
قاسم رحمانی- پنجشنبه شب در مسجد جامع زاهدان، جایی که مردم مؤمن این دیار، مشغول برگزاری جشن به مناسبت ولادت حضرت امام حسین(ع) و حضرت اباالفضل العباس(ع) بودند، انفجار دو بمب 26 نفر شهید و 312 نفر مجروح برجای گذاشت. اکنون این سؤال پیش میآید که این انفجارها که با فاصله نزدیکی از همدیگر رخ داد کار کیست و با چه هدفی انجام شده است؟ البته قطعاً اولین هدف ایجاد تفرقه میان برادران سنی و شیعه است.
در اولین نگاه بازماندههای گروهک ریگی معدوم، متهم ردیف اول هستند. اساساً گروهک خلق بلوچ که نام جعلی جندالله را برای خود برگزیده (که مسئولیت انفجارها را هم بر عهده گرفته) توسط عموی عبدالمالک ریگی و با حمایتها و کمکهای بیدریغ امریکا در شهر کویته پاکستان راهاندازی شد تا منطقه سیستان و بلوچستان را ناامن کند. هدف این گروهک و امریکاییها فشار بر جمهوری اسلامی ایران و وادار ساختن تهران به پذیرش زورگوییهای واشنگتن است. حاصل کار این گروهک مزدور هم شهادت صدها بلوچ مظلوم بود که البته خونشان دامن عبدالمالک ریگی را گرفت.
با این حال، اصلی دانستن نقش این گروهک در انفجارهای زاهدان، سادهلوحی است. در چند ماه گذشته رفت و آمد مقامات ارشد نظامی و امنیتی امریکا به پاکستان افزایش یافته است. بهانه افزایش رفت و آمدها نیز بمبگذاری نافرجام میدان تایمز نیویورک بود که همزمان با انتشار صدای یکی از فرماندهان ارشد طالبان پاکستان (حکیمالله محسود) انجام شد.
این فرمانده طالبان در آن نوار صوتی گفته بود که نیروهایش را برای هدف قراردادن اهدافی به امریکا میفرستد. به این ترتیب نشان دادن خودرویی حاوی بمب در میدان تایمز نیویورک و پخش صدای محسود، صحنههایی از یک فیلم بود که به جای هالیوود، سازمان سیا آن را ساخت تا بهانه لازم برای گستراندن هرچه بیشتر چتر امنیتی خود در پاکستان را فراهم آورد. این به آن معناست که امریکا به دلیل ناتوانی در شکست دادن طالبان افغانستان و پاکستان، اوضاع امنیتی خود را تقویت میکند تا در مواقع لازم از آن علیه کشورهای دیگر هم استفاده کند.
یکی از زمانهای استفاده از این ابزار، پنجشنبه 24 تیرماه 1389 بود و مکان آن مسجد جامع زاهدان. درست در روزی که شهرام امیری، فرد ربوده شده توسط دستگاههای اطلاعاتی امریکا و عربستان سعودی به ایران بازگردانده میشود و یکبار دیگر قدرت دست بلند اطلاعاتی جمهوری اسلامی به اثبات میرسد، دو انفجار در یک مسجد زاهدان رخ میدهد تا شیرینی این پیروزی بزرگ را در کام ملت تلخ کند. در این میان، چند عاشق اباعبداللهالحسین(ع) هم به شهادت میرسند. از همانهایی که گروهک خلق بلوچ ادعای حمایت از آنان را دارد و فجایع خود را به حساب دفاع از آنان میگذارد.
از طرفی امریکاییها قرار است در ماههای سپتامبر و اکتبر حملات خود به قندهار را افزایش دهند و در این راه به کمک ارتش پاکستان و گروهک خلق بلوچ نیاز دارند. قرار است امریکا از روبهرو و ارتش پاکستان به همراهی گروهک خلق بلوچ از پشت سر به طالبان در قندهار حمله کنند و آنها را در منگنه قرار دهند. عملیات زاهدان، اعلام آمادگی گروهک خلق بلوچ برای همبستگی و هماهنگی با امریکا علیه طالبان بود. این طرح در چارچوب مسلح کردن برخی گروهکهای افغانستان و پاکستان علیه طالبان انجام میشود. طرحی که در عراق با عنوان مسلح کردن سهوهها نام گرفت و قرار بود سلفیها را در مقابل القاعده، شیعیان، ارتش و دولت عراق قرار دهد. آن توطئه شوم با هوشیاری مردم عراق، بهویژه اهل سنت خنثی شد و مکر آن به امریکاییها برگشت. اکنون امریکا، همین طرح را میخواهد در افغانستان و پاکستان اجرا کند. به این نحو که برخی گروهکها را علیه طالبان و مردم بیگناه افغانستان و پاکستان مسلح کند تا خود به تثبیت حضور در منطقه بپردازد.
امریکا از گرم شدن روابط تهران- دهلینو ناخرسند است و فشارهایش را علیه هندوستان برای اجرای تحریمهای ایران افزایش داده. در چنین فضایی هندوستان روابط خود را با ایران گسترش میدهد و حتی اعلام میکند به خط لوله صلح بازمیگردد. از آن طرف پاکستان نیز به گاز ایران اعلام نیاز میکند. خط لوله گاز ایران- پاکستان- هندوستان قرار است از منطقه سیستان و بلوچستان وارد بلوچستان پاکستان و سپس وارد هند شود. در چنین فضایی، امریکاییها با تحریک مزدوران خود به انجام این فجایع میخواهند، منطقه را ناامن جلوه دهند تا خط لولهای که میتواند دوستیها را تحکیم بخشد به سرانجام نرسد. به نظر میرسد در ماجرای انفجارهای زاهدان دستگاه امنیتی پاکستان که کاملاً تحت نفوذ امریکاییهاست، سهلانگاری یا حتی همکاری کرده است. مدل عملیات پنجشنبه شب، شبیه عملیاتی است که چندی قبل در دو مسجد کنار یکدیگر در لاهور پاکستان رخ داد و دهها کشته بر جای گذاشت. آنجا هم ابتدا یک بمب منفجر شد و در حالی که مردم مشغول امدادرسانی بودند انفجار بمب دوم رخ داد و بر تعداد کشتهها افزود.
ترتیب دادن این انفجارها بدون هماهنگی با یک نیروی امنیتی سازمانیافته امکانپذیر نیست و تروریستهای فاجعه زاهدان، توسط امریکاییها و با اطلاع ISI آموزش دیدهاند. بنابراین وظیفه دولت پاکستان است که نسبت به جمعآوری بساط گروهک خلق بلوچ از خاک خود اقدام کند و جلوی همکاری برخی بخشهای امنیتی خود با امریکا و گروهکهای ضدایرانی را بگیرد. در غیر این صورت عواقب این حملات، گریبان مقامات امنیتی و دولتی این کشور را هم خواهد گرفت. همانطور که امریکا برخی گروهها را در منطقه ساخت و حمایت کرد و اکنون به دشمن خودش تبدیل شدهاند. امریکاییها نیز باید بدانند که نظامیان و اتباعشان در دسترس ایران هستند و در وقت خود، تاوان اشتباهات مکرر نظامیان و دولتمردانشان را خواهند داد و دست بلند اطلاعاتی ایران، تروریستهای زاهدان را مانند عبدالمالک ریگی به دام خواهد انداخت و به سزای اعمالشان خواهد رساند.