«کهولت تشکیلاتی» و«ناتوانی در ایفای نقش سازمانی» این ایام باعث شده که تلاش برای جابهجایی«نقش»ها در میان اصلاحطلبان به منازعههای پنهان تبدیل شود. این منازعه پنهان که شکل زیرپوستی دارد پس از آن جدی شد که بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب همچون گذشته قادر به ایفای نقش سازمانی خود در میان گروههای اصلاحطلب نبوده و نقش لیدری را با افت و خیزهای بسیاری دنبال میکرده است. نبوی که دارای کاریزمای غیرقابل انکاری در میان دو تشکل اصلاحطلب مشارکت و سازمان مجاهدین بوده است، در دوران اصلاحات به عنوان مسئول اجرایی سازمان مجاهدین انقلاب سعی فراوانی را در ایجاد شعب استانی این سازمان مصروف کرده و در حوادث 12 سال گذشته محوریت بسیاری از تحرکات رادیکالی را برعهده داشته است. اینک اما با افول توان و خط نفوذ بهزاد نبوی و ترک آرام صحنه توسط وی، افراد مختلفی در جبهه اصلاحطلبان سعی در تصاحب جایگاه وی درسپهر مدیریتی این جریان دارند. اولین این افراد مصطفی تاجزاده عضو شورای مرکزی دو تشکل دوقلوی اصلاحطلبان یعنی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب میباشد. وی که در جریان برخی تخلفات در برگزاری ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و حوادث 18 تیر و کوی دانشگاه و حوادث پس از انتخابات 88 نقش خاصی را دنبال میکرده، اقدام خود را با انتشار نامهای مطول به عنوان «پدر، مادر ما بازهم متهمیم»، استارت زد. وی در این نامه با حمله به بسیاری از تصمیمات اتخاذ شده در طول 30 سال گذشته انقلاب سعی کرد خود را به عنوان محوری بدون ریسک و قابل اعتنا مطرح سازد تا طی یک پیشدستی اذهان را به سوی فعالیتهای خود معطوف ساخته و دستهای حامیانش را برای خود به کف زدن وادارسازد. اما این اقدام تاجزاده در همان ابتدا با واکنشهایی از سوی برخی تشکلهای اصلاحطلب مواجه شد. مهمترین این تشکلها عبارتند از: 1ـ حزب کارگزاران سازندگی برخی از اعضای این حزب معتقدند تاجزاده قدرت بالانس در میان اصلاحطلبان را نداشته و توان و قدرت بهزاد نبوی را جهت لابیها و مذاکرات پشت پرده با عناصر داخل حاکمیت نداشته و اصولاً تراز مناسبی در معادلات قدرت ندارد. 2ـ حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب این دو تشکل اصلاحطلب در ابتدا با تاکید بر اینکه تاجزاده عنصر فکری و تئوریک نبوده و از حداقل ضریب نفوذ میان سایر تشکلهای اصلاحطلب برخوردار است، «غلوهای بیشمار وی» و «دروغپردازیهای افراطی»، «تندرویهای غیر قابل کنترل» و نیز « ارتباطات آشکار شده وی با برخی عناصر ضد انقلاب و گروهک منافقین همچون فرح کریمی نماینده پارلمان هلند» را از جمله ضعفهای عمده وی بر شمرده و آلترناتیوهای بهزاد نبوی درتشکیلات را «محسن آرمین» و «محسن میردامادی» معرفی کردهاند. 3ـ مجمع روحانیون مبارز این تشکل به محوریت موسوی خوئینیها نگاه دیگری به مسئله لیدری در میان اصلاحطلبان دارد. این تشکل که سایه سنگین تصمیمات موسوی خوئینیها بر نظر جمع و سایر تشکلها غیر قابل کتمان است، معتقد است که تاجزاده در حد و اندازه محور قرار گرفتن نبوده و وی در حد یک «عنصر دمدستی» قابل تعریف است. گفته میشود برخی اعضای موثر این مجمع نسبت به فعالیتهای تاجزاده مشکوک بوده و معتقدند وی در طول مدتی که در حوادث سال گذشته در زندان بسر میبرد به معامله با نظام پرداخته و تحرکات او صرفاً برای تندکردن فضا و ایجاد بستر لازم برای برخوردهای جدیتر با اصلاحطلبان میباشد. به تعبیر دیگر وی برای برخی بزرگان مجمع صلاحیت نداشته و «پاک بودن» وی برای آنها محرز نشده است. از دیگر سو گفته میشود موسوی خوئینیها نیز خود یکی از مخالفین سرسخت وی بوده و تصریح کرده است که تاجزاده هیچ گاه به آرزوی خود در این زمینه نخواهد رسید. وی همچنین اظهار داشته است که تاجزاده هر چقدر که به پایههای نظام حمله کرده و سعی کند که خود را از نبوی شجاعتر و بی باکتر نشان دهد بازهم نمی تواند زلفهای سایر تشکلها را در دست گرفته و محور شود. شنیده شده است که مخالفتهای موسوی خوئینیها با تاجزاده تنها به این موارد خلاصه نشده و وی به نکات دیگری نیز اشاره داشته است. وی تصریح کرده است که تاجزاده را باید فقط در حد خود حفظ کرد، او برای ما فقط نقش یک «مهاجم» را دارد. او را باید برای استارت پروژهها درنظر گرفت. وی توان خوبی در هنجارشکنیهای اولیه دارد. تلاشها برای بهدستگیری نقش لیدری میان اصلاحطلبان بیگمان در شرایطی در حال پیگیری است که هنوز این جریان با مشکلات دیگری نیز در میان خود روبهرو است. نوع نگاهها به جنبش سبز و تلاش برخی دیگر از سرآمدان دوم خرداد برای اولویت و برتری دادن «اصلاحات» به «جنبش سبز» این روزها طیفبندیهای متعددی را در این جبهه بهوجود آورده است بهگونهای که از هم اکنون برخی از نامزدهای نقش لیدری نیز در حال ابراز وفاداری به این دو جریان یاد شده در این جبهه میباشند. ابراز وفاداری که گویا تنها بودن در یک طیف را ملاک همراهی میداند. این موضوعی است که بیگمان اصلاحطلبان علاقهای به عیان شدن در شرایط کنونی ندارند.