کد خبر: 210197
تاریخ انتشار: ۲۳ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۷:۰۷
ساعت 8 و 30 دقيقه روز يکشنبه 22 اسفند 78، سعيد حجاريان در مقابل ساختمان شوراي شهر تهران واقع در خيابان بهشت مورد سوء قصد چند مرد مسلح قرار گرفت و به شدت از ناحيه سر، صورت و گردن مجروح شد.سعيد حجاريان که بود؟
حجاريان که پيش از آن از مسئولين رده بالاي وزارت اطلاعات بود، پس از خارج شدن از اين نهاد وارد عرصه سياست شد و يکي از فعالان و نظريه پردازان اصلي جبهه اصلاحات به حساب مي آمد که علاوه بر عضويت در شوراي شهر تهران، در مسئوليت هاي متعدد ديگري چون مدير مسئولي روزنامه صبح امروز(توپخانه جبهه موسوم به اصلاحات)، عضويت در شوراي مرکزي جبهه مشارکت و نيز مشاور سياسي رئيس جمهور ايفاي نقش مي کرد.محکوميت ترور بلافاصله پس از اين حادثه
بسياري از شخصيت هاي عالي‌رتبه فرهنگي، سياسي، نظامي و حتي گروه ها و احزاب مختلف با صدور بيانيه و اعلاميه، ايراد سخنراني و حتي حضور در بيمارستان، اين عمل را محکوم کردند و آن را اقدامي عليه امنيت و آرامش کشور اعلام نموده، عملي مطرود در نظام اسلامي ناميدند.رهبر معظم انقلاب نيز با صدور پيامي مهم اين عمل را «ناجوانمردانه» و «جنايت آميز» ناميدند و آن را گوشه‌اي از يک توطئه خطرناک بر ضد مصالح کشور، ملت و نظام توصيف کردند.رهبر انقلاب در اين پيام به نکاتي اشاره کردند که گذشت زمان بصيرت ايشان را ثابت کرد: «اينجانب وجود توطئه اي سازمان يافته را که آرامش ملي و استحکام نظام اسلامي را آماج ساخته در اين ترور شوم احساس مي کنم و همه دستگاه هاي مسئول را به پيگيري هوشيارانه آن فرا مي خوانم. بزرگترين خدمت به جنايت کاران و دشمنان پليد، آن است که به جاي هوشمندي و شناخت دشمن توطئه گر، کساني از اين حادثه تلخ براي هيجان افکار عمومي و ايجاد جو سوء ظن و اغتشاش استفاده کنند و کار را بر ماموران امنيت عمومي دشوار سازند ... کساني که با تهيج افکار عمومي و نشانه گرفتن اشخاص و جناح هاي داخلي جو اضطراب و ناامني را تشديد مي کنند، دانسته يا ندانسته به دشمن کمک مي رسانند. »هجمه مطبوعات زنجيره اي و تضعيف ارکان نظام
علي رغم تاکيد مقام معظم رهبري مبني بر جلوگيري از ايجاد جو سوء ظن و هيجان در افکار عمومي، روزنامه هاي وابسته به جريان موسوم به اصلاحات (تقريبا بالاتفاق) فرصت را از هر جهت مناسب يافتند تا در ادامه ي تئوري فتح سنگر به سنگر خود اين بار سراغ بسيج و جوانان حزب اللهي بروند و آنان را مورد ملاطفت قرار دهند!آنان قبل از اين و در سال 77 در ماجراي مشکوک قتل هاي زنجيره اي، وزارت اطلاعات را مورد هجمه قرار داده و چنان اين نهاد اطلاعاتي را تضعيف نموده بودند که در آن سال ها منافقين علاوه بر پرتاب مکرر خمپاره در تهران، دو تن از شخصيتهاي برجسته نظام، يعني شهيد لاجوردي و شهيد صياد شيرازي را به شهادت رساندند.پس از تضعيف وزارت اطلاعات، اين جريان در اوايل سال 78 در ماجراي غائله مشکوک کوي دانشگاه به سراغ نيروي انتظامي رفت و اين نهاد را به سيبل حملات خود تبديل کرد.اين بار و در جريان اين ترور، طبيعي بود که بسيج در مرکز اتهامات اين جريان قرار بگيرد و احياناً پس از کشته شدن حجاريان و آمادگي رواني مردم براي حضور در خيابان ها و در ضمن آن تخريب و تضعيف نهاد انقلابي بعدي يعني سپاه، شرايط براي جنگ داخلي و پس از آن براندازي نظام مهيا شود؛ اين امر نه تنها ماجرايي عجيب نيست بلکه مسبوق به سابقه نيز هست (جنگ داخلي لبنان در سال 1975 با يک ترور و جرياني مشابه اين موضوع آغاز شد)مظنونين ترور بلافاصله پس از اين ترور تبليغات سنگيني شروع شد تا اين حادثه را به حريف سياسي جبهه موسوم به اصلاحات مرتبط کند.به طور مثال به مطلبي از روزنامه فتح در مورخه 26 اسفند 78 اشاره مي شود که در آن با يک پيش فرض قطعي، بدون ارائه هيچ دليل روشني، «منتقدان جبهه دوم خرداد» را «تنها کساني» دانسته که از اين واقعه «سود» مي برند: «در يک ترور بسته به اين که شخصيت ترور شونده چه نوع شخصيتي است و ترور در چه زمان و موقعيتي صورت مي گيرد به راحتي مي توان به ماهيت تروريست ها پي برد و اين، واقعيتي است که مبناي عمل کارآگاهان جنايي نيز هست و آنان قاتل را در ميان کساني جستجو مي کنند که سودي از قتل نصيب شان مي شود.»متهم کردن آيت‌الله مصباح از سوي اصلاح‌طلبان
علاوه بر اين مطلب مي توان بي اغراق هزاران مطلب ديگر از اين دست در روزنامه هاي جناح موسوم به اصلاحات يافت که در تلاش و تکاپو بودند تا مظنونين اين ترور را در يک دايره خاص از جناح رقيب (بسيج وجوانان حزب اللهي) محدود کنند و آنان را مظنونين اصلي معرفي نمايند.البته درآن روزها با توجه به صحبت هاي هفتگي حضرت آيـت الله مصباح يزدي در نماز جمعه تهران که جناح موسوم به اصلاحات هرگز (نه آن موقع ونه بعدا) نتوانست جواب مستدلي به آنها بدهد ايشان نيز به صورت جدي و گسترده به عنوان «تئوريسين خشونت» و القاب زشت ديگري که قابل بيان نيست متهم مي شدند و حتي عده اي با کنايه‌ي ابلغ از تصريح خواستار محاکمه و نابودي ايشان بودند.البته ما نيز در اين مورد خاص با آن نويسنده روزنامه فتح موافقيم و اين سوالات اساسي را مطرح مي کنيم که به راستي چه کسي يا چه جناحي از اين ماجرا سود مي برد؟ و اين واقعه در راستاي اهداف (بعضاً اعلام شده) چه فرد يا چه گروهي بود؟ آيا به راستي جناح اصولگرا و يا به طور اعم نظام اسلامي از اين ماجرا سود مي برد؟متهمين؛ منطقي يا هجمه تبليغاتي؟اگر بخواهيم با نگاهي تحليلي به اين موضوع نگاه کنيم در يک دسته بندي ساده متوجه مي شويم که سه گروه مورد حمله‌ي تبليغاتي قرار گرفته اند: نظام، جناح اصولگرا، سپاه و بسيج.در مورد اول بايد گفت که نظام اسلامي مقتدرتر ازآن است که دشمنان خود را با ترور از ميان بردارد و همان طور که رهبر معظم انقلاب پس از ترور حجاريان و در پي جو سازي هاي گروه هاي معاند و روزنامه هاي همسو با آن ها، در خطبه هاي نماز جمعه ي ابتداي سال 79 تاکيد کردند، هر وقت که لازم باشد نظام اسلامي به طور علني با قدرت و صلابت در مقابل محاربان و ياغيان خواهد ايستاد و حتي حکم به اعدام آنان خواهد داد.علاوه بر اين، نظام نه تنها از اين ماجرا سودي نمي برد بلکه بر اثر اتهامات و تخريب هاي وارده دچار ضعف نيز مي شد و همچنين در جامعه ي بين الملل اعتبار خود را از دست مي داد، پس به لحاظ عقلي مورد اول رد مي شود.
