
فریدون حسن
روزهای آخر سال معمولاً رسم بر این است که خانه تکانی کنند و آماده فرا رسیدن سال نو باشند. روزهای آخر سال معمولاً رسم بر این است که آماده سال جدید باشند و برنامهریزی کنند برای آیندهای بهتر و روشنتر و روزهای آخر سال ...
اما فوتبال پر حاشیه و پر جار و جنجال ما نه اول سال را میفهمد و نه آخر سال را درک میکند، باید قاعدتاً بنویسیم از اینکه چه برنامهای برای سال آینده داریم و چهها میخواهیم بکنیم ولی خب قصه منشور اخلاقی و مشمولانش آنقدر داغ و مهیج است که اول و آخر سال نمیشناسد.
اسم منشور که به میان آمد دلخوش شدیم به اینکه حاشیهها کم میشود و متخلفین تربیت، اما چه بیهوده میاندیشیدیم. فکر میکردیم آقایان مجری سفت و سخت پای منشور ایستادهاند و تا انتها به پیشش میبرند اما گویا باز هم اشتباه کرده بودیم، چرا که مانند بسیاری از کارها این یکی هم با سر و صدا شروع شد و خیلی زود تبش فرو نشست تا منشوریها از سر و کول فوتبال بی در و پیکرمان بالا بروند و البته اینبار گستاختر از قبل بتازند در این فوتبال.
قصهای که دیروز روی صفحه اول روزنامههای ورزشی و سایتهای مختلف بود مؤید این نکته بود که منشور اخلاقی را باید گذاشت در کوزه و آبش را خورد، خبر اخراج نیکبخت واحدی از استیل آذین آن هم به دلیل اختلافنظر با سرمربی تیم بر سر تمرین و حضور نیافتن در مسابقه، خبری نبود که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. یک زنگ خطر هم نه، که صدای وحشتناک ناقوسی بود برای فوتبال که متخلفانش روز به روز جریتر از قبل میشوند.
باید منتظر چنین روزی مینشستیم. وقتی چشم بستیم به همه نابههنجاریهای آقای مثلاً خوش تیپ و او را راهی تبریز کردیم و چه شانس آوردند تراکتورسازان که امروز مجبور نیستند او را با دنیایی از حاشیه بیرون کنند تا استیل آذین و عابر بانکش این وسط کوهی از اسکناس را از دست بدهند، ولی خب ما نه با تراکتور کار داریم و نه با استیل. شعار هم نمیدهیم که دغدغه فوتبال و اخلاق را داریم فقط خواستیم گوشی دست آقایان بدهیم که وقتی اینقدر راحت از بدیهیات منشور اخلاقی عدول میکنید باید منتظر عواقب بدتر هم باشید.
نیکبخت واحدی منشوری اول و آخر سال 88 است که امیدواریم سال آینده از این دست منشوریها نداشته باشیم.