
دکتر محمد بهرامی خوشکار - در بسیاری از رشتههای دانشگاهی علوم انسانی مثل روانشناسی،مشاوره و جامعهشناسی، دروسی تدریس می شوند که محتوایشان با جامعه ایرانی- اسلامی امروز ما همخوانی ندارند و نتیجهای که اغلب این رشتهها عاید دانشجویان میکنند، به درد جامعه ایرانی نمیخورد.
امروزه حدود یک میلیون و 800 هزار دانشجوی علوم انسانی در دانشگاههای کشور مشغول به تحصیل هستند. باید به این نکته توجه کرد که این دانشجویان با چه فکر، اندیشه و آرزویی به دانشگاه میروند و زمان فارغالتحصیلی با چه فکر و اندیشهای از دانشگاه خارج میشوند.
متأسفانه بسیاری از یافتههای این دانشجویان ترجمان اندیشههای غرب و غیربومی است و فارغ التحصیلان رشتههایی که محتوای وارداتی دارند اغلب با یک تضاد فکری روبهرو هستند، زیرا از طرفی خود را در آن رشته صاحب نظر میدانند و از سوی دیگر نظریات آنان در جامعه چندان کاربردی ندارد. بنابراین پس از فارغالتحصیلی در خود احساس تعارض میکنند. تمام این موارد میطلبد که تحول چشمگیری در علوم انسانی رخ دهد. البته در رشتههایی مثل فلسفه، حقوق و ادبیات این مسأله تقریباً حل شده و محتوای مباحث ارائه شده در دانشگاهها بومی شده و با جامعه ایرانی سازگاری دارند. ولی در سایر رشتهها این تحول رخ نداده است. برای حل این مسأله ابتدا، باید الگوهای غربی را کنار بگذاریم و در کرسیهای علمی دانشگاه به فرهنگ بومی ایرانی و اسلامی اهمیت دهیم. علاوه بر این باید افکار دانشمندان مسلمان و ایرانی علوم انسانی مثل ابن سینا، خواجه نصرالدین طوسی، ابن رشد، محی الدین عربی،علامه طباطبایی، آیتالله مطهری و دکتر حسابی را به عنوان الگو به دانشجویان علوم انسانی معرفی کنیم. اگر اساتید و دانشجویان ما کرسیهای علمی را از آرا و نظریات این بزرگان خالی ببینند قطعاً به صرف الگوهای دیگران گرایش پیدا میکنند. در مرحله بعد نیز باید در حوزه علوم انسانی، کنفرانسهای بزرگ علمی تشکیل داد و از اساتید دعوت به همکاری کرد. در این زمینه هم نباید از صرف بودجه دریغ شود، چون هر چه بودجه در اینجا طرف شود، باز جا دارد و به گونهای در قالب تفکرات انسانساز به جامعه و نظام بازمیگردد. به عبارتی تا زمانی که علوم انسانی اصلاح نشود ما شاهد رشد تفکرات انحرافی در دانشگاهها هستیم. یعنی تا مباحث علوم انسانی مورد بازنگری و اصلاح اساسی قرار نگیرد، تفکرات انحرافی نظیر آنچه که اخیراً در نشریه دانشجویی«سپهر اندیشه» رخ داد،اتفاق میافتند. دلیل بروز این رخدادها هم، رسوخ اندیشههای غربی در دانشجویان است که در قالب ارائه چنین نظرات و مقالاتی نمود پیدا میکند. تحلیل نویسندگان چنین نظراتی از فقه اسلامی و رفتار سیاسی پیامبر اکرم (ص)نشان از بیاطلاعی و ناآگاهی آنها از عبادیات، معاملات و جزاییات فقه و تاریخ اسلامی دارد. اگر هم برداشتی داشته باشند، بسیار سطحی و قشری است و از دریای فقه اسلامی اصلاً بهرهای نبردهاند. صرف نظر از اینکه از حوزه احادیث اسلامی بیخبرند و از تاریخ شیعه هم آگاهی ندارند. در این زمینه وزارت علوم میتواند با به کارگیری اساتید ارزشی و صاحب نظر و آشنا با مسائل فقهی و حقوق اسلامی که در جامعه دانشگاهی و حوزوی تعدادشان کم نیست، روند نفوذ افکار ماتریالیستی و سکولاریستی را کنترل کند.
نماینده مجلس خبرگان رهبری در استان کرمان و عضو هیأت علمی مدرسه شهید مطهری