بهرغم گذشت نزدیک به دو ماه از تاریخ برگزاری دومین انتخابات پارلمانی عراق در 16 اسفندماه گذشته هنوز این کشور از مرحله اعلام رسمی نتایج انتخابات عبور نکرده و وارد مرحله تشکیل دولت نشده است. اوضاع سیاسی عراق بهشدت سیال بوده و هر روز اخبار جدیدی از نتایج رایزنیها درباره تشکیل دولت منتشر میشود. آخرین گزارشهای دریافتی حاکی از این است که روابط میان حکومت قانون به ریاست نوریالمالکی نخستوزیر و ائتلاف فهرست العراقیه به ریاست ایاد علاوی به شدت تیره شده است. علت این موضوع بیشتر از این مسأله ناشی میشود که نوریمالکی معتقد است که درنتیجه انتخابات پارلمانی عراق به نفع فهرست العراقیه دستکاری شده است و لذا بر بازشماری دستی آرا تأکید دارد اما ایاد علاوی از ترس اینکه بازشماری دستی آرا موجب افشای تقلب در انتخابات به نفع وی شود به شدت با آن مخالفت میکند و خواستار دخالت سازمان ملل و اتحادیه عرب در این قضیه شده است که این درخواست خود به عاملی اختلافزا تبدیل شده است. بروز این اختلافات بیشتر از این جهت قابل تأمل است که از عملی شدن خبرهایی دال بر ائتلاف نوری مالکی و ایاد علاوی برای تشکیل دولت جدید که به شدت مورد حمایت آمریکاست جلوگیری میکند. به اعتقاد ناظران سیاسی، مشکل اصلی تطویل فرآیند تشکیل دولت در عراق علاوه بر وجود برخی موانع ساختاری موجود، از دخالتهای مستقیم و غیرمستقیم دولتهای اشغالگر و همپیمانان منطقهای آنها در امور سیاسی و انتخاباتی عراق نشأت میگیرد که از تهیه قانون اساسی و قانون انتخاباتی جدید این کشور گرفته تا چیدمان ساختار سیاسی جدید و توزیع پستهای وزارتی و از همه مهمتر دست بردن در آرای انتخاباتی را شامل میشود. اگر به اظهاراتی که ریموند اودیرنو فرمانده نیروهای نظامی آمریکا در عراق و کریستوفر هیل سفیر آمریکا در عراق پیش از برگزاری انتخابات پارلمانی عراق در 16 اسفندماه گذشته بیان کردند، دقت شود منشأ تحولات سیاسی و امنیتی پس از برگزاری انتخابات روشن میشود. هر دو مقام نظامی و سیاسی آمریکایی اعلام کردند که روند تشکیل دولت عراق ماهها طول خواهد کشید و آن زمانی بود که آمریکا نتوانسته بود ردصلاحیتشدگان بعثی را جزو نامزدهای شرکتکننده در انتخابات قرار دهد. از اینرو این دو مسئول آمریکایی در اظهارات خود به نوعی از مرحله بعدی سناریوی خود پرده برداشتند و اجرای همین مرحله است که اکنون موجب طولانیشدن روند تشکیل دولت جدید عراق شده است. هرچند دولتهای اشغالگر از همان ابتدای اشغال عراق درپی این بوده و هستند که با تعمیم مدل سیاسی لبنان به عراق، از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد و مدیریت سیاستهای خود استفاده کنند اما همچنانکه احزاب و گروههای سیاسی لبنانی با همکاری یکدیگر توانستند فتنهها و توطئههای آمریکا و رژیم صهیونیستی را یکی پس از دیگری خنثی کنند و از تهدیدهای آنها فرصتسازی کنند، احزاب و گروههای عراقی نیز باتقویت گفتمان ملی روی منافع و تهدیدهای مشترک میتوانند بر فتنه انگیزیهای موجود فائق آیند و فرآیند تشکیل دولت جدید را بهرغم مانع تراشیهای دولتهای اشغالگر تسریع کنند و به دل نگرانیها و انتظارات موجود در این زمینه پاسخ دهند، زیرا با تأخیر در تشکیل دولت، علاوه بر اینکه امکان خدمترسانی به مردم با مشکل مواجه میشود، مخالفان نظام سیاسی جدید عراق نیز این امکان را پیدا میکنند که از خلأ موجود برای افزایش حملات تروریستی سوءاستفاده کنند. همچنین تأخیر در روند تشکیل دولت جدید عراق، دست دولتهای اشغالگر را برای دخالت در امور داخلی این کشور باز میگذارد و آنها را برای استمرار حضور نظامی و سلطه همهجانبه خود بر عراق به وسوسه میاندازد.