کد خبر: 355058
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ - ۱۸:۵۷
رمزگشايي پروژه «گيره كاغذ» و سرقت دانشمندان نازي توسط آمريكايي‌ها
مسيح مولانا - ‌اين مردان تكنولوژي‌هاي مرزشكني را در اختيار آمريكا ‌گذاشتند كه حتي امروز نيز در خط مقدم علم و تكنولوژي قرار دارد، ‌اما اين دستاورد بي‌هزينه نبوده است. ‌پايان جنگ جهاني دوم شاهد تكاپوي فشرده براي دست يافتن به اسرار انبوه فني آلمان نازي بود. ‌متفقين براي به چنگ آوردن حداكثر تجهيزات و تخصص ممكن از ويرانه‌هاي رايش تقلا مي‌كردند و همزمان سعي داشتند مانع دسترسي سايرين به اين اسرار شوند. ‌وسعت و عمق دستاوردهاي فني بسيار پيشرفته آلمان، ‌كارشناسان متفقين كه نيروهاي مهاجم را در سال 1945 همراهي مي‌كردند، ‌به حيرت افكند. ‌راكت‌هاي مافوق صوت، ‌گاز عصبي، ‌هواپيماي مجهز به موتور جت، ‌موشك‌هاي هدايت شونده، ‌فناوري تجسسي و آلات پيشرفته زرهي تنها برخي از فناوري‌هاي بديعي بود كه در آزمايشگاه‌ها، ‌كارگاه‌ها و كارخانه‌هاي نازي، ‌حتي در زماني كه در آستانه شكست بودند، ‌توسعه مي‌يافت. ‌آمريكا ‌و اتحاد جماهير شوروي در نخستين روزهاي جنگ سرد درگير مسابقه‌اي عليه زمان براي شكستن اسرار علمي هيتلر شدند. ‌در ماه مه 1945، ‌قشون تحت فرمان استالين آزمايشگاه‌هاي اتمي در موسسه معتبر كايزر ويلهلم در حومه برلين را تحت كنترل درآوردند و بذر آنچه را بعداً به زرادخانه وسيع اتمي شوروي بدل شد تقديم پيشواي خود كردند. ‌
آمريكايي‌ها درست پيش از آنكه نيروهاي شوروي مجتمع وسيع نوردهازن را كه در دل رشته كوه‌هاي هارتز در صفحات مركزي آلمان ساخته شده بود تصرف كنند، ‌موشك‌هاي وي-2 را از آن خارج كردند. ‌به علاوه تيمي به سرپرستي ورنر فون براون نيز كه وي-2 را ساخته بود، ‌به دست آمريكايي‌ها افتاد. ‌هيونِر، ‌معاون فرمانده نيروي هوايي آمريكا ‌در اروپا، ‌كوتاه زماني پس از به چنگ آوردن اين غنائم نوشت: ‌«اشغال تشكيلات علمي و صنعتي آلمان اين موضوع را كه ما در بسياري از زمينه‌هاي پژوهشي به گونه تكان‌دهنده‌اي عقب مانده‌ايم آشكار كرد.» اگر از اين فرصت براي به چنگ آوردن تشكيلات و مغزهايي كه آن را توسعه داده‌اند استفاده نكنيم و آن دو را فوراً به كار نگيريم، ‌بايد براي كشف عرصه‌اي كه قبلا كاوش شده تلاش كنيم كه ما را چندين سال عقب خواهد انداخت. ‌به اين ترتيب پروژه موسوم به «گيره كاغذ» آغاز شد كه طي آن فون براون و بيش از 700 نفر ديگر از دانشمندان آلماني به طور مخفيانه بدون آگاهي متحدان آمريكا ‌به آن كشور منتقل شدند. ‌اين پروژه هدف پيچيده‌اي نداشت: ‌«بهره‌برداري از دانشمندان آلماني براي پروژه‌هاي پژوهشي آمريكا ‌و جلوگيري از دسترسي اتحاد جماهير شوروي به اين معدن غني فكري. » پس از آن تحولات سريعي روي داد: ‌ترومن پروژه «گيره كاغذ» را در ماه اوت 1945 تصويب كرد و سه ماه بعد در روز 19 نوامبر نخستين گروه از دانشمندان آلماني وارد خاك آمريكا ‌شدند. ‌با اين حال يك مشكل عمده وجود داشت؛ ترومن به وضوح دستور داده بود كه هركسي كه «عضويت او در حزب نازي ثابت شود و در فعاليت‌هاي آن شركت داشته يا از حاميان فعال حكومت نظامي نازي‌ها بوده است»، ‌از اين پروژه حذف شود. ‌براساس اين معيار، ‌حتي شخص فون براون، ‌براي خدمت در آمريكا ‌واجد شرايط نبود. ‌او علاوه بر عضويت در سازمان‌هاي مختلف نازي، ‌از اعضاي بلندپايه «اس اس» (از سازمان‌هاي موازي گشتاپو) بود. ‌در پرونده امنيتي او درج شده بود كه وي يك «خطر امنيتي» به حساب مي‌آيد. ‌اين افراد از جمله همكاران فون براون بودند: ‌
- آرتور رودلف، ‌مديركل عملياتي نوردهازن، ‌جايي كه 20 هزار برده، ‌كه به كار اجباري واداشته شده بودند، ‌در جريان توليد موشك‌هاي وي-2، ‌جان باختند. ‌او تيم سازنده راكت «ساترن پنج» را كه «صد در صد نازي، ‌از نوع خطرناك» وصف مي‌شد، ‌سرپرستي مي‌كرد. ‌- كرت ديبوس، ‌متخصص پرتاب موشك و از افسران اس اس. ‌در پرونده او آمده بود: ‌«او بايد به عنوان تهديدي براي امنيت نيروهاي متفقين تحت نظر باشد. » - هوبرتوس استراگهولد ‌كه بعدا «پدر پزشكي فضايي» لقب گرفت، ‌سيستم‌هاي «زيست ياري» تعبيه شده در فضاپيماهاي ناسا را طراحي كرد. ‌برخي از زيردستان او در اردوگاه‌هاي داخائو و آشويتس، ‌آزمايش‌هاي انساني انجام مي‌دادند، ‌جايي كه اسراي كشورهاي شرق اروپا منجمد شده و در اتاقك‌هاي كم‌فشار قرار داده مي‌شدند كه معمولاً به مرگ آنها منجر مي‌شد. ‌تمامي اين افراد از صافي اخلاقي گذرانده شدند تا به آمريكا ‌خدمت كنند: ‌ارتش آمريكا ‌كه پيروزي در جنگ سرد، ‌نه برقراري عدالت را، ‌نخستين اولويت خود مي‌دانست، ‌بر جناياتي كه ادعا مي‌شود اين افراد مرتكب آن شده بودند، ‌سرپوش گذاشت و لكه‌هاي سياه را از پيشينه آنها زدود. ‌گيره‌اي كه اطلاعات تازه آنها را در پرونده‌هاي شخصي محكم مي‌كرد، ‌وجه تسميه كل اين عمليات شد و اكنون با گذشت شصت سال، ‌ذره‌اي از اهميت ميراث آن پروژه كاسته نشده است. ‌مي‌توان استدلال كرد كه هواپيماي موسوم به «هورتن هو 229» با روكشي از تخته سه‌لاي باردار كربني با بال‌هاي رو به عقب كه از چشم رادار مخفي مي‌مانند و در سال 1944 ساخته شد نخستين هواپيماي تجسسي جهان بود. ‌ارتش آمريكا ‌يكي از اين مدل‌ها را در اختيار شركت هواپيماسازي «نورثروپ» گذاشت. ‌اين شركت بعدها بمب‌افكن‌هاي تجسسي بي-2 را كه از تمام جهات كاربردي، ‌نمونه مدرن هورتون بود، ‌ساخت. ‌موشك‌هاي كروز هنوز بر طرح موشك وي-1 استوار است و موتور جتي كه نيروي محركه هواپيماي «هايپرسونيك» پيشرفته ناسا موسوم به ايكس-43 (با سرعتي پنج برابر صوت) را فراهم مي‌كند تا حدود زيادي مديون پيشگامان صنعت جت آلمان است. ‌
همچنين آلمان، ‌تاسيسات بسيار عظيمي را در تلمارك واقع در نروژ براي توليد آب‌سنگين و غني‌سازي اورانيوم ايجاد كرده بود كه اگر بمب‌افكن‌هاي انگليسي آنجا را بمباران نمي‌كردند در همان سال 1944 اولين سلاح هسته‌اي آلمان، ‌آماده استفاده شده بود. ‌علاوه بر اينها، ‌شمار بزرگ اسناد پروژه گيره كاغذ كه هنوز محرمانه است، ‌باعث شده بسياري از كارشناسان، ‌از جمله نيك كوك، ‌مشاور هوافضاي «هفته نامه دفاعي جينز» مظنون باشند كه آمريكا ‌ممكن است به توسعه فناوري‌هاي حتي پيشرفته‌تر نازي پرداخته باشد كه از جمله آنها دستگاه‌هاي ضدجاذبه است كه منبع بالقوه‌اي براي مقادير وسيعي انرژي خواهد بود. ‌
كوك مي‌گويد: ‌«اين فناوري مي‌تواند چنان ويرانگر باشد كه صلح جهان را به خطر بيندازد، ‌از اين رو آمريكا ‌تصميم گرفته آن را براي مدت‌هاي مديد مخفي نگه دارد. » اما خيلي‌ها ضمن كف‌زدن براي موفقيت غيرقابل انكار پروژه گيره كاغذ، ‌ترجيح مي‌دهند هزاران نفري را به ياد بياورند كه جان باختند تا نوع بشر به فضا برود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار