چه بسا حوادث ناگواري كه خيري در آن است. اصلاً برخي از عرفا معتقدند هرچه هست خير است. انسان ميتواند با نوع نگاه خود به دنيا و پيشامدها برآيند امور را در جهت خير و صلاح و موفقيت خود رقم بزند يا بالعكس. انسانهاي تكليفمدار و كساني كه پيرو مكتب احديالحسنين- يا شهادت يا پيروزي- هستند در هر صورت خود را رستگار ميپندارند. امام(ره) مصداق بارز اين سخن بود. آن مرد الهي جز خدا نميديد و از اين رو طوفان حوادث بنيانكن او را نميلرزاند. او ارعاب و تهديد و چنگ و دندان نشان دادن دشمن را با فرهنگ شهادت خنثي كرد جملات راهبردي امام(ره) همچون «بكشيد ما را ملت ما بيدارتر ميشود» يا «مكتبي كه شهادت دارد، اسارت ندارد» شكست و مرگ را از قاموس ملت ما حذف كرد.امام(ره) جنگ را از الطاف خفيه الهي دانست. ناگفته معلوم است كه اين سخن امام(ره) به معناي جنگطلبي و ناديده انگاشتن آثار مخرب جنگ نيست، بنابراين در نگاه تكليفمدارانه الخير في ما وقع(هرچه پيش آيد خوش آيد).انسان تكليفگرا به استقبال سختيها ميرود، از خطرات و تهديدها هراس به خود راه نميدهد بلكه تهديدها را تبديل به فرصت ميكند.فتنهاي كه پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري با توطئه دشمنان خارجي و اذناب داخلي آنها به وجود آمد دو وجه داشت:آثار مخرب در ابعاد سياسي، امنيتي، فرهنگي و اجتماعيآثار مثبت: اهم آثار مثبت اين فتنه را به قرار ذيل ميتوان احصا كرد:افشاي ماهيت نفاق بيش از پيش: رسول گرامي اسلام فرمودند: لاتكرهوا الفتنه في آخرالزمان فانها تبيرالمنافقين:«از فتنههاي آخرالزمان دلتنگ و ناراحت نشويد چرا كه منافقين را نابود ميسازد.»همچنين امام صادق(ع) فرمود: تمنوا الفتنه ففيها هلاك الجباربره و طهارهالارض من الفسقه:«فتنه و آزمايش را از خدا بخواهيد چون در آن هلاك جباران و زورگويان و پاكي زمين از لوث انسانهاي فاسق است.» در اثر فتنه، منافقين دچار خطا در تحليل ميشوند و با اين گمان كه شرايط به نفع آنهاست و شكست جبهه حق حتمي است، منويات خويش را آشكار ميسازند.در اين هنگام است كه اهل بصيرت از اين فرصت پيش آمده استفاده ميكنند و با روشنگري ماهيت نفاق فتنهگران را افشا ميكنند، به عنوان مثال يزيد وقتي با چوب خيزران به لب و دندان مبارك حضرت سيدالشهيدا(ع) ميزد و اين شعر را ميسرود كه: لعبت هاشم و باالملك فلا خبر جاء و لا وحي النزل:«چند صباحي بنيهاشم يك بازي در دنيا راه انداختند در حالي كه نه خبري از ماوراي دنيا آمده بود و نه وحياي نازل شده بود.» زعمش بر اين بود كه طبق نقشه كار تمام شده است و شرايط آماده برچيدن بساط دين و اهل بيت(ع) است. اما ناگهان با خطبه غراء امام سجاد(ع) ورق برگشت و خوشحالي يزيد طولي نكشيد. سرجون مسيحي كه مشاور اعظم يزيد بود به يزيد گفت: كار خراب شده است و عنقريب كه جامعه مسلمين عليه تو قيام كنند، بهتر است كه همه تقصيرها را متوجه عبيداللهابن زياد كني و چنين شد كه آثار پيروزي جاودانه قيام سيدالشهدا(ع) آشكارتر شد و خون سيدالشهدا(ع) براي هميشه تاريخ دين جدش رسولالله(ص) را بيمه كرد و دست يزيد براي همگان رو شد و همه فهميدند كه اسلام يزيد، اسلام دروغين است و هرگز او اعتقادي به اسلام نداشته است.در فتنه 88 نيز ماهيت مدعيان دروغين پيروي از خط امام(ره) و انقلاب برملا شد و همدستي آنها با آمريكا و اسراييل و انگلستان اثبات شد.براساس مستندات محكم، سلسله آشوبها و اغتشاشات پس از انتخابات يك كودتاي مخملي از پيش طراحي شده بود؛ طوري كه بيش از 140 مورد از دستورالعملهاي جينشارپ براي براندازي نرم عملياتي شد. اما با هوشياري رهبر فرزانه انقلاب، مردم و نهادهاي امنيتي و انتظامي بهويژه بسيج خنثي شد.در تجمعات غير قانوني عليه مقدسات، امام(ره) و انقلاب شعار داده شد و در هيچكدام از اين موارد مدعيان پيروي از امام(ره) نهتنها عكسالعملي در حمايت از ارزشها از خود نشان ندادند، بلكه تصريحاً يا تلويحاً هتاكان را مردم خداجو و معترض دانستند و همواره مورد حمايت رسانهها و مقامات غربي بهويژه آمريكا اسراييل و انگستان قرار گرفته ولي اعلام برائت نكردند و دليل آن اين بود كه نميخواستند در صفوف جبهه سبزي كه با حضور همه مخالفان و معاندان نظام مقدس جمهوري اسلامي طراحي و ايجاد شده بود، خللي وارد شود.در اين بخش يك نكته مهم وجود دارد و آن اينكه برخي گمان ميكنند اصطلاح كودتاي مخملي در مورد اين فتنه صدق نميكند چرا كه كودتا تعريفي مشخص در لغتنامه و دايرهالمعارفها دارد، مبني بر اينكه يك نيروي نظامي به صورت غيرقانوني و با سلاحهاي جنگي اقدام به تغيير حاكميت ميكنند كه با مخملي و نرم بودن در تضاد است در حالي در حوادث مورد نظر نه نيروي نظامي در كار بود و نه سلاح و خشونت. پاسخ اين است كه اولاً اصطلاح «كودتاي مخملي» ابداعي است و در عالم سياست اين اقدام(ابداع اصطلاح جديد از تركيب اصطلاحات) امري متعارف است و در مورد حوادث مذكور به اين دليل استفاده شده است كه عدهاي قليل قصد داشتند با روشهاي به ظاهر آرام و مدني رأي اكثريت را به صورت غيرقانوني بياثر سازند و با تغيير در ساختار نظام، حقوق اكثريت را پايمال كنند. پس از جهت اينكه اقدامي غيرقانوني با هدف براندازي نظام توسط اقليت صورت گرفته بسيار شبيه كودتاست و از آن جهت كه به صورت وسيع از سلاح استفاده نشده است شبيه انقلابهاي مخملي است كه با عنوان مبارزه عاري از خشونت شناخته ميشوند. در همين رابطه رابرت هلوي در كتاب خود تحت عنوان «مبارزه عاري از خشونت، نگاهي به بنيادها» مينويسد: تفاوت ميان اقدام نظامي و مبارزه عاري از خشونت براي براندازي تنها در سلاح آنهاست. اين جمله نشان ميدهد كه هدف و ماهيت كودتاها و مبارزه عاري از خشونت يكي است.نكته ديگر اينكه از لفظ انقلاب استفاده نشده چرا كه در انقلاب اكثريت اقدام به تغيير حاكميت ميكنند در حالي كه در موضوع «ما نحن فيه» اكثريت مردم طرفدار نظام و مخالف اغتشاشگران بودند.پس اطلاق «كودتاي مخملي» به فتنه اخير بيجا نيست.نتيجه اينكه همدستي جريان نفاق جديد با دشمنان خارجي در كودتاي مخملي 88 براي همگان آشكار شد و اين از بركات و دستاوردهاي فتنه اخير بود.بيداري و انسجام جبهه مدافعان نظام:دومين دستاورد اين فتنه انسجاميابي و بيداري مدافعان اسلام و انقلاب و فداييان ولايت بود كه احساس خطر كردند و باتمام توان به صحنه آمدند. دشمن طي سالهاي متمادي سعي كرد كه با عمليات رواني و تبليغات مسموم در باورها و اعتقادات مردم انقلابي و حامي نظام اسلامي، نسبت به ارزشهاي اسلامي و انقلاب تزلزل و سستي ايجاد كند كه اين اقدام دشمن در حمله به زيرساختهاي اعتقادي مردم طبق فرمول جنگ نرم، اولين و مهمترين مرحله از فرآيند براندازي نرم به حساب ميآيد و به آن مرحله فرهنگسازي ميگويند. در مرحله فرهنگسازي دشمن تلاش ميكند جامعه را دچار بحران هويت كند، سعي ميكند با روشهاي شبهعلمي و شبهفلسفي در اصالت باورهاي جامعه ايجاد ترديد كند تا در صورت هجوم به نظام كه مبتني بر همان باورها و اعتقادات مردم است، حاميان هميشگي نظام يعني مردم متدين و انقلابي انگيزهاي براي دفاع از نظام نداشته باشند و آنگاه نظام بهراحتي آسيبپذير خواهد بود. در فتنه اخير دشمن گمان كرد كه طي ساليان دراز در دوره فرهنگسازي توانسته تأثير مورد نظر خود را بر جامعه بگذارد و در صورت اقدام براي حمله نهايي به شكل شورشهاي مدني نظام تنها و بدون حمايت مردمي خواهد ماند. بر همين اساس آقاي سروش كه نقش تعيينكنندهاي در مرحله فرهنگسازي براي جبهه دشمن ايفا كرد در نامه خود به رهبر حكيم انقلاب اعتراف بزرگي كرد و گفت:« بالاخره 20 سال جهاد فرهنگي ما نتيجه داد و ما بهزودي مرگ استبداد ديني را جشن خواهيم گرفت!» اما محاسبات دشمن خارجي و نفاق جديد داخلي غلط از آب درآمد و جهان شاهد بود كه در 9 دي و 22 بهمن سال 88 سيلخروشان امت حامي انقلاب و ولايت خيابانهاي كشور را مملو از جمعيت كرد. هرچند كه فرياد 50 ميليون ايراني مسلمان و انقلابي گوشهاي مهر شده منافقين را باز نكرد و آنها را از خواب غفلت بيدار نكرد.تحولي بزرگ در انتقال «بين نسلي» انقلاب:اما مهمترين اتفاق به اعتقاد نگارنده اين است كه در اين فتنه پرچم دفاع از انقلاب رسماً تحويل نسل سوم شد؛ نسل سومي كه قبل از اين در مورد فتنه منافقين فقط شنيده بود، اما اين بار با تمام وجود آن را لمس كرد و در مقابله با آن در عرصه روشنگري امنيتي و انتظامي نقش محوري به عهده گرفت. اين فتنه مانند رزمايشي بود كه براي امتحان نسل سوم انقلاب اجرا شد و اين نسل پيروز از آن بيرون آمد، حال نسلهاي اول و دوم با خيال آسودهتر ميتوانند فرماندهي را در همه عرصهها به افسران جوان جنگ نرم بسپارند. همچنان كه رهبر معظم انقلاب در سخنان گهربارشان با نخبگان و دانشجويان بر اين امر صحه گذاردند. اينك انقلاب جوانتر از هميشه آماده ميشود كه وارد فاز جديدي از تكامل خود شود و آن تشكيل دولت اسلامي است دولت به معناي حاكميت كه در ادبيات كلاسيك سياسي مورد نظر است. در اين مرحله متناسب با مطالبات مردم مسلمان و انقلاب بايد همه اركان حاكميت و دولت منطبق با شاخصهاي اسلامي و انقلابي پيريزي شود. جامعه امروز ما ديگر تاب تحمل رشد و نمو انگلي جريان نفاق ديگري را ندارد و در صورت بروز اولين آثار آن، به شدت مقابله خواهد كرد. ديگر جايي براي نفاق نيست، جامعه پوياي ايران اسلامي و انقلابي در فتنه 88 تهمانده نفاق را بالا آورد و از آلودگي پاك شد. حال بر سياستگذاران و سياستمداران است كه مراقب باشند دوباره جامعه ما و حاكميت آلوده به ويروس نفاق نشوند. اينك انقلاب جوان شده است از فتنه 88 عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.