حمید نورشمسی - شاید بگویید برای قد و قواره روزنامه نگاران جوان این روزهای کشور، صحبت از دفاع مقدس و روزگاران رفته بر آن لباسی ناسازگار است، جوانانی که آن را ندیدهاند و از نزدیک حسش نکردهاند، دید درستی هم نسبت به آن ندارند. شاید بگویید که در روزگار غلبه ثروت بر همه شئونات زندگی اجتماعی انسان، دیگر چه کسی حوصله صحبت از روزگار پر مشقت جنگ تحمیلی را دارد و شاید هم بگویید شما جوانها و حتی نه فقط جوانها، همه کسانی که دم از این فضا میزنند دیگر چه اصراری است بر این همه تکرار و تکرار ... نمیگوییم که دیدهایم و نمیگوییم که کاملاً میفهمیم که شما چه میگویید، اما کمی که با خودمان خلوت میکنیم، از همان شنیدههای شما است که دلمان کمی سنگین میشود و با خود زمزمه میکنیم که اگر آنچه شما میگویید و روزهایی که شما دیدهاید در کنار تمام مشقتهایش، به این زیبایی بوده است(که میگویی) چرا باید سکوت کرد؟ چرا نباید نوشت؟ چرا نباید سرود ... . پس حالا حق داریم که بگوییم چشمهایمان که چشمهای شما میافتد و صدایمان به صدای بغضآلود شما از آن روزگاران گره میخورد، حق داریم که به گوشهای بنشینیم و از بغض فروخفته این سالیان شما را بسراییم، جمله به جمله شعر بگوییم و کلمه به کلمه از حسی بسراییم که روزگاری نه چندان دور بیشتر از امروزمان میشد آن را احساس کرد. هشت سال جنگ و سه دهه شاعریهجده دوره برگزاری کنگره شعر دفاع مقدس در فضای ادبیات ایران، جریانی نیست که بتوان به سادگی و همانند سایر وقایع ادبی از کنار آن عبور کرد. هر چقدر که رسانهها بگویند که از این جریان بیخبریم و نقدهای خود را به نداشتهها و بایستهها سوق دهند، اما این جریان ادبی را ریشهدارتر از این قیل و قالها میتوان نگاه کرد. شعر دفاع مقدس در کنار سایر گونهها و موضوعات مطرح شده در فضای شاعرانگی کشور ما از طایفهای دیگر است. شعری نشأت گرفته از آرمانی مشخص که به خوبی توانسته است با گذر زمان و به تبع آن مخاطبان مختلفی که در طول این سالها میزبان آن بودهاند خود را هماهنگ کرده و در نتیجه در هجده دوره کنگره شعری که به مخاطبانش ارائه کرده است، فضای ذهنی و روحی آنان را به افقهای مشخصی در چارچوب ادبیات پایداری رهنمون سازد. «حمید حسام»، معاون ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در این باره به ما میگوید: « شعر دفاع مقدس فراز و نشیب متفاوتی در سه دهه داشته است و باید آن را به سه دهه تقسیم کرد. دهه اول، دههای که شعر رسالت تهییج و ایجاد فضای عمومی را برای حضور عموم مردم و رزمندگان در عرصه جنگ فراهم میکرد و شعر همگام با گامهای رزمندگان جلو میرفت حتی شاعران خود رزمنده بودند. طبعاً شعر باید متناسب با درک و ذوق مردم سرایش میشد و اشعار بزرگانی مثل سید حسن حسینی با ذائقه بالا و درک عمیقش از شعر، آن قدر شعر را لطیف و با معنی میگفت که یک مادر شهید هم احساس همگرایی و همپایی با حضور رزمندگان را داشت و زمزمه میکرد: میروم مادر که اینک کربلا میخواندم. این نگاه در دهه 60 شعر فاخر بدیع و بکری را پدید آورد که دیگر تکرار نشد، مثل شعر برای جنگ زنده یاد قیصر امین پور. حسام اما تمامی عرصه شعر دفاع مقدس که هجده دوره کنگره سراسری شعر دفاع مقدس نماد معرفی آن است را تنها به این موضوع خلاصه نمیکند و میافزاید: شعر دفاع مقدس همپا با گامهای رزمندگان جلو رفته است و در متن جامعه حضور داشته است. در دهه 70، شعر متناسب با پیامدها و رخدادهای اجتماعی به خود شکل وجودی میگرفت و رویدادهایی مثل بازگشت آزادگان و خاطرات دوران اسارت و حضور جانبازان در عرصه اجتماع و حتی تکریم جانبازان شیمیایی و مصائب و دردهایشان و در سالهای بعد از تفحص شهدا و راهاندازی کاروان راهیان نور خلق کننده مضامین جدیدی بودند که از عرصه تیر و ترکش دهه 60 کمی صبغه اجتماعیتر داشت. البته شعر این دهه کمی با شعر اعتراض همراه بود، چرا که شاعر احساس میکرد با آمدن به شهر، یک شکاف میان ارزشها و مسائلی که در اجتماع حادث شده و داد فراموشی ارزشها را سر میدادند. وی میافزاید: شاعر دهه 70 اعتراضش هم اعتراض پسندیدهای است و از این رو شعر دفاع مقدس اگر چه در دهه 70 محدودتر شد، ولی رسالت تاریخی خود را انجام داد. در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80، نسل سوم شعر دفاع مقدس و آنان که دفاع را درک نکرده بودند ظهور و بروز پیدا کردند. این جوانان با شنیدههایشان دلبسته این فرهنگ شدند و دلچکیدههای خود را روی کاغذ آوردند و اتفاقهایی در فرامرزهای ما افتاد که رنگ و بوی دفاع مقدس را داشت، مثل مقاومت سی و سه روزه لبنان و مثل بحث انتفاضه و غزه را در کلام شاعرانه خود منعکس کردند. این مضامین چون کاملاً مفاهیمی شبیه به دفاع مقدس داشت و از نظر سیره و روش رزم هم با آن مطابقت میکرد شاعران فعال در این عرصه به نوعی احساس پیوستگی با این پیوند تاریخی پیدا کرده و شعر دفاع مقدس را به فرامرزها گره زدند. شعر دهه 80 هم شعر مقابله با جامعه فرامرزی ماست و کسانی که در جامعه و جغرافیای ما هم نیستند، شعر دردمندی انسانهایی است که درد مشترک دارند. حسام در ادامه و با این تقسیم بندی شعر دفاع مقدس و پایداری و جریانات ادبی را که درصدد انتقال مفاهیم حاضر در بطن آن هستند به دلیل به انجام رساندن این رسالت ادبی و تاریخی خود در 29 سال گذشته شعر و جریانی موفق ترسیم میکند و میگوید: شعر با تنفس در فضای پایداری از محدوده تنگ خود به فضای وسیع و گستردهای آمد و توانسته رسالت خودش را به خوبی انجام دهد. به نظرم در قیاس با سایر گروههای ادبی مثل شاخه ادبیات داستانی و حتی پژوهش ادبی که مبنایی و رکنی هستند، شعر پایداری و جریانات متصل به آن موفق تر بودهاند که علت آن را باید در گره خوردن بیشتر این جریان با ذائقهها و پیوند عمیق آن با تخیل و عاطفه و زبان دانست. کنگرهای برای خلق زبان امروزین پایداریکنگره شعر دفاع مقدس به عنوان نماد کلامی بروز و ظهور استعدادهای شعری علاقهمند به ادبیات پایداری، در طول سالهای گذشته از سوی بسیاری از اهالی نظر و نیز شاعران مورد کنکاش و سؤال از منظر کارکرد ادبی خود بوده است و بهرغم اینکه در طول سالیان متمادی برگزاری آن حتی بدون هر نوع توجه به اظهارنظرهای مختلف، به روشنی میتوان کارکردهای بالای این جریان ادبی را در دل آثار تولید شده در کشور دید، وجود آن و نیز ماحصل ادبی آن در محافل ادبی مورد نقد و بحث بوده است. «جواد محقق»، دبیر علمی هجدهمین کنگره شعر دفاع مقدس درباره کارکردهای کنگره شعر دفاع مقدس به ما میگوید: طبیعتاً وقتی جشنوارهای با 18 سال قدمت، در فراخوان خود بیش از 8 هزار شاعر جوان شرکت میکنند، طبیعی است که باید آن را دارای اقبال گسترده دانست و الا این حجم از شرکتکننده را نمیتواند بدون پیش زمینه علاقهمندی به جریان شعر پایداری به دست آورده باشد. محقق در زمینه اهدافی که این کنگره در طول سالیان متمادی برگزاری خود به آن نائل شده است نیز معتقد است: برگزاری کنگرهها و جشنوارهها در زمینه فرهنگ و به ویژه شعر را باید در زمره اهداف دراز مدت تلقی کرد. شعر قرار نیست که یک ساختمان بسازد یعنی جایی را افتتاح کند، بلکه قرار است استعدادهایی را که در کشور وجود دارد به ظهور و بروز برساند. جشنوارهها تنها اینگونه محافلی هستند و این کنگره به عقیده من این مهم را به خوبی به سرانجام رسانده است. پرویز بیگی حبیب آبادی نیز از جمله دیگر شاعرانی است که در ارتباط با کارکردهای هجده دوره کنگره شعر دفاع مقدس، استقبال بینظیر مردم از این کنگره را نماد موفقیت آن در برقراری ارتباط با مخاطب و انجام رسالت خود میداند و میگوید: استقبال عموم مردم از کنگرههای شعر دفاع مقدس نشانگر این است که شاعران این عرصه به خوبی از عهده انجام وظیفه و رسالت خود برآمدهاند و این انجام وظیفه تا اندازهای موفق بوده است که در خارج از کشور نیز شعر دفاع مقدس توسط استادان و شاعران ردیابی میشود که نمونه آن شب شعری بود که در انستیتو شرقشناسی باکو (دپارتمان ایران) برگزار شد و استادان شعر کشور آذربایجان شعر دفاع مقدس را میشناختند و میخواندند و شاعران دفاع مقدس را به نام میشناختند و با حوزه داستانی آنها هم آشنا بودند. ما و شعر و جنگشاید گفتن از شعر پایداری را نتوان به این گفتار کوتاه بسنده کرد، اما به نظر میرسد بزرگترین پیام کنگره شعر دفاع مقدس پس از هجده دوره برگزاری خود بیان این مفهوم است که اگر به راستی باور داریم جنگ، دفاع و حماسه جزئی از حافظه تاریخی و نوستالژیک تمام مردمان ایران زمین و حتی جوانان نسل سوم و چهارم آن است، بالطبع آن جنگ و پایداری را تنها اتفاقی تمام شده به شمار نیاورده و ادبیات را همواره به عنوان بزرگترین آوردگاه ظهور و بروز آن به ابزار مورد نیاز برای این ارائه مجهز میکنیم. و سخن پایان اینکه اگر امسال بسیاری از فعالان حوزه شعر کشور به کنایه و حتی صریحاً از روند جریانات جشنوارهای حاکم بر شعر کشور انتقاد کردند، آیا نمیتوان هجده دوره برگزاری کنگره شعر دفاع مقدس را الگویی برای اصلاح نگاه به این شعر و شاعرانگی قرار داد؟ شاید تلاش برای پاسخ به این سؤال بتواند شعر امروز فارسی را همانند شعر امروز پایداری به سمت ثبات و ماندگاری راهنمایی کند.