حوادث چند روز اخیر در روابط جمهوری اسلامی ایران با جمهوری فدراتیو روسیه و فراز و نشیبهایی که در آن شاهد بودیم، اثبات کننده این واقعیت مهم است که هماکنون در کرملین و در مجموعه حاکمیت روسیه دو طیف را عمده وجود دارد. این دو طیف که هنوز نتوانستهاند بر سر منافع ملی روسیه در قبال جمهوری اسلامی ایران به یک اشتراک نظر و تفاهم جدی و عملی دست یابند میتوان چنین تقسیمبندی کرد:
1- جناح طرفدار غرب (غربگرا) و متمایل به آمریکا
که تحت تأثیر جدی لابی آمریکا، غرب و صهیونیسم در روسیه قرار دارند، منافع خود را در پیشبرد منافع آنها در روسیه و در عرصه مسائل بینالمللی میبینند.
2- جناح شرقگرایان که منافع روسیه را در حفظ و توسعه روابط با شرق، به اصطلاح به غیر از مسیر آمریکا و غرب، میبینند و در پیشبرد منافع روسیه استقلالگرا هستند.
پریخودکو به عنوان مشاور و دستیار ویژه رئیسجمهوری روسیه که به فاصله چند ساعت به سخنان رئیسجمهور ایران واکنش نشان داد، از جمله افرادی است که در طیف اول جای دارد. این موضوع به خوبی از اظهارات وی در واکنش به انتقاد دکتر احمدینژاد از سیاست روسیه در قبال ایران مشهود است.
در نقطه مقابل این جریان، شاهد اظهارات پاتروشف، دبیر شورای امنیت روسیه نیز هستیم. اظهاراتی که بیانگر جناح و طیفی دیگر است که هماکنون در کرملین و مجموعه حاکمیت و دولت حاکم بر روسیه حضور دارند و نگاه واقعبینانهتری را به مسائل بینالمللی دارند.
این طیف اگرچه نگاه به غرب را به عنوان یک ابزار در سیاست خارجی روسیه میبینند و همکاری با غرب را گریزناپذیر میدانند ولی سعی دارند سیاستهای کرملین را مستقلتر از طیف اول به پیش ببرند و در تعریف منافع سیاست خارجی روسیه نوعی توازن ایجاد کنند.
البته در گذشته نه چندان دور نیز ما شاهد وجود دو طیف در کرملین بودیم، یعنی: یورو آتلانتیکگرایان، اوراسیا گرایان که در واقع دو تفکر فعلی موجود در کرملین نیز منبعث از این دو طیف قبلی موجود است.
صرفنظر از موضوع و بحث هستهای جمهوری اسلامی ایران و مسائل مترتب بر آن، جدال این دو طیف یک واقعیت انکارناپذیر است که همواره در کرملین وجود داشته و اکنون نیز حکمفرما است و بعید است که این دو طیف بتوانند حداقل در کوتاه مدت یا میانمدت به یک تفاهم و برآیند مشترک برسند. کشمکش میان این دو طیف در کرملین، تبدیل به عرصه مچاندازی طیفها و لایههای عمده قدرت در مجموعه حاکمیت روسیه گردیده است.
در این روال، طیفی پیروز واقعی خواهد بود که با توجه به منافع ملی روسیه در قبال کلیه مسائل بینالمللی و به ویژه جمهوری اسلامی ایران تصمیمگیری و حرکت کرده و در معادلات خود به جای توجه به اظهارات و منافع آمریکا، غرب و جریان صهیونیست به منافع ملی ملت و دولت خود اهتمام و توجه داشته و بر مبنای آن حرکت سیاسی خود را طراحی، پیگیری و اجرا نماید. بهویژه اینکه باید توجه داشت که روسیه و جمهوری اسلامی ایران دو کشور همسایه هستند که به حکم تاریخ و جغرافیا به حسن همجواری و تحمل خوب و مثبت یکدیگر محکومند.