در سیاست خارجی روسیه نسبت به نحوه اداره دستگاه دیپلماسی و برقراری رابطه با سایر کشورها، گرایشهای متفاوتی وجود دارد. از جمله مهمترین گرایشها میتوان به اوراسیاگرایی و آتلانتیکگرایی اشاره کرد. اوراسیاگرایی یا همگرایی اوراسیایی، مبتنی بر یک جز ژئوپلتیکی است که مطابق با آن روسیه باید بر منطقه هارتلند اوراسیا که شامل آسیای مرکزی و قفقاز است کنترل داشته باشد. در سالهای گذشته ایده اوراسیاگرایی تا حد زیادی تقویت شده است. اوراسیاگرایان بیش از آنکه به غرب توجه داشته باشند به شرقگرایی معروف هستند. در نگاه اوراسیاگرایان، شرق از جایگاه مهمتری نسبت به غرب برخوردار است. آتلانتیکگرایی یا غربگرایی در سیاست خارجی روسیه، طرفدار خط مشی توسعه مناسبات با اروپا و ایالات متحده آمریکا و جدایی از آسیاست و در این بین حتی تحکیم همکاری با جمهوریهای آسیای مرکزی را اضافی میداند. به عقیده غرب گرایان، تمدن غربی باید به عنوان نوع ایدهآل تمدن و هدف غایی توسعه روسیه در نظر گرفته شود.
از زمانی که دیمیتری مدودف تحت حمایت ولادیمیر پوتین به مقام ریاست جمهوری روسیه رسید، مباحث مختلفی در خصوص سیاست خارجی این کشور مطرح شد که تاکنون نیز ادامه یافته است. اگر چه تغییرات صورت گرفته در کرملین و جابهجایی در مناصب کلیدی روسیه به نحوی بود که در وهله نخست نمیشد دگرگونی محسوسی را در عرصههای سیاسی این کشور انتظار داشت، اما گذر زمان نشان داد که مدودف نسبت به پوتین از نرمش بیشتری در سیاست خارجی برخوردار است و سعی میکند از خود جلوه یک انسان دموکراتیک و لیبرالتر را به نمایش بگذارد. وی سعی کرده بر خلاف پوتین بیشتر به سمت غرب حرکت نموده و به واسطه کشورهایی همچون چین، ایران و هند، بیش از پیش غرب را به مماشات وادارد و از هراس کشورهای غربی در خصوص نزدیکی مسکو با شرق، نهایت بهره را ببرد. به نظر میرسد به رغم آنکه طی دوران ریاست جمهوری پوتین، سیاست خارجی روسیه بیشتر از اوراسیاگرایی پیروی میکرد، با این حال در دوران زمامداری مدودف، دستگاه دیپلماتیک این کشور بیشتر به سوی غربگرایی متمایل است.
هنگامی که در روز 12 نوامبر 2009، دمیتری مدودف رئیسجمهور فدراسیون روسیه، دومین پیام سالانه خود را برای مجمع فدرال قانونگذاری (مجلس دوما و مجلس شورای فدراسیون روسیه) در کرملین قرائت کرد، «حمایت از چندقطبی بودن جهان»، «احیای جایگاه ابرقدرتی روسیه»، «پیگیری سیاست خارجی عملگرایانه»، «حرکت در راستای مدرنیزهسازی کشور» و «تحکیم مواضع سازمان ملل متحد» را مهمترین محورهای سیاست خارجی روسیه عنوان کرد. آنگونه که مدودف ادعا دارد، عملگرایی در سیاست خارجی روسیه باید در جهت حل مسائل مربوط به مدرنیزهسازی این کشور اجرا شود. به نظر میرسد بین پوتین و مدودف اجماع وجود داشته باشد. زیرا مدرنیزاسیون برای روسیه مسألهای حیاتی است و رهبران کرملین به خوبی میدانند که نباید بیش از این در امر نوسازی تأخیر شود. روسیه به ورود سرمایه، فناوریهای جدید و ایدههای دست اول نیاز دارد و بیشک مهمترین تأمینکنندگان نیازهای روسیه را باید در کشورهای غربی به خصوص کشورهای اروپایی جست. همانگونه که پیشبینی میشد، در گام نخست دیپلماسی اقتصادی روسیه بیش از پیش فعال شد و آنگونه که انتظار میرود، در مراحل بعدی کرملین سعی میکند شرایط سرمایهگذاری شرکتهای خارجی در روسیه را تسهیل کند.
اقدامات دیمیتری مدودف در مقام ریاست جمهوری، حکایت از آن دارد که وی سعی میکند چهرهای جدید از روسیه به جهان نشان دهد. رفتار لیبرالمنشانهای که وی در داخل روسیه و جامعه بینالملل از خود نشان داده، حکایت از این امر دارد. مسکو تلاش میکند در حرکت رو به غرب، خود را بیش از پیش به کشورهایی نظیر آلمان و فرانسه نزدیک کند. زیرا از یک سو آلمان و فرانسه طی سالهای گذشته، سیاستهای نزدیکی را در خصوص مسائل جهانی اتخاذ کردهاند و از سوی دیگر از قدرت و نفوذ قابل توجهی در اروپا برخوردار هستند. به همین سبب نیز هنگامی که دیمیتری مدودف در سال 2008 به ریاست جمهوری رسید، در نخستین سفرهای رسمی خود، راه آلمان را در پیش گرفت تا در نخستین سفر اروپایی خود به گسترش روابط با نزدیکترین متحد اروپایی روسیه متعهد باشد. در آن زمان، انتخاب برلین به عنوان نخستین ایستگاه سفر غربی رئیسجمهور جدید روسیه نشان از اهمیتی داشت که مسکو برای مناسبات خود با برلین قائل است. به خصوص که آلمان به دلیل روابط تاریخی و دیرینهای که با روسیه دارد و همچنین روابط تجاری گستردهای که میان طرفین برقرار است، به عنوان پل ارتباطی میان روسیه و اتحادیه اروپا شناخته میشود. به همین سبب اولین سفر رسمی رئیسجمهور روسیه به غرب مورد توجه ناظران سیاسی قرار گرفت و بسیاری این سفر را نقطه آغاز بهبود روابط میان روسیه و آلمان و سایر کشورهای غربی محسوب کردند.
