
باراک اوباما رئیسجمهور ایالات متحده امریکا اخیراً اعلام کرده، طی 18ماه گذشته ایران اولویت نخست امریکا بوده است. اعلام این مطلب از سوی اوباما آن هم درشرایطی که امریکا در داخل گرفتار بزرگترین و پیچیدهترین بحران اقتصادی و در خارج گرفتار بحرانهای عراق و افغانستان میباشد، بسیار قابل تأمل است. به چه دلیل، رئیسجمهور امریکا میگوید طی 18ماه گذشته ایران اولویت نخست کشورش بوده است؟ آیا آنگونه که امریکاییها مدعی هستند فعالیتهای هستهای ایران صلح و ثبات و امنیت جهان را تهدید میکند و از این جهت آنان با اولویتبخشی به ایران بهدنبال دفع تهدیدات امنیتی از سوی جمهوری اسلامی هستند، یا موضوع، چیز دیگری است؟ البته این نخستینبار نیست که مقامات امریکایی از ناحیه ایران اسلامی ابراز نگرانی میکنند. پیش از این نیز دیگر مسئولان و دولتمردان امریکا از ایران بهعنوان تهدید نخست منافع ایالات متحده یاد کرده و این موضوع حتی در اسناد راهبرد امنیت ملی این کشور طی سالهای اخیر مورد توجه جدی واقع شده است. آیا جمهوری اسلامی منافع امریکا را تهدید میکند؟ این منافع چیست و چگونه تهدید میشود؟ واقعیت این است که براساس تفکر و مکتب سیاسی حاکم بر امریکا، منافع این کشور تابع قدرت آن و قدرت آن نیز حافظ منافع تعریف شده براساس قدرت است. بهعبارت دیگر، امریکاییها معتقدند وقتی ایالات متحده یک قدرت جهانی است، این کشور در سراسر جهان دارای منافع راهبردی بوده و کسی نباید به این منافع آسیب برساند. اگر در گوشهای از جهان این منافع به خطر افتد، امریکا بهعنوان یک قدرت برتر جهانی، حق دارد از این منافع دفاع کرده و با عامل تهدید منافع برخورد کند. اکنون دغدغه اصلی سردمداران کاخ سفید این است که انقلاب اسلامی طی 31 سال گذشته، موفق شده معادلات حاکم برجهان را به گونهای تغییر دهد که با تحولات به وقوع پیوسته در این مدت، ابرقدرتی امریکا به چالش کشیده شده و این قدرت رو به افول و در سراشیبی سقوط قرار گرفته است.
انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی به اسلام حیاتی دوباره بخشید و اکنون اسلام ناب بهعنوان یک مکتب سیاسی زنده و پویا مورد توجه بسیاری از ملل قرار گرفته و روز به روز امواج گرایش به اسلام تقویت میشود. انقلاب اسلامی، اعتماد به نفس را به مسلمانان برای باور داشتن خود بازگرداند و اکنون در پرتو این اعتماد به نفس و خودباوری، یک جبهه بیداری و پایداری درجهان اسلام با هدف بازیابی هویت و عزت اسلامی شکل گرفته است. فراتر از جبهه بیداری اسلامی، روند تحولات جهانی نشان میدهد جبههای از ملل محروم و مستضعف با مکاتب و ایدئولوژیهای مختلف برای ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای نظام سلطه شکل گرفته و انقلاب اسلامی و افکار و اندیشههای آزادیخواهانه و عدالتخواهانه حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری در شکلگیری این جبهه نقش اساسی را ایفا نموده است. پیشرفتهای جمهوری اسلامی طی 31 سال گذشته، قابلیتها و توانمندیهای دین اسلام در پیشبرد جوامع بشری را به اثبات رسانده و شرایط بهگونهای است که با استمرار پیشرفتها و موفقیتهای جمهوری اسلامی در حوزههای گوناگون بهویژه در علوم و فنون جدید، ایران اسلامی به یک مدل و الگو برای بسیاری از ملتهای مسلمان و غیرمسلمان که خواهان پیشرفت، استقلال و عزت ملی و رهایی از وابستگی به نظام سلطه هستند، تبدیل خواهد شد. بدیهی است که با این روند و تحولات پرشتاب درحال انجام، امریکاییها به شدت نگران خطر از دست دادن ابرقدرتی خود درجهان و به ویژه در خاورمیانه اسلامی که درحال شکل گرفتن میباشد، بوده و از آنجایی که منشأ تمامی این تحولات انقلاب اسلامی و سیاستهای جمهوری اسلامی است، ایران را بهعنوان عامل تهدید قدرت و منافع خود ارزیابی میکنند. آنچه باید سردمداران کاخ سفید به آن توجه کنند، بازگشت ناپذیر بودن روند این تحولات درحال انجام است و هرنوع حرکت و اقدام نسنجیده آنان با هدف کنترل این روند، همانند گذشته به این تحولات شتاب بیشتری خواهد بخشید و خسارات نظام سلطه را افزونتر خواهد کرد.