جعفر تكبیری - قرارگرفتن فرقه سبز در مسیر اضمحلال و نابودی كه ثمره تئوریهای تند و ضد اسلام اتاق فكر لندن است، رهبران داخلی این جریان را به تكاپو انداخته تا ضمن دراختیارگیری كنترل اتاق لندن، بتوانند تاثیر پذیری بر نیروهای خودی را افزایش داده و از سرعت زوال این جریان بكاهند. شكلگیری جریان سبز با الگوگیری از نمونههای خارجی و بدون درنظرگیری قابلیتهای بومی و مذهبی مردم ایران، این جریان را تنها در برهه بسیار كوتاهی به موفقیتهایی رساند اما با نمایان شدن واقعیتهای پنهانی این حركت و اثبات تعارض آن با نظام جمهوری اسلامی، باعث شد كه خورشید موفقیتهای آنها با برگزاری انتخابات رو به افول و غروب بگذارد. شاید یكی از عوامل مهم این غروب ناگهانی حركت سبز، وجود اتاق فكری با عنوان اتاق لندن در سیستم رهبری حركت سبز است؛ اتاقی كه با عضویت نفراتی همچون اکبر گنجی، محسن کدیور، عبدالعلی بازرگان، عبدالکریم سروش و عطاءالله مهاجرانی كه سابقه ضد اسلامی آنها نه تنها برای حامیان اصولگرایی، بلكه برای رهروان اصلاحطلبی نیز بارز و مبرهن است، كار نظریهپردازی برای حركت سبز را عهدهدار شده است. نظراتی كه باعث ایجاد دگردیسی عقیدتی در بدنه حركت سبز شد. انكار وجود امام زمان(عج) و قرآن را عاملی انسانی و اشعار پیامبر خدا خواندن، تنها بخش كوچكی از انحرافات ایدئولوژیك و عقیدتی است كه مجریان لندننشین به حركت سبز تزریق كردهاند. در نهایت همین نظرات صریح و گزنده لندننشینان بود كه آفتاب سبزها را لب بام نابودی قرار داد و رهبران داخلی حركت را به فكر كنترل اتاق لندن انداخت. ایده خاتمی، بلای جان جریان سبزمحمد خاتمی، یكی از برجستهترین تئوریپردازان جبهه اصلاحات معتقد است كه ما اگر میخواهیم حرفی را به مردم بزنیم و اثرگذار باشد، بهتر است این حرف از خارج به داخل وارد شود. این نظریه محمد خاتمی باعث شكلگیری اتاق فكر لندن شد. اساس این اتاق تئوریپردازی برای جریان سبز توسط نزدیكان لندنی خاتمی بود. درست همزمان با شروع درگیریها در ایران، اتاق لندن نیز فعالیت خود را آغاز كرد اما پس از مدت كوتاهی با ایجاد نزاع بر سر موضوع رهبری حركت سبز، این اتاق از فرصت استفاده كرد و شروع به القای تفكرات ضد دینی خود كرد. اما میرحسین موسوی كه با شعارهای دینمدارانه سعی در رحمانی نشان دادن حركت سبز داشت، درون این نزاع قدرت گرفتار شد و نتوانست رفتارهای اتاق لندن كه حال برخلاف تمامی شعارهای وی حركت میكردند را تكذیب كند. این موضوع تا آنجا ادامه پیدا كرد كه اعضای اتاق فكر لندن خود را به عنوان ابوذرهای میرحسین موسوی معرفی كردند و موسوی نیز كه نمیخواست شكاف عظیم در جریان رهبری سبزها نمایان شود این وابستگی را تكذیب نكرد. حال این ایده خاتمی كه منجر به تشكیل اتاق لندن شد به بلای جان سبزها بدل شده و آنها را به سمت نابودی در نزد ملت دینمدار ایران میبرد. شكست بزرگ در جریان راهپیمایی 9دی و 22 بهمن و عدم اقبال عمومی به فراخوانهای برگزاری تجمع از سوی مجریان حركت سبز به خصوص در سالگرد انتخابات 88 و واقعه 18 تیر، این تلنگر را به رهبران سبز زد كه دیگر چیزی از حركت باقی نمانده است. از این رو آنها به فكر افتادند و با آسیبشناسی وقایع روی داده مهمترین نقطه ضعف خود را اتاق لندن یافتند. اما چگونه میتوان جلوی اقدامات خودسرانه این اتاق را گرفت؟اتاق لندن؛ انسداد راههای پیش و پس رهبران سبزبا تأیید این مطلب از سوی اكثر كارشناسان سبز كه اتاق لندن نقطه تاریك حركات آنها است، رهبران سبز به فكر مهار این عنصر افتادند. شاید مهمترین گزینه پیش رو تعطیلی این اتاق بود اما تكلیف سرمایهگذاریهای زیاد بر روی این اتاق و معرفی آن به عنوان یكی از مهمترین ارگانهای هدایت جریان سبز به كجا میانجامد؟ بنابراین با خروج گزینه تعطیلی اتاق لندن از كارتابل رهبران سبز آنها تصمیم به هدایت مطلوب این عنصر رهبری میگیرند. در بررسیهای صورت گرفته توسط كارشناسان فرقه سبز، تصمیم بر این شد كه بنا به محوریت مشارکت – سازمان مجاهدین انقلاب، بخشی از رهبری جریان سبز به خارج از کشور انتقال یافته و دو هدف رسما پیگیری شود. اول، سروسامان دادن به نیروهای خارج از کشور و کنترل و مدیریت اتاق فکر لندن و دوم، ارتباط گیری مستقیم و مطلوبتر با عناصر خارجی. همچنین شایان ذکر است دو نفر از عناصر موثر جریان اصلاحات و فرقه سبز کاندیدای سفر به خارج از کشور شده و قرار است با بررسی پیشنهادهای اولیه و بررسی وضعیت این دو فرد زمینه مسافرت این افراد و کلید زدن این پروژه زده شود. اما آیا این تغییر استراتژی توسط رهبران سبز با توجه به عدم تدوین خواستههای خود و همچنین وجود چندگانگی در سبزها میتواند مثمرثمر باشد؟بر اساس تحقیقات و آسیب شناسیهای صورت گرفته توسط كارشناسان وابسته به جریان سبز هم اكنون دو دسته در این جریان وجود دارد. یک سر طیف بر آنند که همین که ما باشیم و اعلام حضور کنیم و مقاومت شبکهای و شادمانه را در دستور کار قرار دهیم کافیاست تا کم کم به همان چیزی که میخواهیم برسیم. این گروه اعتقاد دارند که هدف ما همین است که همین تکثر به رسمیت شناخته شود. همین که مثلاً قبل از انتخاب در میتینگهای موسوی، از چپها گرفته تا کمپینیها تا دانشجوهای لیبرال همه حضور پیدا میکنند و در واقع برای اینها نه صرف موسوی که حضور خودشان مهم است. سر دیگر طیف میگوید که با صرف تلنبار کردن آجرها نمیشود خانه ساخت. کار نیکو کردن فقط از پر کردن حاصل نمیشود. فقط جنبدهها نمیتوانند جنبش ایجاد کنند. جنبش نیاز به متن دارد، نیاز به میثاق دارد و شاید این میثاق و انتقال باعث شود كه رهبران سبز، موسوی را برای بیان خواستههای خود پس از یك سال به صورت مشروع ترغیب كنند. باید چشم انتظار بود.