مدودف ـ مرکل؛ تجدید دیدار
رئیسجمهور روسیه روزهای ۴ و ۵ ژوئن 2010 میهمان صدر اعظم آلمان بود. مسائل افغانستان، مسائل مرتبط با خلع سلاح، ایجاد تعادل در بازارهای مالی بینالمللی و لغو روادید برای رفتوآمد اتباع دو کشور از جمله موضوعات مورد بحث میان طرفین بود. به طور کلی از جمله موضوعات مورد علاقه دو جانبه طی سالهای گذشته میتوان به مباحث مرتبط با محیط زیست، بهداشت، ایجاد مسکن، بازسازی نهادهای حقوقی و امور دادگستری، ایجاد لوله نفتی دریای شرق، صدور انرژی، مسائل مربوط به حقوق بشر، تقویت دولت قانونمند، مسائل بانکی و مدرنیزه کردن صنایع اشاره کرد. روابط اقتصادی آلمان و روسیه در حوزههای تأمین انرژی، ماشینآلات، هواپیما و کشتیسازی از رشد قابل ملاحظهای برخوردار بوده است. به نحوی که مناسبات اقتصادی و مبادلات تجاری میان آلمان و روسیه در سال ۲۰۰۸ بر ۸۴ میلیارد یورو بالغ شده است که در قیاس با بزرگترین شریک اروپایی آلمان، یعنی فرانسه (۱۳۸ میلیارد دلار) رقم قابل اعتنایی است. روسیه در مجموع ۵۰ درصد معاملات خود را با اتحادیه اروپا انجام میدهد و آلمان در رأس طرفهای تجاری روسیه در اروپاست.
در شرایطی که ادامه همکاری با روسیه برای برلین بسیار مهم است، مسکو میتواند بر حمایت آلمان از خود برای عقد قرارداد همکاری با اتحادیه اروپا امیدوار باشد. سفر مدودوف به آلمان را باید از یک سو موجب تعمیق همکاریهای دوجانبه میان دو شریک اقتصادی دانست و از سوی دیگر باب تازهای در مناسبات اتحادیه اروپا و روسیه تلقی کرد که طی آن آلمان همچون یک میانجی عمل خواهد کرد. البته روابط نسبتاً خوب برلین و مسکو در اروپا با خشنودی سایر کشورهای عضو اتحادیه اروپا همراه نیست. به خصوص کشورهایی که قبلاً از اقمار شوروی سابق به شمار میآمدند، کماکان نگاه بدبینانهای به روسیه دارند و نگاه مثبتی به نزدیکی میان این کشور و بزرگترین قدرت اقتصادی اروپا، یعنی آلمان ندارند.
ایران؛ محور مذاکرات مسکو ـ برلین
شاید بتوان مهمترین محور مذاکرات آنگلا مرکل و دیمیتری مدودف را برنامه هستهای ایران دانست. صدراعظم آلمان در کنفرانسی مطبوعاتی پس از دیدار با رئیسجمهوری روسیه، ادعای تصویب تحریمها علیه ایران را در آیندهای نزدیک مطرح کرد. رئیسجمهوری روسیه نیز مدعی شد شورای امنیت سازمان ملل به زودی دور جدید تحریمها علیه ایران را به تصویب خواهد رساند. مدودف همچنین اعلام کرد که هیچکس خواهان اعمال تحریم در قبال ایران نیست، ولی در این زمینه عملا توافق وجود دارد. وی از ایران خواست تا به خواستهای جامعه بینالملل گوش فرا دهد.
همصدایی مسکو و برلین در اعمال فشار به ایران در حالی صورت میگیرد که ایران چندی پیش به همراه ترکیه و برزیل، بیانیه سه جانبهای را به امضا در آورد و قرار بر آن شد تا حدود یکهزار و 200 کیلوگرم از اورانیوم کم غنی شده خود را در قبال دریافت میلههای سوختی به ترکیه ارسال کند. رهبران روسیه که در آغاز به نظر میرسید طرح پیشنهادی برزیل و ترکیه را با دیدی مثبت تلقی کنند، پس از صدور «بیانیه تهران»، بر لزوم اجرای طرح پیشنهادی آژانس تأکید نهادند و از تصویب قطعنامه جدید شورای امنیت علیه ایران حمایت کردند. به نظر میرسد بهرغم آنکه روسیه در سالهای اخیر در تلاش برای حفظ موقعیت خود به عنوان یک قدرت جهانی، در مواردی درگیر اختلاف نظرهایی با ایالات متحده و سایر کشورهای غربی بوده است، با این حال مقامات روسیه نه تنها به دلیل ارجحیتی که برای روابط با غرب قائلند، بلکه در تلاش برای ارائه تصویری از خود به عنوان رهبران یک قدرت جهانی و دارای مسؤولیت بینالمللی، ناگزیر از هماهنگی با مواضع کشورهای غربی در قبال مسأله اتمی ایران هستند.