کد خبر: 396266
تاریخ انتشار: ۰۵ تير ۱۳۸۹ - ۱۱:۴۳
به دنبال پيروزي انقلاب جمهوري اسلامي در عرصه سياسي اجتماعي ايران، دگرگونيهائي بوجود آمد كه باعث شد تا گروههاي فرصت طلب در پي بهره برداري از اين موقعيت برآيند و براي بدست گرفتن قدرت و رهبري جامعه به ابزارهاي سياسي – نظامي؛ روي آورند. "سازمان مجاهدين خلق" با نام "خلق" در جريان انقلاب، خواهان "مدينه فاضله استالين" در ايران بود و زماني كه در رسيدن به آرمانهاي خود موفق نشد، دست به ترور و كشتار رهبران مردمي و مردم مسلمان ايران زده ومعناي واژه به خاطر خلق را به همگان شناسانيد.در اين نوشته سعي ما برآن است تا با بازنگري در تاريخ انقلاب دلايل سوئ قصد نافرجام به “حضرت آيت الله خامنه اي”؛ امام جمعه تهران و نماينده امام (ره)در شوراي عالي دفاع را كه از جمله اقدامات شرورانه سازمان مجاهدين خلق بود را بكاويم و برگي از اقدامات خائنانه اين سازمان را بشناسيم. پيدايي:
به دنبال سركوبي جنبش مردمي 15خرداد1342مردم مسلمان ايران، توسط رژيم پهلوي، گروههاي سياسي كه با شاه در جنگ قدرت، درگير بودند، در تاملي دور انديشانه در نظر خود كمك خواستن از مردم و روحانيت را صلاح ندانسته با تشكيل سازمانها مخفي ،تشكلهاي ملي گرايانه و آزادي طلبانه، تحت تاثير آرمانهاي كمونيسم شرق و ليبراليسم غربي به زعم خود مبارزه با رژيم استبدادي شاه را به صورت سازماندهي شده آغاز نمودند. ازجمله سازمانهائي كه اين نگرش را براي خود انتخاب كرد، سازمان مجاهدين خلق ايران بود كه تاريخ تاسيس آنرا سال 1344 اعلام كرده اند.اين سازمان با منش سياسي نظامي و ادعاي مبارزه بر اساس مكتب اسلام، همه مبارزات قبل از پيدايش خود با رژيم شاه را غير مكتبي دانسته و برنامه هاي خود براي سرنگوني رژيم شاهنشاهي را اسلامي خواند. اين گروه به دليل ناكافي دانستن رهبري ديني جامعه در مبارزه با رژيم شاه به تدوين ايدئولوژي ديني و سياسي خود با توجه به آرمانهاي ماديگرايانه ماركسيسم پرداخته و متون آموزشي براي پيروان خود تدوين نمود. “سازمان مجاهدين خلق” كه تحت تاثير اين آرمانها قرار داشت با قرائتي ماديگرايانه شروع به فعاليت در ميان مردم مخصوصا نسل جوان نمود. اين روش مبارزه با “محمد رضا شاه” باعث شد تا حاكميت پهلوي به كمك سرويسهاي اطلاعاتي غرب، اين سازمان را دربين سالهاي 1348 تا 1355به صورت كامل قلع و قمع نمايد و با آرامش خاطر به استبداد خود ادامه دهد. اما به غير از سازمانهاي سياسي كه با رژيم پهلوي مبارزه مي نمودند، نوعي مبارزه با اين رژيم توسط رهبران مردمي و ديني كه از شاگردان مطرح “امام خميني” بودند، در دهه1340 شروع شده بود كه پايه مبارزه خود با استبداد را نه ايدئولوژيهاي غرب و شرق كه دين اسلام و مردم مسلمان ايران قرار داده بود. از جمله رهبران مردمي مبارزه با شاه آيت الله مطهري ، “آيت الله خامنه اي”، “آيت الله هاشمي رفسنجاني” و ديگر شاگردان امام و روحانيت مبارز بودند كه در پي تاسيس حكومتي ديني به رهبري امام خميني (ره) از هيچ تلاشي فرو گذاري نمي كردند؛ تا اينكه در 22 بهمن 1357 به رهبري امام رژيم ستمشاهي را سرنگون نموده و نظام جمهوري اسلامي ايران را پايه گذاري نمودند.