
سران فتنه به خاطر بی کفایتی های 6-5 ماه اخیر خود مورد اعتراض شدید محافل ضد انقلاب قرار گرفته اند.
یک سایت ضد انقلابی (خودنویس) که مدیر آن موسوی و کروبی را 10 سال بعد و پس از سیصدمین جلسه به کاریکاتورکشیده، در این زمینه نوشت: در حال حاضر تنها کاری که از آقای موسوی برمی آید این است که بیانیه صادر کند و به دید و بازدید برود. آقای موسوی و همراهان هیچ راه حل عملی برای برون رفت از بحران فعلی ارائه نمی دهند چون کاری از دستشان ساخته نیست.

جمهوری اسلامی اگر اوضاع وخیم تر می شد می توانست موسوی را دستگیر و حتی اعدام نیز بنماید. موسوی به خوبی فهمید در کجای کار ایستاده است و خیلی محترمانه کنار کشید ولی به ظاهر خودش را با بیانیه ها و دیدارها در صحنه نگه داشت تا لااقل از اعتبار نیافتد. کمی بردبار باشیم و اجازه دهیم زمان به پیش برود. خواهیم دید با گذشت زمان روشنفکران و مفسران که تا دیروز موسوی را قبله آمال خود و بهترین فرد برای رهبری جنبش سبز می دانستند زبان به انتقاد خواهند گشود. اتفاقا این روزها نشانه هایی از این موج انتقاد را در رسانه ها می توانید مشاهده کنید که آرام آرام عملکرد موسوی را به زیر سوال می برند.
سایت گذار وابسته به خانه آزادی در آمریکا هم، جنبش سبز را فاقد پویایی خواند و تاکید کرد: جنبش اکنون در حال جدال با خاموشی است، نخستین نشانه خاموشی، در اوایل پاییز گذشته به هنگام بازگشایی مدارس و دانشگاه ها بود که تظاهرات خیابانی به طور ناگهانی فروکش کرد و سبب نگرانی و دلسردی شد. ماجرای روز عاشورا (6 دی) برای مقابله با این رکود بود اما دومین مهار از سوی اصلاح طلبان در روز 22 بهمن زده شد و فرصت تاریخی با یاس و ناامیدی از کف رفت. افت مبارزات خیابانی پس از این روز و لغو راهپیمایی 22 خرداد از سوی موسوی و کروبی، روشن کرد که نباید به امید اصلاح طلبان و راهبردهایشان ماند و از سوی دیگر، آشکار کرد در شرایط فعلی راهپیمایی خیابانی با وقفه های طولانی و شبکه ها و سازماندهی و تاکتیک و راهبردهای ناکارآمد و نامشخص، کارایی ندارد.
سایت ضد انقلابی ایران گلوبال هم زمینگیری موسوی و کروبی را به چالش کشید و نوشت: به جای ناراحتی از یک کاریکاتور که از سر هراس و دلهره نسبت به آینده جنبش ترسیم شده و سانسور آن در رسانه های خود، باید جواب داد که آیا همین رفتارها، تکرار گذشته و نقطه ضعف جنبش نیست و باعث نمی شود جنبش به خطاهایی چون «قاطر تروا» گردد؟ آیا ما در حال تکرار خطاهای تراژیک گذشته نیستیم؟ آیا نباید همین جا مکث کنیم و بپرسیم داری چه کار می کنی؟ چرا عصبانی هستی و تحمل نقد را نداری؟