علی خدایی بیجاریآقای سهیلی! مخاطب از نگاه شما کیست؟برنامه «سینما 7» این هفته یکی از بحثانگیزترین برنامههای خود را ارائه کرد. بهخاطر حاشیهروی و گریز از متن بحث توسط سعید سهیلی عاقبت هیچ دیدگاه و عقیده و ایمانی از این کارگردان درخصوص قصه و ساختار فیلم در ازدواج در وقت اضافه دیده و شنیده نشد. این موضوع بهانهای شد که خطاب به آقای سهیلی بگوییم دوست عزیز! جماعتی تمام چشم و سراپا امید شما را در شمار آخرین تیرهای ترکش سینمای ایران بهشمار میآوردند و بر این باور بودند که در مبادا روزی (بدتر از امروز) و در این قحطالرجال عرصه سینما، توانایی دارید که با فیلمهایتان برای ایران و ایرانی آبروداری کنید. اما...همین جماعت گمانشان بر این بود که صفحه بخت موافق «مردی شبیه باران» برشما برگشته و از بدحادثه و غم نان به این گونه فیلمسازی (با چارچنگولی) افتادهاید. اما مهم نیست. دل آسوده باشید، اشتباه از ما بود. تصحیح میکنیم و میگوییم به حتم شما از بدحادثه مردی شبیه باران را ساختید و بخت موافقتان همان «چارچنگولی»و... است.آقای سهیلی! شما اول برادریتان را ثابت کنید، بعد ادعای میراث داشته باشید. میخواهم بگویم شما که نگران ورود واژهای عربی یعنی واژه «مبتذل» به فرهنگ سینما هستید، گمان میبرید با کارهای اخیرتان به فرهنگ سینما و فرهنگ کشور و مردم خدمت کردهاید؟دوست عزیز! مخاطب از نگاه شما کیست؟ بهگمان شما هرآنکسی که مقابل گیشه دست به جیب شود مخاطب است؟ شما بهتر از دیگران میدانید که هر کارگردان با فیلمنامهای که ابتدا بهساکن بهدست میگیرد، درهمان آغاز بخشی از مخاطب را خود تعیین میکند.همین مخاطبان که خیلی از آنها نمیدانند که بعضیها از بیسوادی دیداریشان سوءاستفاه میکنند و بار خود را میبندند. ما و شما در «سینما 7» اظهارنظرهای آنان را دیدیم و شنیدیم. نمونه مخاطب این فیلمها همان کسی است که از او درخصوص بازی خانم پطروسیان در فیلم ازدواج دروقت اضافه سؤال شد و ایشان بازی خانم پطروسیان را درتاکسی نارنجی تحسین کرد. جالب است که شما دل به مدح و ثنای کسانی خوش کردهاید که شناختشان از فیلم و سینما مثل شناخت بعضی از کارگردانان مدعی وطنی از سینما و فیلم به مفهوم اخص کلمه است.چرا حاضر به پذیرش (حتی) بخشی از حقیقت از زبان یک منتقد نیستید، درحالی که چشمتان را بستهاید و حجت برحق بودن فیلمتان را از زبان پزشک روانشناسی میگویید که به دیوانهای توصیه کرده فیلم شما (چارچنگولی) را ببیند و بخندد. آیا انتظار شما از فیلمسازی این است؟!آقای سهیلی اگر روده بُرکردن مخاطب هنر بازیگر است، حتماً کریم شیرهای دلقک معروف دربار ناصرالدین شاه را باید پدر بازیگری کمیک ایران بهحساب آورد. چون بنا به گواه تاریخ وی در خنداندن و رودهبرکردن درباریان استادی بیبدیل بود.هنرمند گرامی! چرا خودتان را در پشت الفاظ پنهان کردهاید؟ شما گفتید فیلمتان یک فیلم فانتزی است و بهرغم اصرار آقای جیرانی این فانتزی چارچنگولی را تعریف نکردید و سؤالات دیگری که همچنان برای مخاطبان باقی مانده مثل سؤالی درباره پرش شما از مردی شبیه باران به چارچنگولی