
حبیب ترکاشوند- ظاهرا کاندید ناکام انتخابات اصلاح طلبان حتی از جمع اردوگاه دوم خردادی ها نیز طرد شده و راهی برایش باقی نمانده تا توهمات خود را با بازمانده های جبهه ملی و نهضت آزادی ها که امام خطر آنان را از منافقین برای نظام بیشتر دانسته بود بازگو کند.
انگونه که سایت وزیر لندن نشین اصلاحات گزارش داده روز پنچ شنبه جمعی از گروهک ملی مذهبی رهسپار دیدار میرحسین شده تا اخرین توهمات وی را نه از طریق رسانه ها که از زبان خودش بشنوند.
میرحسین که ظاهرا خود نیز باورش شده که به اهداف ساختگی جنبش به اصطلاح سبزش چندان امیدی نیست برای امیدواری به همراهان ملی مذهی اش اینگونه عنوان می کند که «برای تامین منافع ملی و رسیدن به جامعهای مطلوب، چارهای جز استمرار این مسیر و تداوم جنبش سبز نداریم؛ روندی که طی آن، نیازمند صبوری و تحمل سختیها و شدائد است.»
موسوی با این ادعای عجیب که اهداف جنبش سبز برگرفته از ارزشها و خواستههای مردم ایران است (!)، خواستار تشکیل «سازمانهای مردمنهاد سبز» یا همان ngo های سبز برای احیای جنبش مرده خود می شود.
موسوی که پس از هراظهار نظر‘سخنان وی توسط دهها شبکه ماهواره ای و سایت ضدانقلاب مورد استقبال قرار می گیرد از عدم اطلاع رسانی مناسب اظهار گلایه می کند(!) و می گوید: «ما هنوز از امکانات اینترنت و بستری که فضای مجازی در اختیار ما قرار میدهد، حداکثر بهره و استفاده را نبردهایم.»
رهبر جنبش فتنه با بیان اینکه باید روی «حداقلها» توافق کرد وشعارهایی را برگزید که قدرت وصلکردن و همراه ساختن حداکثری داشته باشد. خواستار سرمایه گذاری روی قشر خاکستری مردم می شود قشری که از نظر موسوی نه با جنبش سبزند و نه علیه جنبش او.
موسوی که بیانیه های خود و رفتارهای گروهکش بیشترین ضربات را طی چند ماه گذشته به نظام وارد ساخته در ادامه مدعی می شود که«باید برای همگان مشخص شود که ما به فکر منافع و مصالح ملی هستیم(!)››.
میرحسین با مطرح کردن قرائتی از دین تحت عنوان ‹‹قرائت رحمانی›› که واجد حداکثر مدارا نسبت به تمامی دیدگاهها و عقاید است» تلویحا خواستار ترویج پلورالیسم دینی سروش برای بسط جنبش بی در و پیکر خود که در آن همه اندشه ها از جمله لائیک‘ سکولار‘هم جنس بازو غیره حضور دارند می شود‘ غافل از اینکه این قرائت از دین طی 31 سال گذشته بارها و بارها توسط نهضت آزادی ها و زاویه داران با نظام برای توجیه اهداف مخربشان مطرح شده است و نهایتا می توان آن را همان تساهل و تسامح دولت اصلاحات برای برخورد با عناصر دگراندیش و برانداز دانست.
وی که ظاهرا خود نیز از ترسیم چشم انداز جنبشش بازمانده است دست به تشبیهی جالب می زند. و با تشبیه حرکت گروه خود به نقاشی روی بوم توضیح می دهد «نقاشهای مدرن هنگام خلق اثر عمدتا” دو رویکرد دارند؛ یک گروه آنچه را که مشاهده کردهاند و یا تصور کردهاند متحقق میسازند و به روی بوم میآورند؛ و گروه دیگر، کار را شروع میکنند و بدون تصوری از اثر نهایی بهتدریج و بر روی بوم، نقاشی نهایی را سامان میدهند و متولد میکنند. آنچه در جنبش سبز در حال وقوع است را میتوان از نوع رویکرد و روش گروه دوم توصیف کرد.»
موسوی با این مثال عملا اعتراف می کند که هیچ چشم اندازی متصور برای گروهش نیست و باید منتظرآینده بمانند که نقاشی بی هدف سبزها چه چیزی را خلق حواهد کرد.