سلام آقا خسرو!دلم برایت تنگ شده است. من که میدانم تو مثل خیلیها، آدم غرغر کردن و گله و شکایت نیستی! ولی باز هم ایراد نگیر از من که چرا حالا یادت افتادهام. ماها مرده پرستیم و این حرفها! نه آقا خسرو! شاید ما مردهپرست باشیم ولی تو که برای ما نمردهای! تو حتی اگر هم بخواهی بمیری نمیتوانی؛ تو حالا حالاها زندهای! هنوز جای آن کتکی که اولین بار در هفت سالگی از پدرت خوردی و بعد با او به سالن سینمای باشگاه افسران رفتی درد میکند؟* آن کتک ارزشش را داشت که ما حالا یک آقا خسروی شکیبایی داشته باشیم. اصلاً کاش پدرت محکمتر کتکت میزد!دم آن آقایی که بعدها زد روی شانه ات و گفت: «آقا شما میخواهید بازیگر شوید؟» گرم! مردم ما عادت دارند بازیگرها را تا آخر توی یک نقش ببینند و سالها او را برای هم با آن نقش صدا بزنند؛ وقتی هامون را بازی کردی از همان روز برای من و خیلیهای دیگر شدی «حمید هامون» خودت هم همیشه میگفتی که «بازی در نقش هامون زندگی مرا عوض کرد». چه خوب که مهرجویی و همسرش آن شب برای تماشای نمایش خیابانیات آمده بودند تا بعدش بیاید پشت صحنه و ببوسدت و بگوید:«نمیدانستم کار بازیگری هم میکنی» و تو را «هامون» کند. من که میگویم سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول بعد از جشنواره هشتم آبرو یافت! بعد از تو و نقش هامون!من که میگویم اسم جایزه بهترین بازیگر مرد را باید بگذارند «خسرو بلورین» از بس که بازیگر هستی. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول از سیزدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم «کیمیا» (۱۳۷4) و سه بار نامزدی سیمرغ بلورین بازیگر اول مرد و سیمرغ بلورین نقش دوم مرد را در سال ۱۳۸۳ برای «سالاد فصل» و اینها یک طرف، آنها که میتوانستی بگیری و ندادند و یا نخواستی و یا گذاشتی به دیگران هم برسد، یک طرف.آقا خسرو! اسم فیلم هایت را که «بانو»، «سارا»، «یک بار برای همیشه»، «کیمیا»، «پری»، «خواهران غریب»، «سرزمین خورشید»، «دختردایی گمشده»، «میکس»، «کاغذ بیخط»، «مزاحم»، «حکم»، «چه کسی امیر را کشت؟»، «رئیس»، «اتوبوس شب»، «دستهای خالی» و... هستند را که حفظم هیچ، اسم شخصیتهایی که بازی کردی و گریم و حتی دیالوگ هایشان را هم حفظ حفظم!سریال هایت را که دیگر نگو! «مدرس»، «روزی روزگاری» و «خانه سبز» و ...آقا خسرو! دلم برای رضای خانه سبز و دست لای مو کردنهایت تنگ شده؛ میدانی توی خیلی از خانههای ایرانی از روزی که توی آن سریال گفتی «اصلاً چه معنی میده کسی با کسی توی این خونه قهر کنه؟»، کسی با کسی قهر نمیکند؟دلم برای صدایت و سین گفتنهای خاصت تنگ شده، دلم برای چشمهایت و اشکهای آمادهاش تنگ شده، دلم برایت تنگ شده معنای شکیبایی، آقای شکیبایی، خسرو شکیبایی. پس نه سالمرگ که تولدت مبارک آقا خسرو!* خاطرات مورد استفاده در این نوشتار بخشی از خاطرات زندهیاد خسرو شکیبایی است که از زبان خود وی نقل شده است.