اما مورد بعد که جناح رقيب يا همان جناح اصولگراست که در جريان اين ماجرا هجمه ي سنگيني را متحمل شد اما توجه به اين ماجرا خالي از لطف نيست که اين گروه با استفاده از مسيرهاي قانوني و اخلاقي (که اتفاقاً جناح مقابل آن ها را غيرقانوني و غير اخلاقي مي داند) مي توانست به مقاصد خود برسد، پس ترور يا همان حذف فيزيکي علاوه بر هزينه هاي زياد کاري بي فايده و عبث بود.اصولگرايان متهم مي‌شوند
جناح اصولگرا قبل از اين ترور و بدون اين که دست به کاري خشونت آميز بزند به اقتدارگرايي و تماميت طلبي و خشونت محکوم مي شد، حال با فرض اينکه اين جناح واقعاً اين گونه نيز مي بود مشخص بود که به صلاح نيست که دست به ترور بزند و تمام مدعاي حريف خويش را با يک حرکت ثابت کند.اما مورد آخر؛ اين دو نهاد (سپاه و بسيج) از قبل هم مورد هجمه و زير ذره بين جناح رقيب بودند و گروه ‌هاي خشونت طلب و افراطي و... خوانده مي شدند، لذا اين کار غيرعاقلانه باعث نابودي اين دو نهاد مي شد.نکته بسيار مهم اين که بر اين ادعا و توهم هيچ دليل مستدل و محکمه پسندي (با وجود در دست داشتن دولت و حضور در شوراي عالي امنيت ملي) ارائه نشد. البته به تصريح همان جناح موسوم به اصلاحات، بسيجيان و جوانان حزب اللهي و اعضاي سپاه به هرحال تابع حکم و نظر ولي فقيه بودند و از طرفي به گفته‌ي همان جناح، تحت تأثير صحبت هاي آيت الله مصباح نيز واقع مي شدند؛ هم حضرت آيت الله خامنه اي و هم آيت الله مصباح نه يک بار بلکه چندين بار تصريح کرده بودند که «عمل خودسرانه» با وجود «نظام اسلامي»، محکوم، مذموم و شايسته مجازات است.مظنون چهارم کيست؟
متهم اصلي پس بايد به دنبال گروه چهارمي گشت که از جريان اين ترور سود مي برد و اين ماجرا به تحقق اهدافش کمک مي کرد. با مروري ساده بر جريان ترور به خصوص عاملان آن و حواشي مربوط به اين قضيه، اين خود اصلاح طلبان هستند که در مظان اتهام قرار مي گيرند که در اين نوشته سعي مي شود به برخي از اين موارد اشاره شود.
اگر از ارتباط و سمپات بودن خانواده ضارب (به خصوص پدرش) با جبهه ي موسوم به اصلاحات عبور کنيم، نمي توانيم ناديده بگيريم که يکي ديگر از متهمان اصلي اين ماجرا، يعني محمدعلي مقدمي، از فعالان جبهه مشارکت بود و گرايشات او به قدري آشکارا بود که امکان انکار آن وجود نداشت.هر چند که حزب مشارکت با انکار عضويت آن در حزب مذکور سعي کرد تا اين ماجرا را نيز به جناح مقابل برگرداند ولي اسناد قوي، اين مطلب را اثبات مي نمود. محمد علي مقدمي و وابستگي اش به مشارکت و مجمع روحانيون محمدعلي مقدمي در جريان ترور، ماموريت داشت تا با تحويل نامه‌ي حکيمي پور (يکي از اعضاي شوراي شهر) به حجاريان وي را براي لحظاتي متوقف کند تا سعيد عسگر با استفاده از اين فرصت حجاريان را مورد هدف قرار دهد.متن اين نامه که در آن ميزان وابستگي مقدمي به جريان اصلاح طلب کاملا مشخص است به شرح زير است: « برادر گرامي، جناب آقاي حجاريان، سلام عليکم حامل نامه آقاي مقدمي از برادران فعال جبهه مشارکت و مجمع روحانيون مبارز، در انتخابات اخير و رياست جمهوري در منطقه 17 تهران که سابقه شش سال فعاليت مستمر در حفاظت مجلس دارند، به خدمت مي رسند. ايشان اخبار مهمي از فعل و انفعالات امور داخلي و اداري مجلس در اين ايام دارند که اطلاع آن ها بسيار ضروري مي باشد، حکيمي پور. »دليل ديگر بر اين مدعا عدم شکايت حجاريان از ضاربين و پيگيري نکردن اين ماجرا بر خلاف تبليغات گسترده و موضع گيري‌هاي فراوان توسط اصلاح طلبان است، بر خلاف برخي پرونده هاي کم اهميت تر که اصلاح طلبان نه تنها در آن به شکايت پرداخته اند که هنوز هم پس از گذشت سال ها بر پيگيري جدي تر آن پرونده ها تأکيد دارند.نوار تهديد: جعبه سياه ترور؟
ديگر سند ما، ادعاي وجود نواري بود که در آن سعيد حجاريان تهديد به اعدام انقلابي به خاطر توهين به ائمه و عدم ولايت پذيري و... توسط گروهي به نام فدائيان اسلام و سازماني به نام فدائيان ولايت شده بود. دراين ماجرا حکيمي پور و اصغرزاده (2 عضو شوراي شهر) اگر چه به شدت با اين نوار جو سازي مي کردند و مدعي مي شدند که ريشه و سرنخ هاي بسياري را مي توان در اين نوار يافت و ... ولي در عين حال به شدت مخالف پخش مفاد اين نوار بودند اما صديقه وسمقي(عضو ديگر شورا) خواستار پرداختن به اين ماجرا بود.او سرانجام در جلسه اي با حضور خبرنگاران بخشي از اين نوار را جلوي ميکروفون پخش کرد: گروه اجتماعي روزنامه صبح امروز بخشي از متن پخش شده را چنين گزارش مي کند: «اينجانب رضا احمدي، عضو گروه فدائيان اسلام و همچنين عضو هيئت مؤسس حزب سازمان فدايي ولايت فقيه [هستم]. جناب آقاي سعيد حجاريان، از ديدگاه حزب جوانان فدائيان ولايت فقيه و ديدگاه فدائيان اسلام، به دليل زير محکوم به ضديت با ولايت فقيه و مرتد هستيد و سابقه شما نشان مي دهد با ولايت فقيه ضديت داريد.» (روزنامه صبح امروز، 24 فروردين 1379، صفحه 15)نکته بسيار بسيار جالب آنکه اين نوار گرچه ظاهراً يک نوار تهديد بود ولي کسي که نوار را پر کرده بود هم اسم خود را گفته بود و هم آدرس خود را! همين مطلب باعث شد که اين شخص (رضا احمدي، که جواني 21 ساله بود) بلافاصله و به سادگي دستگير شود. او 100 روز تحت بازداشت بود و در اين مدت به مطالبي اشاره کرد که آگاهي از آنها بعد ديگري از قضيه را آشکار مي کند. او اعلام کرد که اين نوار به سفارش خود حجاريان پر شده است و مطالب آن نيز ديکته خود حجاريان است (البته گاف هايي مثل ذکر اسم و ... در همان نوار نيز مؤيد اين مطلب است).مصاحبه روشنگر رضا احمدي وي پس از آزادي در مصاحبه اي با خبرنگار روزنامه رسالت گفت: «به منظور کمک گرفتن براي هيئت مذهبي با آقاي طباطبايي عضو شوراي شهر در نماز جمعه صحبت کردم و او من را به آقاي حجاريان معرفي کرد. ... اولين باري بود که حجاريان را از نزيک مي ديدم. او در جلسه اول خيلي از من استقبال کرد و گفت: شنيده ام عضو انصار حزب الله هستي اما خوشحالم که شما مثل آن ها نيستي و حرف هايت را مي زني. در آن جلسه من هم انتقادات خودم را از روزنامه صبح امروز به او گفتم، در رابطه با اهانت به ائمه و ... . او به من خنديد و پاسخي نداد و گفت اين انديشه ماست و شما بايد انديشه را با انديشه جواب بدهيد. جلسه بعد هم در شوراي شهر بود که چون هماهنگ کرده بود، بيشتر مرا تحويل گرفتند و در همين جلسه بود که آقاي حجاريان بحث نوار را مطرح کرد و گفت شما هرچه انديشه داريد، بر روي نوار بگوييد. در جلسه سوم گفت حرف هاي من را هم در نوار بگو، حرف هاي خودت را هم بزن، حجاريان به من گفت در نوار من را تهديد کن. به او گفتم آيا مشکلي براي من پيش نمي آيد؟ او گفت: نه، باقي اش با من... . آقاي سعيد حجاريان به من گفت: در نوار خودت را معرفي کن و بگو عضو انصار حزب الله هستم و روي اين موضوع تأکيد زيادي داشت. حجاريان گفت: بگو فدائي ولايت فقيه هستم، من را هم محکوم کن و به موضوع فشار از پايين، چانه زني در بالا و فتح سنگر به سنگر حمله کن. وقتي من را تهديد مي کني، به حالت جدي حرف بزن و تهديد کن و بگو مي کشمت وخانه و زندگي ات را آتش مي زنيم. من هم تيتر مطالب او را يادداشت کردم. حتي گفت در نوار تهديد به نهضت آزادي، عبدالله نوري، مهاجراني و آقاي خاتمي هم توهين کن و بگو خاتمي آمده با جامعه مدني ختم انقلاب را اعلام کند. حجاريان گفت: در داخل نوار از سعيد امامي به عنوان شهيد سعيد امامي ياد کن. او در آخر جلسه سوم به من گفت: من به شما از نظر مالي و کاري کمک مي کنم، اگر بخواهي به هيئت شما کمک مي کنيم، اگر نخواستي به خودت کمک مي کنيم که خانه خودتان را بسازيد. با شهرداري منطقه هم هماهنگ مي کنم. حجاريان به من گفت: تو نسبت به ساير بچه هاي انصار خيلي آرام هستي، اگر مي تواني بچه هاي انصار را بياور اينجا با هم صحبت بکنيم! نوار را او ساخت و من فقط يک گوينده بودم و نمي دانستم او چه سوء استفاده اي از آن مي کند. من هم رفتم خانه ام در زماني که هيچ کس نبود، نوار را پر کردم و بردم به حجاريان دادم. او هم گفت کار بزرگي کردي اميدوارم بتوانيم مشکلات ! شما را حل کنيم. وقتي نوار را دو دستي به حجاريان دادم (چند ماه قبل از ترور او) آقايان اصغر زاده و حکيمي پور نيز شاهد بودند.»(روزنامه رسالت، 12 تير 79 صفحه 1)تکذيب مطالب احمدي توسط حجاريان و پاسخ "رسالت"پس از اين مصاحبه، حجاريان مطالب آن را تکذيب کرد. البته او حاضر نشد مطالبش را به صورت مستند براي روزنامه رسالت بفرستد و تنها در مصاحبه اي با روزنامه «بهار» عنوان کرد: «آقاي عليزاده روزي در شوراي شهر فردي را به من معرفي کرد و گفت او از اين بچه هايي است که تجمع هاي دانشجويي را به هم مي ريزند و مي خواهد با تو صحبت کند. کمي نصيحتش کردم و به او گفتم عقايد خود را داشته باشد اما به جاي اينکه کارهاي فيزيکي بکند، برود کار فرهنگي کند. روزي احمدي به من گفت که دوستان من تو را محاکمه کرده اند و نواري به من داد که جريان محاکمه در آن ضبط شده بود. احمدي به من گفت که ظاهرا پسر عمويش از اين هاست و اين نوار با صداي اوست. [قابل توجه است که روزنامه متعلق به خود سعيد حجاريان در تاريخ 24 فروردين 79 بخشي از اين نوار را منتشر کرد که در آن شخص گوينده صراحتا خود را رضا احمدي معرفي مي کند] نوار را که گوش کردم، متوجه شدم همان حرف هاي معمول است که جريان خشونت طلب در روزنامه ها و مجله هايشان عليه من گفته و نوشته بودند. نوار بي ارزشي بود، به آن اعتنايي نکردم و آن را در گوشه کشوي ميزم انداختم و به آقاي اصغرزاده که در همان اتاق همکارم بود، گفتم که چنين نواري موجود است. ... چه ثمري براي من داشت که به يک بچه بگويم اين حرف ها را بزن و چيزهايي به او ياد بدهم که در نوار بگويد، بعد هم نوارش را دور بياندازم؟»البته مشخص بود که اين نوار چندان هم بي فايده نيست و مي توان از آن استفاده هاي فراوان کرد! و دقيقاً به همين دليل آقاي حجاريان آن را دور انداخته بود (ظاهرا قرار دادن در کشوي ميز کار معادل دور انداختن است!) سؤالات بي پاسخ روزنامه رسالت از حجاريان روزنامه رسالت هم در جواب حرف هاي حجاريان سؤالاتي را مطرح کرد که نه آن روز جوابي به آنها داده شد و نه هنوز کسي از اصلاح طلبان به آن جوابي داده است.«از ايشان [حجاريان] مي پرسيم با توجه به اينکه نوار تهديد چند ماه قبل از حادثه ترور در اختيار شما قرار گرفت و شما نوار را گوش کرديد و در کشوي ميزتان گذاشتيد و يا به تعبير خودتان آن را دور انداختيد، آيا به اصغر زاده و ديگران هم گفتيد که اين نوار دور انداختني و بي ارزش است؟ اگر گفتيد چرا آقاي اصغرزاده، چند روز بعد از ترور، سعي نکرد به مسئولان بگويد که اين نوار از نظر حجاريان، چيز بي ارزشي بود و نبايد روي آن مانور داد! بلکه بر خلاف آن براي موج سواري بيشتر، در مصاحبه اي با اشاره به نوار تهديد گفت: "محتوا و تفکر موجود در اين نوار، افشاگر انگيزه و بستر ايجاد خشونت در کشور است و مسئولان بايد در خشکاندن اين ريشه خشونت احساس تعهد کنند." [اشاره به مصاحبه اصغر زاده با روزنامه «عصر آزادگان»، 25 اسفند 78، صفحه 4]اگر آقاي اصغر زاده مي دانست که نوار بي ارزشي در کشوي ميز شماست، چرا وقتي روزنامه «هم ميهن» در صفحه اول خود اين تيتر درشت را درج کرد که : "خوب نگاه کنيد! جعبه سياه ترور حجاريان راز مي گشايد" در جلسه شوراي شهر اعلام کرد: "اين نوار سرنخ هاي متعددي را به دست مي دهد و اين نوار غير از آنکه تهديد حجاريان به مرگ بوده، يک سند سياسي محسوب مي شود و محتواي آن نشانگر يک تفکر بسيار خشن و وحشي است." [اشاره صحبت اصغر زاده، مندرج در روزنامه «هم ميهن»، 25 اسفند 78]چرا آقاي خسروي به عنوان رئيس شوراي شهر اعلام کرد که "اگر به ترور حجاريان رسيدگي نشود، نوار تهديد را علني مي کنيم" ؟ [اشاره صحبت خسروي، مندرج در روزنامه «هم ميهن»، 25 اسفند 78، صفحه 9] چرا آقاي اصغر زاده با گذشت حدود يک ماه از ماجراي ترور، حتي افرادي نظير خانم وسمقي، عضو ديگر شوراي شهر را نسبت به بي ارزش بودن نوار توجيه نکرد و نتيجه آن شد که وي در روز 23 فروردين 79 نوار تهديد رضا احمدي را در جمع خبرنگاران پخش کرد؟ ... آقاي حجاريان! شما مي گوييد رضا احمدي نوار را پر نکرده و پسر عموي او بوده، شما هم که از او به هر دليلي شکايت نکرده ايد! پس دليلي براي مجازات و زنداني بودن او وجود نداشته و ندارد که او بخواهد براي آزاديش دروغ بگويد. ضمن اينکه اصلاً ما نيز فرض شما را مي پذيريم که او دروغ گفته و شما را متهم کرده، شما نيز قوه قضائيه و وزارت اطلاعات را متهم کرده ايد، پس يک راه مي ماند، آن هم رسيدگي به موضوع در دادگاه علني، آيا مي توانيد از ادعاهايتان دفاع کنيد و ثابت کنيد که احمدي تطميع شده است؟» (روزنامه رسالت، 14 تير 1379، صفحه 2) نکات مبهم ديگر البته اين همه ماجرا نيست و ما تنها به مشتي از خروار اشاره کرديم.مسائل مشکوک ديگري نيز در اين ماجرا وجود دارد( استفاده عمدي تيم ترور از موتور 1000 که انگشت اتهام را به سمتي خاص نشانه مي رود و ...) که اميدواريمابعاد بيشتري از اين ماجرا مشخصشود.گفتني است سعيد عسگر (ضارب سعيد حجاريان) در جريان انتخابات دهم رياست جمهوري از فعالين ستاد انتخاباتي ميرحسين موسوي در شهرري بود.
منبع:رجانيوز
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار