
علی رضایی - بمباران اتمـــی هیروشیما و ناکازاکی دو عملیات اتمی بودند که در زمان جنگ جهانی دوم به دستور هری ترومن، رئیس جمهور وقت آمریکا، علیه امپراتوری ژاپن انجام گرفت. در این دو عملیات، دو بمب اتمی به فاصله سه روز روی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی انداخته شد که باعث کشتار گسترده شهروندان این دو شهر گردید. حدود 022هزار نفر در اثر این دو بمباران اتمی جان باختند که بیشتر آنان را شهروندان غیرنظامی تشکیل میدادند. بیش از نیمی از قربانیان بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و بقیه تا پایان سال 5491 بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند. و اما امروز که بیش از 06 سال از آن فاجعه میگذرد، ایالات متحده آمریکا با تصور آنکه حافظه تاریخی مردمان، این کشتار عظیم را به فراموشی سپرده است، مدام خود را داعیهدار حفظ حقوق بشر در دنیا! معرفی میکند و سعی دارد برای صلح و امنیت جهانی! از ورود دولتها به ساخت و تجهیز سلاح هستهای ممانعت به عمل آورد. اما این اقدام آمریکا در قالبی دنبال میشود که اگر صورت واقعی آن را بنگریم مشاهده خواهیم کرد که آمریکا برای نابودی سلاح هستهای در دنیا تلاش نمیکند؛ بلکه قصد دارد در مقابل استقلال کشورهایی از جمله ایران بایستد و جمهوری اسلامی و دیگر کشورها را برای دستیابی به فناوری صلحآمیز هستهای منع کند تا این ملل مستقل همیشه در این زمینهها وابسته بمانند. اما این هدف چگونه دنبال میشود؟ به هر حال تلاش امروز آمریکا برای مقابله با فناوری صلحآمیز هستهای ایران، از هیچ جنبهای قابل توجیه نیست؛ طرفه آنکه بیانیه اخیر تهران میان سه کشور ایران، برزیل و ترکیه، تمام درها را به روی بهانهگیریهای آمریکا بست. اما این کشور تلاش دارد به همراه دوستان خود در شورای امنیت قطعنامه دیگری را علیه ایران صادر کند تا هرگونه حق تحقیقات در زمینه علوم غیرنظامی هستهای را از ایران سلب کند. این در حالی است که پس از بیانیه تهران، اتحادیه اروپا حمایت خود را از این بیانیه ابراز میدارد و اخیرا نیز بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد بیانیه سهجانبه تهران را گشایشی در باب همکاری ایران و سازمانملل دانست و مهمتر آنکه کشورهای برزیل و ترکیه با توصیه ایالات متحده آمریکا برای بحث تبادل سوخت وارد مذاکره با ایران شدند. بنابراین از شواهد و قرائن اینطور بر میآید که انتظارات آمریکا از مذاکرات ایران، ترکیه و برزیل عقیم ماند و لذا این کشور با تلاش برای صدور قطعنامه جدید همچنان درپی سیاستهای امپریالیستی خود میگردد که چند فرضیه در این زمینه لحاظ است: 1- تشدید تحریمها، 2- تلاش برای پیشبرد اهداف نظامی در منطقه و در نهایت حمله به ایران، 3- تضعیف روحیه مردم ایران و ایجاد افسردگی جمعی و 4- تلاش برای آنکه دولت ایران تحت فشار داخلی از اهداف متعالی خود عقب نشینی کند. در خصوص موارد اول و دوم باید گفت، جمهوری اسلامی ایران در 03 سال عمر خود نشان داده است که در برابر تحریمها و حملات نظامی صحنه را ترک نمیکند و شجاعانه میایستد و با تبدیل تهدیدها به فرصت ها، موجبات پیشرفت علمی در داخل و سیاسی در خارج را فراهم میکند. اما درباره نکات سوم و چهارم باید یادآور شد که این موارد خواست آمریکاست که تاکنون نیز بودجه فراوانی را برای تسلط بر اذهان و افکار هزینه کرده است و همچنان هزینه میکند. در واقع باید گفت که آمریکا در جریان جنگ دوم جهانی تجربه بهکارگیری سلاح هستهای را در پرونده خود ثبت کرد و قطعاً بار دیگر این تجربه را به کار خواهد گرفت. اما نه از آن طریق که 06 سال گذشته در پیش گرفت. امروز آمریکا و دیگر دولتهای استعماری از جمله رژیمصهیونیستی اگرچه در زرادخانههای هستهای خود هزاران کلاهک اتمی را نگهداری میکنند، اما حسابی بر روی این سلاحها باز نکردهاند و میدانند که در دنیای امروز و شرایط حاکم بینالمللی، توان استفاده از این سلاحها را نخواهند داشت. زیرا بهکارگیری سلاح هستهای و کشتار جمعی در موقعیت فعلی، در نهایت منجر به فروپاشی سیاسی و منطقهای دولت و کشور متجاوز خواهد شد. بنابراین آمریکا با درک شرایط جدید جهانی، امروز باروت سلاح هستهای را در رسانهها و ابزار جنگ نرم قرار داده و توپخانه خود را مجهز به تبلیغات روانی کرده است. در واقع ماهها و سالهاست که آمریکا، جمهوری اسلامی را مورد حمله قرار داده است و این حمله که به شیوه نوین صورت میگیرد از تهاجم اتمی خطرناکتر است. بیتردید قطعنامه پنجم علیه ایران هم اگر صادر شود، جلوه دیگری از حمله آمریکا به افکار ملت ایران در قالب تبلیغات روانی است. اما این نیز به مانند پیش به بار نخواهد نشست.