علیرضا محمدی
تماس برقرار شد و صدایی که لهجه شیرین آذری در خود داشت، خبر از همصحبتیمان با یک راوی کاروانهای راهیان نور را میداد. یوسف اوغلی، رزمندهای از مشکینشهر استان اردبیل است، که قرار بود در یک تماس تلفنی با هم از نقش راویان در این کاروانها بگوییم و بشنویم آنچه را که یک راوی در سینه داشت.
* روایت اول معرفی خود راویست از زبان خودش.
یوسف اوغلی هستم متولد 1345 در مشکین شهر، اولین بار سال 63 به جبهه رفتم و جسته و گریخته تا آخر جنگ در جبههها حضور داشتم. هم اکنون در زادگاهم زندگی میکنم و از سال 80-79 روایتگری جنگ را شروع کردم.
اگر اشتباه نکنم سال 79 کاروانهای راهیان نور هنوز رونق نگرفته بودند، چطور از آن موقع روایتگری را آغاز کردید؟
بله. آن موقع هنوز زائران مناطق جنگی به صورت رسمی و در قالب کاروانهای راهیان نور به منطقه اعزام نمیشدند. ما نیز به صورت خودجوش به همراه عدهای از دوستان و آشنایان برای بازدید از مناطق جنگی رفته بودیم که طی راه سؤالاتی برای اعضای جوانتر کاروان پیش آمد و از همان موقع این احساس در من شکل گرفت که باید پاسخی به این سؤالات بدهم. خوب یادم میآید که در داخل اتوبوس 40-30 نفر نشسته و همگی منتظر بودند تا کسی برایشان توضیحاتی از مناطق بازدید شده بدهد، من هم برخاستم و کار روایتگری را از همان موقع شروع کردم.
به طور رسمی از کی راوی کاروانهای راهیان نور شدید؟
از سال 84 که کاروانهای راهیان نور به صورت رسمی کار خود را آغاز کردند، من هم فرصت را مغتنم شمرده و راوی این کاروانها شدم.
با توجه به حضور چندین سالهتان در این کاروانها، کار راویها در طول زمان چه تغییراتی کرده است؟
عمدهترین تغییر در خصوص ماهیت سؤالهایی است که از ما پرسیده میشود. اوایل سؤالها بیشتر در مورد وقایع روی داده در عملیاتها بود و اکنون سؤالها عمق و دامنه بیشتری یافته و مسائل اعتقادی و تحلیلی را نیز در بر میگیرند. به طور مثال سؤال پیرامون چرایی ادامه جنگ در بعد از فتح خرمشهر و مواردی از این دست از جمله سؤالاتی هستند که غالباً جوانها و قشر تحصیلکرده یعنی دانشجوها طرح میکنند. در این بین نیز عدهای بدون غرض در پی پاسخ سؤالات پیش آمده هستند و عدهای نیز با هدف تشویش فضا ایرادهای بیاساسی را طرح میکنند.
مورد خاصی هم از این افراد مغرض در ذهن دارید؟
بله، یک مورد همان موضوع چرایی ادامه جنگ بعد از سال 61 بود که تقریباً از چند سال پیش باب شده بود و به طور مرتب از ما پرسیده میشد. به تجربه دریافتهام که تکرار یک سؤال و جوی که در زمانی خاص ایجاد میشود، هدایت شده است و از منشأ خاصی نشأت میگیرد. چنین سؤالها و ایجاد تشکیکاتی هر از گاهی به وجود میآید و ما هم باید آمادگی خود را برای پاسخگویی به آنها حفظ کنیم.
این آمادگی چطور به دست میآید؟
مسلماً یک راوی باید با شرایط زمان پیش برود و با مطالعه و افزودن آگاهی خود برای مقابله با این گونه جوسازیها و انحرافات فکری آماده باشد. البته این را هم بگویم که خیلی از جوانان ما با شرایط زمان جنگ آشنایی ندارند و افراد مغرض نیز از همین عدم آگاهی آنها برای طرح شکیات خود استفاده میکنند. مسلماً وقتی ما به جوانها توضیح میدهیم که جبهههای جنگ تنها منحصر به مرز شلمچه نبود و بعد از سال 61 نیز نیروهای عراقی در قسمتهای دیگری از مرز حضور داشتند، خود به خود جوان میفهمد که اتمام جنگ در آن مقطع زمانی خیلی هم کار راحتی نبوده است.
در یک جمله تعریف روایتگری از منظر شما چیست؟
روایتگری یعنی دمیدن روح تازه در جسم انسانها، به این نحو که یک روایتگر کاروانهای راهیان نور با استفاده از قرار گرفتن در فضای مقدس جبههها، با دادن اطلاعات و آگاهی به شنونده، تأثیر این محیط مقدس را دو چندان کرده و باعث تغییر نگرش زائر میشود. کار یک راوی به نوعی امر به معروف و نهی از منکر است. همه میدانیم که امر کردن به کارهای خوب و نهی انسان از کارهای بد نتیجه خوبی در بر خواهد داشت. پس کار یک راوی نیز در جهت سوق دادن جامعه به سوی کارهای نیک و نهی آن از کارهای بد است.
با چنین تعریفی از روایتگری، آیا کاستیهایی در این خصوص میبینید؟
یک ایراد مهم در بحث روایتگری عدم تداوم آن در طول سال است. اگر کار ما یک کار ارزشی و آگاه کردن جوانانمان است، پس چرا باید کاروانهای راهیان نور در سال تنها یک ماه و آن هم از 15 اسفند تا 15 فروردین به مناطق عملیاتی اعزام شوند؟ پیشنهاد من این است که از وجود راویها در اردوها، دانشگاهها، مدارس، نشستها و گردهماییهای مختلف استفاده شود و آن را محدود به زمان خاصی نکنیم.
به عنوان یک راوی با سابقه چه ویژگیهایی را برای یک راوی کاروانهای راهیان نور در نظر میگیرید؟
به نظر من مهمترین ویژگی یک روای این است که دلسوز ارزشها باشد و بتواند در انتقال و پاسداشت این ارزشها نقش خوبی ایفا کند. با چنین خصوصیاتی یک راوی حتماً نباید خود در جنگ حضور داشته باشد، مهم این است که معتقد به حفظ ارزشهای دفاع مقدس و نظام اسلامی باشد و در این راه از جان مایه بگذارد. با توجه به اینکه با گذشت زمان احتیاج به ورود جوانترها به این عرصه احساس میشود، هم اکنون جوانان خوبی داریم که به نحو احسن از عهده روایتگری جنگ برمیآیند.
و حرف آخر.
خوشحالم از اینکه بعد از جنگ با ورودم به عرصه روایتگری دری به سوی معنویت یافتم و میتوانم از این منظر به دفاع از ارزشهای دفاع مقدس بپردازم. بازهم تأکید میکنم که اگر از وجود راویها در طول سال استفاده شود و از این طریق حالت معنوی ایجاد شده در زائران تداوم یابد، تأثیر کار راویها بیشتر خواهد شد. از شما هم برای اینکه فرصتی فراهم آوردید تا در اشاعه فرهنگ دفاع مقدس و معرفی کار راویها گفتوگویی داشته باشیم، تشکر میکنم.