه معرفی در یک چهارم زمان ابتدای فیلمنامه (حدود نیم‌ساعت اول) به معرفی شخصیت‌ها، گره‌ها و اهداف شخصیت‌ها، از فیلمنامه‌نویسی کلاسیک تبعیت می‌کند و پس از حدود نیم ساعت نخست نقطه عطف اول شکل می‌گیرد که همان مسافرت خانواده نیما به همراه مریم و امین(خواهر و خواهرزاده میترا) است و این نقطه عطف روند منطقی داستان را به سمت دیگری هدایت می‌کند. زیرا اگر داستان با روند منطقی خود پیش می‌رفت باید کارهای روزمره خانواده نیما(محسن تنابنده) و میترا(هدیه تهرانی) یعنی تولد سارا برگزار می‌شد.اما با سفر به تنکابن و تصادفی که پیش آمد و منجر به مرگ سارا می‌شود، داستان به جهت ناخواسته‌ای هدایت می‌شود که این امر در فیلمنامه‌نویسی قصه‌پرداز آغاز به‌وجود آمدن کشمکش‌هاست که در فیمنامه هفت دقیقه... دو چهارم زمان میانی خط محور(یعنی حدود یک ساعت فیلم) به کشمکش‌ها و فراز و فرودهای داستان می‌پردازد که تا قبل از آتش‌سوزی اتومبیل این خانواده و مرگ سارا(که نقطه اوج اصلی فیلمنامه محسوب می‌شود) کشمکش‌ها و گره‌هایی طرح می‌شود که در زندگی مریم(خاطره اسدی خواهر میترا و همسر فرهاد) اتفاق افتاده و او به‌خاطر شش سال زندگی با خانواده شوهر و زندان رفتن همسرش فرهاد(حامد بهداد) به منزل میترا پناه آورده و دادخواست طلاق می‌دهد که کشمکش قبل از نقطه اوج اصلی بین مریم و میترا و درباره طلاق مریم است که میترا با عنوان کردن حق حضانت امین و یادآوری بیکاری میترا سعی در پشیمان کردن مریم دارد اما با به اوج رسیدن داستان(مرگ سارا) و انتقال جسد سارا توسط مادرش(میترا) به منزل کشمکش‌های ادامه داستان بین میترا و نیما و خواهر و شوهر خواهرش شکل می‌گیرد که کشمکش‌های بعد از نقطه اوج اصلی در قالب اصرارهای نیما و بقیه مبنی بر تحویل جسد سارا در مقابل انکارهای میترا که خود را با جسد سارا در اتاقی حبس کرده و با وجود دخالت پلیس باز حاضر به تحویل جسد دخترش نیست مطرح می‌شود ولی عاقبت پس از چند روز جسد را تحویل می‌دهد و به خاک می‌سپارند و داستان اصلی هفت دقیقه ... که حکایت زندگی خانواده نیما و میتراست در اینجا رها می‌شود و مخاطب پس از خروج میترا از اتاق و خاکسپاری جسد سارا منتظر نقطه عطف دوم است که هیچگاه اتفاق نمی‌افتد و با کمال تعجب درگیری مریم و فرهاد در ادامه مطرح می‌شود. بنابراین فیلمنامه تا زمان خروج میترا از اتاق و تحویل جسد سارا فیلمنامه‌ای قصه‌پرداز و کلاسیک است و با اینکه داستان سه خانواده دیگر مثل خانواده‌های صاحبخانه، سعید و فرهاد در جای جای سه چهارم زمان ابتدایی فیلمنامه در داستان به طور غیر منطقی تنیده می‌شود، اما مخاطب همچنان داستان اصلی را دنبال می‌‌کند. مبحث بعدی فیلمنامه وجود سه خانواده دیگر است. به خصوص خانواده‌های سعید و صاحبخانه که به نظر می‌رسد وجودشان در فیلم خیلی هم الزامی نیست و شاید مثلاً با یک دیالوگ تلفنی می‌شد از خلق زن سعید در فیلمنامه جلوگیری به عمل آورد. به نظر می‌رسد وجود زن سعید یا صاحبخانه تأکید مؤکدی است به فساد مردان جامعه.چون حرف اصلی فیلمنامه فساد جامعه است و مثل همیشه مردان در فساد جامعه و انحراف زنان نقش اساسی را ایفا می‌کنند.به طوری که به صورت اغراق‌آمیزی هیچ‌یک از شخصیت‌های این فیلمنامه مثبت نیست و زنان در جامعه قربانی شرایط و موقعیت‌هایی می‌شوند که توسط مردان و به جهت کامجویی ایجاد شده‌اند. تا جایی که حتی در تصادف اتومبیل هم نیما تلاش قابل قبولی برای نجات سارا انجام نمی‌دهد و در نهایت آنکه در این آتش‌سوزی قربانی می‌شود سارا یعنی شخصیت زن است که در مجموع می‌توان نتیجه گرفت منظری که برای نگریستن به این داستان اختیار شده، منظری غیرواقع‌گرایانه است و حکمی که فیلم صادر می‌کند، حکمی شعاری و دور از انصاف می‌باشد.کارگردانی:فیلم هفت دقیقه تا پائیز، با هوشمندی و اختصار در کاربرد دیالوگ‌ها و استفاده سمبلیک (نمادین) از آکسسوار(لوازم صحنه) برای تفهیم مفاهیم مورد نظر کارگردان و سایر عوامل تولید بهره برده است.از این رو مخاطب در ابتدا با فیلمی خوش ساخت روبه‌رو می‌شود. این فیلم داستانی دو لایه دارد که در لایه سطحی داستانی تأثرگذار از چند خانواده مطرح می‌شود تا جایی که مخاطب به شدت با وقایع همراه و با شخصیت‌ها همذات‌پنداری می‌کند.اما حرف و پیام اصلی موضع‌ گرفتن سازندگان این فیلم (داستان لایه زیرین) در برابر مردان زنباره جامعه است که پیشتر در این خصوص توضیح داده شد. کارگردان از بازی و عوامل تدوین فیلمبرداری، گریم، طراحی صحنه و جلوه‌های ویژه برای خلق داستانی با وحدتی واحد، بسیار خوب بهره برده است به طوری که فیلمبرداری با استفاده از رنگ‌های طیف سرد و کار تنگاتنگ تدوین و جلوه‌های ویژه میدانی و رایانه‌ای با استفاده از پلان‌های کوتاه و نوع دکوپاژ و ضرباهنگی (ریتم) که کارگردان اختیار کرده و همه در خدمت داستان فیلم هستند، موفق به خلق داستانی شده که به صورت نفس‌گیر مخاطب را با خود همراه می‌کند و در نهایت مخاطب عام با ارتباط برقرار کردن با داستان سطحی کار راضی از سالن نمایش خارج می‌شود. نکته قابل توجه و ویژه در کارگردانی چنان که پیشتر اشاره شد استفاده از نمادها است؛ به طور مثال خودکشی فرهاد با باز کردن شلنگ بخاری و فروکش کردن شعله‌های آبی بخاری(در حالی که فرهاد به پیغام‌های تلفنی گوش می‌دهد) نشان داده می‌شود که در لحظات آخر صدای بوق‌های ممتد تلفن که یادآور بوق‌های دستگاه داخل اتاق ICU است که نماد شنیداری مرگ است و از مرگ فرهاد خبر می‌دهد که به یکباره با شنیدن صدای امین(فرزند فرهاد) فرهاد از پیغام‌گیر تلفن، از خودکشی منصرف و شیر گاز را قطع می‌کند یا وقت اعزام سارا به تهران پرستار مرگ سارا را با خاموش کردن چراغ‌های اتاقک عقب آمبولانس نشان می‌دهد. گرچه دراین بین راکوردهایی (اتفاقی که با روند منطقی داستان در تضاد باشد) هم چاشنی این کار شده است که در این خصوص می‌توان به کلاه نیما اشاره کرد که در بیمارستان تهران آن را در دست دارد. در حالی که در تصادف در حالی که چهار چرخ اتومبیل رو به هوا بود نیما بدون کلاه از اتومبیل خارج می‌شود و کلاه او مثل بقیه لوازمی که مجال بیرون کشیدن آنها را نداشتند در آتش می‌سوزد. همچنین کلیدی که نیما آن را در ابتدای قصه به فرهاد داده بود، اما وقتی که نیما پس از میترا وارد منزل می‌شود، با کلید خود در منزل را می‌گشاید و این در حالی است که نیما در بیمارستان با تعجیل از فرهاد و زنش جدا می‌شود. این موارد چه در فیلمسازی مدرن و چه در فیلمسازی کلاسیک جای توجیه ندارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار