يك سال ديگر گذشت و حقاً در سال 88، شگفتيهاي متعددي از دنياي سياست در برابر چشم همگان قرار گرفت. نمونههايي كه ثابت كرد اگر ديانت را پايه و اساس سياست قرار ندهيم به انحراف ميرويم. بدسليقگي و كجانديشي برخي از خواص و عوام در اين سال موجب آن شد كه در خيال آب به دنبال سراب بدوند. تشنه بودند اما نه تشنه حقيقت بلكه از براي قدرت، انتخابات را بهانه ساختند و با شعارهاي دروغين همچون زنده كردن خط امام و بازگشت به اصول راستين انقلاب، بزرگترين و بيشترين آسيبها را به خط امام، انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران وارد كردند. اين افراد حتي در برابر اعتراضات آشكار و گسترده ملت و توده مردم، حاضر به عقبنشيني نشدند و بر اشتباهات خود اصرار ورزيدند. به هر حال امسال با فتنهاي كه در پيش بود، گذشت و به آخر رسيد و گفتنيها در اين زمينه بسيار بود كه روزنامه جوان نيز در حد توان، از افشاي واقعيات دريغ نكرد و با توكل بر خدا و دعاي خير مردم در اين راه پايدار و استوار خواهد ماند. لذا از آنجا كه شواهد و قرائن حاكي از آن است كه داستان فتنه 88 در سال بعد هم ادامه دارد و قسمتهاي تازهاي از آن پخش خواهد شد، شايسته است تا در اين فرصت به يك نكته مهم اشاره شود. اين اشارت نه فقط براي افرادي كه ناخواسته در دام فتنه افتادهاند، ميتواند مفيد واقع گردد، بلكه براي آغازگران فتنه كه از مدعيان خط امام هستند نيز اگر از توهم به دنياي واقعي سفر كنند، مفيد فايده قرار ميگيرد. آن نكته و اشاره اين است كه بياييد تفاوت «حقيقت» از «واقعيت» را بدانيد. «حقيقت» آن است كه «وجود ذهني» دارد اما «واقعيت» آن است كه «وجود عيني» دارد. بنابراين اگر ميرحسين موسوي و مهدي كروبي و هواداران، پيش از انتخابات و پس از آن، تصويري از انقلاب و خط امام (ره) را در ذهن به صورت يك حقيقت بنگرند و در اين راستا براي پيوستن آن به واقعيت مشهود در جامعه تلاش كنند، ضروري است كه پس از آن تلاش و تقلا، به وجود عيني كه از گفتار و كردار خود در جامعه جاري ساختهاند نيز كمي بنگرند. با اين نگرش صحيح كه از هر شخص فكوري برميآيد، بايد دريافت كه اگر واقعيت برخاسته از حقيقت دلخواه يك عده، هتك حرمت امام خميني (ره) و تضعيف نظام جمهوري اسلامي ايران در داخل و خارج را رقم زند، قطعاً آن تصوير ذهني كه عدهاي از امام و انقلاب دارند، صحيح و منطبق با واقعيت سال 57 و دهه 60 نيست. بر اين اساس و در حالت مزبور، آن خواص و هوادارانشان اگر خود را خارج از دايره معاندين ميدانند بايد پي به اشتباه خود ببرند و بدانند كه آنچه در تصوير ذهني خود دارند، در چند ماه اخير اغتشاشاتي را رقم زد كه به هيچ وجه با انديشههاي امام (ره) مطابقت ندارد؛ يا به عبارت ديگر از تصوير ذهني خود (حقيقت) چنان تصوير عيني (واقعيت) را در جامعه نمايان ساختهاند كه با هيچ منطقي نميتوان پذيرفت كه رخدادهاي اخير برخاسته از احساسات انقلابيون و دوستداران خميني كبير بوده است. در مثالي اگر بخواهيم اين نكته را بگوييم بايد به شخصي اشاره شود كه دانهاي را با خيال برداشت خرما ميكارد؛ اما پس از چندي مشاهده ميكند كه ميوهاي سمي از آن دانه روييده است، ولي با اين حال حاضر نيست بپذيرد كه آن دانه، دانه خرما نبوده است و همچنان بر باور غلط خويش تأكيد ميورزد كه اين ميوه سمي همان خرما است. در اين حالت بايد يقين داشت كه يا آن شخص باغبان نيست و يا قصد مسموم كردن افراد را دارد. با اين اوصاف اكنون كه در آستانه سال نو هستيم، اگر خواص از احزاب، جناحها و دگرانديشان داخل نظام، قراري براي صدور پيام نوروزي دارند، تلاش كنند كه از دنياي واقعي و از دل انقلاب و نظام سخن گويند، نه آنكه بدون تدبير و براساس تصورات ذهني پيامرساني كنند كه در اين حالت هواداران براي دوري از مسموميت و عواقب آن بايد قدرت تمييز خرما از ميوههاي سمي را داشته باشند.