تعارض ايدئولوژي با مذهب: به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي و پيدايش فضاي باز سياسي، رهبران گروههاي مخالف شاه به همراه رهبران روحاني كه در زندانها به سر مي بردند آزاد شده و در راه رسيدن به قدرت شروع به سازماندهي نيروهاي خود نمودند. برهمين اساس، سازمان مجاهدين خلق با ايدئولوژي و شعارهاي برابري طلبانه و به نام اسلام، شروع به تبليغ در ميان مردم نمود و توانست به زودي براي خود در ميان جوانان، طرفداراني دست و پا كند. اين سازمان با تجديد نظر در برنامه ها و اهداف خود، قرائت ايدئولوژيك خود ازمذهب را با صدور احكامي مانند «تقدس رهبران سازمان »، «رواج بي بند و باري اخلاقي»، «ارائه تز جدايي انسانيت مرد وزن» و ارائه راهكار هدف وسيله را تو جيه مي كند به گمراهي جوانان و دانشجويان ساده همت گماشته و طيفي از آنها را با خود همراه نمود.[ اما پيروزي انقلاب داراي هزينه هاي زيادي بود كه گروههائي كه به دنبال قدرت بودند، حاضر به پرداخت آنها نبودند . اشغال لانه جاسوسي آمريكا و حمله عراق به ايران دو سنگ محكي بود كه منفعت طلبان در راه قدرت را از رهبراني كه به راستي درد مردم استبداد زده و استعمار زده ايران را داشتندند، جدا كرد. اين جدايي را در عملكرد “بني صدر”، رييس جمهور وقت كه به تساهل در برابر تهديدهاي آمريكا در مورد لانه حاسوسي و حمله عراق به ايران ايمان داشت، مي توان ديد.
بي توجهي “بني صدر” به سرنوشت اسلامي انقلاب و همراهي او با “مسعود رجوي” ايدئولوگ سازمان مجاهدين باعث موضع گيري نيروهاي مذهبي و مردمي با آنان شد. بر همين اساس حزب جمهوري اسلامي به رهبري "شهيد بهشتي" و "آيت الله خامنه اي"، "آيت الله رفسنجاني"، شهيدان "رجايي" و "باهنر" با پشتوانه مذهب اسلام، مبارزه با التقاطي گري و مصلحت طلبي را بر عهده گرفتند. مبارزه ايدئولوژيك سازمان مجاهدين خلق با حزب جمهوري اسلامي از ابتداي سال 1358 آغاز و تا پايان نيمه اول سال 1360به اوج خود رسيد. در طول اين مبارزه، سازمان با هدف قرار دادن رهبران مردمي انقلاب به عنوان مرتجعين، روحانيت را در طيف ليبرالها و ملي گرايان قرار داد. اين نگرش به اسلام و رهبري را به خوبي مي توان در اعلاميه ها و مقالات اين سازمان كه در "نشريه پيكار" به چاپ مي­رسيد، مشاهده كرد. آنها در اعلاميه هاي خود حزب جمهوري اسلامي را «يك حزب ور شكسته براي بورژوازي دانسته»[4]و حملات خود را به اين حزب مردمي اسلامي تا اول تير ماه 1360به صورت نشر روزنامه، اطلاعيه و ديگر وسايل تبليغاتي نشان دادند. اما تحولات سياسي خرداد ماه 1360 اين سازمان را از مبارزه تبليغاتي به مبارزه نظامي باانقلاب سوق داد. روز شنبه 30/3/1360 طرح رسيدگي به صلاحيت بني صدر رئيس جمهور ايران كه مورد حمايت سازمان مجاهدين بود، توسط 120تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ارائه شد و روز بعد مجلس شوراي اسلامي با 177راي موافق و21 راي ممتنع[5] و يك راي مخالف به عدم صلاحيت بني صدر راي داده و اسلامي بودن انقلاب ايران را به همه ملي گراياني كه به دنبال ليبراليسم آمريكايي و كمونيستهايي كه به دنبال جامعه بدون طبقه ماركس بودند، نشان داد.تروريسم کور:
جنگ ايدئولوژي كه سازمان مجاهدين با رهبران و نظام جمهوري اسلامي شروع كرد با ترور رهبران مردمي انقلاب در نيمه اول سال 1360 به اوج خود رسيد. رهبران مردمي انقلاب همچون “آيت الله بهشتي” و “آيت الله خامنه­اي” و ديگر همرزمانشان در پي مبارزه با منافقين و سازمان مجاهدين، عملكردهاي آنها را براي مردم تشريح مي كردند. در همين راستا “آيت الله خامنه­اي”، امام جمعه وقت تهران، در روز 5/3/1360 خطاب به رهبران سازمان مجاهدين فرمودند«من مي گويم كه خودتان را در تاريخ رسوا كرديد حرفهاي قبلي خود را تخطئه نموديد…شما اي مجاهدين خلق مقابله خود را با دولت و حكومت اسلامي به حساب مقابله با ارتجاع مي گذاريد. ارتجاع با منطق اسلام يا منطق كمو نيسم؟» به دنبال اين سخنراني در روز شنبه ششم تير ماه 1360به هنگام سخنراني “آيت الله خامنه اي” در “مسجد ابوذر تهران”، عمليات تروريستي سازمان مجاهدين بر عليه رهبران مردمي انقلاب با انفجار بمب شروع شد. اما تقدير خداوند بر اين قرار گرفته بود تا “آيت الله خامنه اي” به عنوان جانباز انقلاب از اين سوء قصدجان سالم به در برده و به همراه ديگر همرزمانش مبارزه عليه نفاق را تا نابودي كامل آنها ادامه دهند. سازمان مجاهدين با ترور آقاي خامنه اي درصدد ضربه زدن به نظام و مايوس نمودن مردم از انقلاب بودند. اما اين عملكردها باعث وفاداري بيشتر مردم ايران و رهبران آنان با يكديگر شد و چهره آنها را كه به دنبال قدرت و منفعت شخصي بودند بر همگان حتي براي همپيمانان نفاق در خارج از مرزهاي ايران نمودار ساخت. شرح ماجرا: ششم تيرماه سال1360 در حالي كه تنها شش روز از شهادت دكتر مصطفي چمران، گذشته بود، پروژه حذف رهبران اصلي جريان پيرو خط امام(ره)، با انفجار بمب كار گذاشته شده در ضبط صوت قرار داده شده بر روي تريبون سخنراني آيت‌الله خامنه‌اي در مسجد ابوذر تهران، توسط سازمان مجاهدين خلق كليد خورد. مسجد ابوذر تهران، در يكي از جنوبي‌ترين مناطق تهران واقع شده و آيت‌الله خامنه‌اي مدتي در آن جا پس از نماز ظهر و عصر، سخنراني مي‌كرد و به پرسش‌ها پاسخ مي‌داد.حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در مسجد ابوذر تهران در حالي كه مشغول سخنراني بودند، توسط جواني 25 ساله از منافقين كوردل مورد سوء قصد قرار گرفتند و پس از جراحت شديد به مدت 42 روز تحت معالجه قرار داشتند. خوشبختانه امام جمعه محبوب تهران و نماينده حضرت امام(ره) در شوراي عالي دفاع از اين سوء قصد، به دليل كامل عمل نكردن بمب و تنها انفجار چاشني آن ، جان سالم به در بردند، اما جراحات شديدي بر ايشان وارد شد. براساس اخبار منتشره در همان زمان، آيت‌الله خامنه‌اي «از نقطه بالاي كتف راست و بالاي ران سمت راست» مجروح شدند. استخوان ترقوه ايشان شكسته شد و چند رگ و عصب دست راست ايشان نيز قطع شد و در نهايت دست راست ايشان سلامتيش را باز نيافت. تقدير الهي چنين رقم خورده بود كه ايشان براي آينده نظام حفظ و افتخار جانبازان در خيل جانبازان انقلاب اسلامي شوند. هم‌زمان با انفجار بمب در آن مسجد، بمبي نيز در ميدان انقلاب تهران منفجر شد و بمب ديگري هم در تقاطع خيابان ولي‌عصر(عج) و طالقاني پيش از انفجار كشف و خنثي شد. اما سازمان رسماً مسئوليت سوء قصد به آيت الله خامنه اي را بر عهده نگرفت و حتي بر قسمتي از بدنه داخلي ضبط صوت انفجاري با ماژيك نوشته شده بود: «هديه گروه فرقان» و جزوه اي نيز با امضاي اين گروه درباره اين سوءقصد انتشار يافت. در حالي كه مؤسس و اعضاي اصلي اين گروه در سال 58 و 59 شناسايي و دستگير شده بودند و هيچ تشكيلاتي از اين گروه در سال 1360 در داخل كشور وجود نداشت كه قادر به انجام يك اقدام مسلحانه باشد. در برخي از اعلاميه ها و جزوات قبلي اين گروه از بنيانگذاران و ايدئولوژي سازمان تجليل و اعلام حمايت شده بود، و قرائن معدودي هم در مورد ارتباط تشكيلاتي سازمان با فرقان وجود داشت، اما آشكار بود كه سازمان در همان آغاز عمليات تروريستي خود ـ در تير ماه 60ـ با طرح نام گروه فرقان و انتشار اعلاميه جعلي به نام آن گروه، كوشيد، تا، هم چهره تروريستي خود را پنهان كند و هم علاوه بر انحراف افكار عمومي، مسئولان امنيتي و انتظامي را نيز گمراه نمايد.
معاون وقت دادستاني انقلاب در خاطرات خود تصريح كرده است كه «جواد قديري يكي از طراحان انفجار مسجد ابوذر بود.وي كه نام كاملش محمد جواد قديري مدرس است و از اعضاي قديمي و مهم سازمان و نفوذي در كميته انقلاب مستقر در اداره دوم ستاد ارتش بود، بعد از سوءقصد نافرجام به آيت الله خامنه اي متواري شد و از كشور گريخت. و در سال 1364، نام قديري در ليست شواري مركزي سازمان به عنوان «عضو مركزيت» درج گرديد.در همان زمان در اغلب خبرهاي مطبوعاتي و واكنش هاي اقشار مختلف مردم و گروه هاي سياسي، بدون كمترين ترديدي، سازمان مسئول انفجار مسجد ابوذر معرفي و شناخته مي شد. بعدها نيز در بيانيه وزارت خارجه آمريكا درباره سازمان، مجروح شدن آيت الله خامنه اي يكي از مجموعه اقدامات تروريستي سازمان خوانده شد. سازمان نيز در نفي اين واقعيت مجدداً اعلام نمود كه سوءقصد به آيت الله خامنه اي «قبل از شروع مبارزه مسلحانه مجاهدين» توسط گروه فرقان انجام شده «كه هيچ ربطي به مجاهدين نداشت.» كاملاً آشكار است كه سازمان بنا به دلايل سياسي، حقوقي و تبليغاتي، به رغم پذيرش رسمي مسئوليت بسياري از اقدامات تروريستي بعدي خود، همچنان مايل و قادر نيست كه به نقش خود در انفجار ششم تير اعتراف نمايد. پس از اعلام خبر ترور آيت‌الله خامنه‌اي كه نمايندگي امام(ره) در شوراي عالي دفاع و امامت جمعه تهران را برعهده داشت، حضرت امام خميني(ره)، رهبر كبير انقلاب، پيامي خطاب به ايشان صادر كردند، ايشان در بخش هايي از اين پيام آوردند:"
