کد خبر: 210035
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۶:۳۹
یکی از آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیر جوامع انقلابی که مرحله تأسیس انقلاب را پشت سر گذاشته و در مرحله ثبات، در مسیر توسعه و نهادینه کردن رسالت جهانی انقلاب خویش گام برمی‌دارند، آن است که در کنار رشد و پیشرفت حاصل شده، همواره با ویروس نفوذی‌ها مواجه بوده‌اند، آنگونه که عملکرد آنها، زمینه طمع دشمنان خارجی و عناصر داخلی را برای به چالش کشاندن اصل نظام سیاسی فراهم کرده است. انقلاب اسلامی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و همواره چنین ویروس خطرناکی آن را تهدید می‌کرده است. هرچند تغییر رویکرد برخی انقلابیون پشیمان را نمی‌توان محصول یک دوره خاص دانست و در طول 31 ساله عمر انقلاب اسلامی شاهد ریزش‌ها و رویش‌های زیادی در این حوزه بوده‌ایم، اما یارگیری ضدانقلاب از بدنه نظام در طول سال‌های اخیر به ویژه در آستانه و پس از انتخابات ریاست جمهوری آنچنان مشهود است که کمتر کسی می‌تواند آن را انکار نماید. در این یارگیری برای استحاله و تغییر در ماهیت انقلاب و رفتار انقلابیون،نقش پراگماتیست‌های به ظاهر مسلمان را نباید نادیده گرفت، حلقه‌ای که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، قالب‌های روشنفکری را بهترین عرصه برای تخطئه فکری نسل جوان انتخاب کرده است. این همان نگرانی بود که بارها حضرت امام (ره) بر آن تأکید داشتند. اگر تا دیروز نفوذی‌های لیبرالیسم لانه کرده در درون جریان انقلابی، خطری برای استمرار انقلاب احساس می‌شدند و سال‌های اول انقلاب با این دغدغه که نفوذ آنها در بدنه تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر کشور موجبات نگرانی امام و ملت را فراهم کرده بود، امروز که گفتارها و نوشتارهای امام راحل را مرور می‌کنیم،‌ درمی‌یابیم امام بیش از آنکه از جریان ملی‌گرایی و غربگراهای وابسته نگران باشند، از شکل گیری گروهی در درون خانواده انقلاب نگران بودند که در پوستین ظاهری انقلابی‌گری، رفتاری همسو با جریان غرب را علیه نظام انقلابی ملت ایران دنبال می‌کردند و این افراد همان پراگماتیست‌های مسلمانی بودند که دشمن همواره به عنوان ظرفیت خود در درون نظام به آنها می‌نگرد. پراگماتیست‌هایی که پس از انتخابات ریاست جمهوری به دنبال تحقق راهبردهای دشمن در سه حوزه «بی‌ثباتی نظام سیاسی»، «ناکارآمد جلوه دادن انقلاب اسلامی در دهه چهارم» و «برانگیختن نارضایتی در مردم» بودند. این افراد هر چند به ظاهر مسلمان بودند ولی مسیری را طی می‌کردند که در واقع از آرزوهای دیرینه غرب در انحراف انقلاب بود. قطعاً بنی‌صدر یک مسلمان پراگماتیست بود که با شکل‌گیری نهضت امام (ره) تلاش داشت در بستر دین، مردم را فریب داده و در مسیر خواسته‌های نظام سلطه سوق دهد. موسوی نیز هر چند از انقلابیون مقطع شکل‌گیری نهضت و دهه اول انقلاب به حساب می‌آمد ولی در دهه چهارم انقلاب،‌با رویکرد «زیست مسلمانی خود» و رفتارهای ساختارشکنانه و براندازانه، همان مسیری را طی کرد که بنی‌صدر در ابتدای شکل‌گیری نهضت انجام می‌داد. امروز کدام جریان فکری است که با رفتار خود موجب خشنودی آمریکا شده است و دشمنان قسم‌خورده انقلاب و ملت ایران را به طمع انداخته‌اند، آنچنان که از اعلام کمک‌های خود به آن جریان هیچ ابایی ندارند. کسانی که در مقابل ولی زمان خویش، رفتاری سرکشانه بروز دادند، همان دسته‌ای هستند که امام راحل (ره) حضور آنها را در نهضت بسیار خطرناک می‌دانستند. اینکه حضرت امام (ره) خطاب به منافقین در سال 58 که از لحاظ اعتقاد انقلابی نسبت به مسلمانان پراگماتیسم سبز کمتر ادعایی داشتند، در باب اطاعت از ولی فقیه می‌فرمایند: «اولی‌الامر امروز دولت ما و ما هستیم. بر شما واجب است به حکم اسلام که تبعیت کنید و به حکم قرآن،‌به حسب رأی علمی خودتان، به حسب رأی مشایخ خودتان، شما اگر چنان چه مسلم هستید، چرا تبعیت از قرآن نمی‌کنید؟ چرا به حسب آن طوری که علمای شما استفاده کرده‌اند از آیه شریفه «اطیعواالله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم» اطاعت نمی‌کنید؟» (1)
در واقع امام (ره) با بیاناتی از این دست برای همیشه خط بطلان بر ادعای مسلمانی و انقلابی بودن همه گروه‌ها و افراد در هر مقطع زمانی که در مقابل ولی فقیه خویش بایستند، کشیدند. خواه این مصداق در منافقین سال‌‌های اولیه انقلاب تبلور پیدا کرده باشد، خواه در پراگماتیست‌های مسلمان‌نمایی که با ادعای مسلمانی و خط امامی، در مقابل ولی فقیه، نظام اسلامی و مردم قد علم کرد‌ه‌اند.
1- صحیفه نور، جلد 9، ص 338- 336.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار