
دوقطبی شدن جامعه و جدا کردن بخشی از مردم از سایر مردم، تلاشی بود که پیش از انتخابات 88 با ورود و شیوع رنگها در عرصه سیاست، برنامهریزی شد و با نزدیکی به 22 خرداد این هدف تا حدودی تصویربرداری شد اما شکست این پروژه نزدیکتر از آنی بود که برنامهریزان تصور میکردند.
بنابراین تلاش دیگری را در پیش گرفتند برای ایجاد شکاف میان ملت و دولت و این نیز نقشهای بود که سریعاً نقش بر آب شد. این سرخوردگی سیاسی برای فتنهگران، معارضه آنان با نظام جمهوری اسلامی را شدت بخشید و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت اسلام را در برنامه هایشان گنجانید که مثال و مصداق آن، حوادث روز عاشوراست. اما شکوه 9 دی و 22 بهمن، این خیال فتنهگران را نیز مهر باطل کوبید. بنابراین پس از این شکستها که برای سیاسیون مطرود رقم خورد، امروز شاهدیم که تحقق نقشههای قدیمی آنان با راهبرد تازهای در حال پیگیری است. بحثهای جدلگونه و اظهار نظرات قهرآمیز و اقدامات متضاد دو مسئول بلندپایه که هر دو منسوب به جبهه اصولگرایان هستند، در این راهبرد تازه میگنجد.
چنانکه این دو مسئول هر کدام به مناسبتی اگر در جلسه و اجلاسی شرکت کنند، بعضاً با اظهاراتی کاملاً بیربط با موضوع آن همایش، سعی در توبیخ و نکوهش یکدیگر دارند. پس از این و به دنبال اظهارات کنایهآمیز، حامیان سیاسی و رسانهای دو مسئول اصولگرا نیز در پی حق و ناحق بودن هر یک از گفتهها برآمده و با عملکرد ناصحیح به نوعی در گوش نیروهای خودی شیپور هشدار و اخطار را میدمند.
طرفه آنکه همه این افراد داعیه اصولگرایی دارند و خود را اصولگرا مینامند. با این وصف، عملکرد ناشایست برخی از داعیه داران اصولگرایی چنان است که به مرور شکافی در جبهه اصولگرایان ایجاد میشود و احزاب و دستههای منسوب به اصولگرایی هر کدامسازی را مینوازند که پراکندگی میان نیروهای اصولگرا را فزونی میبخشد. در نتیجه مردمی که پیشتر در انتخاباتهای گوناگون به اصولگرایان رأی دادهاند، زین پس برای رأی دادن در انتخابات به شک و تردید میافتند که کدام یک از این افراد، اصولگرای واقعی هستند و اصلاً آیا شکاف حزبی در این حیطه چیزی از اصولگرایی باقی گذاشته است؟
بنابراین طبیعی است اگر دو مسئول بلندپایه و تمام کسانی که مدعی اصولگرایی هستند، تلاش خود برای حل مشکلات و اختلافات را در فضای کنایه و طعنه دنبال کنند، به تدریج همان شکافی که سالهای قبل در جبهه اصلاح طلبان ایجاد شد، اکنون در میان دستههای مرتبط با اصولگرایی ایجاد شود و با این اوضاع بعید نیست اگر در انتخابات بعدی یا کمی دیرتر اصولگرایان طعم تلخ شکست را بچشند.
در این صورت نقشههای قدیمی عدهای برای طرد نیروهای اصولگرا با این راهبرد تازه محقق شده است. البته ناگفته نماند که اختلاف میان اصولگرایان از ابتدا وجود داشته که همواره با صبر و بصیرت حل میشد و موجب پیشرفت و اتحاد این جبهه بوده است اما در سالهای اخیر چنانکه مشهود است اختلافات مسبوق به سابقه گاه روند احساسی و غیرمنطقی گرفته و در مسیری پیش میرود که موجب خوشحالی فتنهگران است؛ به ویژه آنگاه که دامنه این اختلافات به میان رؤسای دو قوهای کشیده شود که از قضا هر دوی آنها با رأی مردم از جبهه اصولگرایان روی کار آمدهاند!