اكنون دشمنان انقلاب با سوء قصد به شما كه از سلاله رسول اكرم(ص) و خاندان حسين بن علي (ع) هستيد و جرمي جز خدمت به اسلام و كشور اسلامي نداريد و سربازي فداكار در جبهه جنگ و معلمي آموزنده در محراب و خطيبي توانا در جمعه و جماعات و راهنمايي دلسوز در صحنه انقلاب مي‌باشيد، ميزان تفكرسياسي خود و طرفداري از خلق و مخالفت با ستمگران را به ثبت رساندند. اينان با سوء قصد به شما عواطف ميليون‌ها انسان متعهد را در سراسر كشور بلكه جهان جريحه‌دار نمودند. اينان آن قدر از بينش سياسي بي‌نصيبند كه بي‌درنگ پس از سخنان شما در مجلس و جمعه و پيشگاه ملت به اين جنايات دست زدند و به كسي سوء قصد كردند كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين‌انداز است. اينان در عمل غيرانساني به جاي برانگيختن رعب، عزم ميليون‌ها مسلمان را مصمم‌تر و صفوف آنان را فشرده‌تر نمودند. آيا با اين اعمال وحشيانه و جرايم ناشيانه وقت آن نرسيده است كه جوانان عزيز فريب‌خورده از دام خيانت اينان رها شوند و پدران و مادران، جوانان عزيز خود را فداي اميال جنايتكاران نكنند و آنان را از شركت در جنايات آنان برحذر دارند؟ آيا نمي‌دانند كه دست زدن به اين جنايات، جوانان آنان را به تباهي كشيده و جان آنان به دنبال خودخواهي مشتي تبهكار از دست مي رود؟ من به شما خامنه‌اي عزيز، تبريك مي‌گويم كه در جبهه‌هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم." روزنامه كيهان در سرمقاله خود با عنوان «توده هاي مردم از ماجراي ترور خامنه اي مي گويند» چنين نوشت:
ديروز بخش وسيعي از مردم در مقابل بيمارستان جمع شده بودند... دست به دعا برداشته بودند و با چشم هاي اشك آلود از خداي خود مي خواستند كه امام جمعه تهران زنده بماند و توطئه آمريكا نقش بر آب گردد... از هر كس و هر دسته اي كه سئوال مي كرديم، مردم بلافاصله پاسخ مي دادندكه اين كار، كار جنبشي ها [= سازمان] است... عمو حسين گفت مگر در نماز جمعه اين هفته شركت نكرديد؟ در آنجا آقاي خامنه اي به سران مجاهدين گفت شماها را خوب مي شناسيم، شماها كار امريكا را آسان كرديد... اما معلوم بود كه جنبشي ها نمي توانستند كيفر آقاي خامنه اي را في المجلس ادا كنند! لذا «به زودي و به طور مضاعف» يعني در همين ديروز به مسجد ابوذر رفتند و در ضبط صوت مواد منفجره گذاشتند.آيت‌الله خامنه‌اي نيز در پاسخ به پيام محبت‌آميز امام خميني (ره)، با صدور پيامي اظهار داشتند:
"بعد از چهار روز كه از اين حادثه بر من مي‌گذرد به فضل الهي و به كمك و تلاش بي‌دريغ كاركنان عزيز اين بيمارستان خودم را در وضع بسيار مناسب و خوبي مي‌بينم. هر وقت به ياد اين مي‌افتم كه اين حادثه موجب شده امام عظيم‌الشان ما اظهار لطف كنند و در پيامشان اظهار دلسوزي بكنند و ملت بزرگ و قهرمان ما دست به دعا بردارد و دعا كنند در خودم احساس شرمندگي مي‌كنم. در راه انجام وظيفه اين گونه حوادث ، حوادثي نيست كه اين‌همه لطف و محبت و بزرگواري را چه از سوي امام، چه از سوي امت و همچنين از سوي كاركنان، كارمندان اين واحدهاي پزشكي كه واقعا شب و روز را در اين كار گذاشته اند، اين همه اظهار شد.... من بدين وسيله از همين جا عرض سلام و ارادت بي‌پايان خودم را خدمت امام امت اعلام مي‌كنم و به ايشان عرض مي‌كنم كه در مقابل حوادث اين چنين ما هيچ انتظار نداريم و توقعي نداريم كه كمترين رنجشي به خاطر ايشان بنشيند. ما معتقديم كه «سر خم مي سلامت،شكند اگر سبويي،...»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار