
امیر کوشا
این بار اعتراض هواداران به داور مسابقه، رنگ و بویی متفاوت به خود گرفت. هوادارانی که شاهد شکست استقلال بودند، برعکس بسیاری از دفعات قبل، به جای اعتراض به مدیریت واعظ آشتیانی، زیر سؤال بردن میزان غیرت و تعصب بازیکنان و البته فریاد کشیدن برای امیر قلعه نویی، داوری را محکوم کردند که شاید نقش کمرنگی در شکست و حذف استقلال از گردونه رقابتها نداشت. اشتباه بارز او در اعلام یک ضربه پنالتی که از روی حرکت دایوینگ حسین کعبی حاصل شد از یک سو و البته اخراجهای دقیقههای پایانی بازی که بیشتر حکم بازی با روان بازیکنان استقلال را داشت از سویی دیگر، اعتراض هواداران استقلال را به همراه آورد.
اولین نگاه به شکل اعتراض هواداران استقلال دوخته میشود. نوعی ناهنجاری مدنی روی سکوهای ورزشگاه که البته اتهامی بزرگ را روانه کلیت جامعه داوری میکند. هواداران استقلال که شاید غرق در آتش شکست بودند، اسکناسهای ریز و دشت را از جیب بیرون میآوردند و به داوری نشان میدادند که از دیدگاه آنها جهت دار و با منظور قضاوت کرده بود. آیا این اعتراض، برازنده هوادارانی است که از دیدگاه شعاری ما، بهترین هواداران جهان هستند؟
باشگاه استقلال از قبل سوتهایی که تورج حقوردی در بازی حساس حذفی نواخت، بزرگترین ضرر ممکن را متحمل شد. استقلال شاید تنها امید خود برای بالا بردن یک جام قهرمانی را در همین بازیهای حذفی میدید. فاصله این تیم با سایر مدعیان در لیگ برتر آن قدر زیاد شده که نتواند امیدی به جام داشته باشد و حالا با از دست رفتن جام قهرمانی حذفی، حتی این تهدید بزرگ واعظ آشتیانی و مجموعهاش را تهدید میکند که جواز حضور در دور بعدی جام باشگاههای آسیا را هم کسب نکنند.
این توضیحی است صرفا برای شرح حالی که یک هوادار استقلال در پس حذف تیم خود حس کرد. شرحی بر مستاصل شدن تماشاگری که انتظار نداشت تیمش در پس آن فصل رویایی، حتی در کسب سهمیه آسیایی هم کم توان بماند. اما مدیریت مجموعهای که همواره دم از فوتبال پاک میزند، آیا چنین عکس العملی را به این شدت و حدت از سوی هواداران تیمش میپذیرد؟ آیا برابر هر اتفاق و کنشی باید چنین واکنشی بروز داد؟ آیا واعظ آشتیانی که خود معتقد به اصلاح سکوهاست نشان دادن اسکناس و محکوم کردن جامعه داوری را ضدهنجاری بزرگتر از اعتراض به مدیریت و مربیان تیمش نمیداند؟
این نگاه اولیهای است که به واپسین اتفاقات داوری داریم. کنش داوری بازی، واکنشی به همراه داشت که وقاحت آن قابل لمس بود. چیزی شبیه به همان قانون من در آوردی آقای مصطفوی که از قانون نیوتن وام میگرفت. اما همین اتفاق ابعاد دیگری هم دارد.
صمد مرفاوی شاید همین یک بار مجاز بود در مورد داوری اظهار نظر کند و لب فرو بست و هیچ نگفت. شاید دلیلش این بود که از لجاجتهای مکرر داوران در قبال مربیان معترض خسته بود. شاید میدانست در فدراسیونی که رئیس کمیته داورانش یا در ایران و اتاق کاریاش نیست و یا وقتی هست، کاری جز حمایتهای چشم بسته از تیم داوریاش ندارد، فریاد اعتراض او به هیچ جایی نمیرسد. پس این بار خیلی ساده گفت: «من در مورد داوری بارها حرف زدهام این بار دیگر حرفی برای گفتن ندارم!»
اما واقعا او حرفی برای گفتن نداشت؟ روزی که مهدی مهدوی کیا از زمین بازی به جرم فحاشی اخراج شد، صدای اعتراض همه، گوش فلک را کر کرد. اتهام بستن به مهدوی کیا که لااقل در زمینه ادبیات گفتاری جزو سرآمدهای این فوتبال بیادبیات است، همان قدر خنده دار بود که امروز بیاثر بودن داوری در پیروزی استیل آذین را بیثمر بنامیم.
فابیو کاپلو، جزو مربیانی است که هرگز در مورد داوری در پیش و پس بازی اظهار نظر نمیکند. همین مربی، وقتی میخواهد تعریفی از «داور خوب» داشته باشد میگوید: «داوری را خوب میدانم که در زمین بازی دیده نشود. حتی اگر سه پنالتی برای هر یک از دو تیم بگیرد!» مقصود کاپلو، داورانی است که سعی میکنند سوپرمن بازی شوند و نتیجه بازی را از قبل وجود خود در زمین بازی رقم بزنند.
داوری امروز فوتبال ایران تقریبا چیزی است در تضاد با تعریف فابیو کاپلو ... مردانی امروز در زمین بازی امر خطیر داوری را بر عهده دارند که یا تلاش میکنند چهرهای از چهرههای بازی باشند و یا نتیجه بازی را ولو سهوی دستخوش سوتهای اشتباه خود میکنند. همین امروز وقتی به نتایج بازیهای لیگ نگاهی میاندازیم، وجود سپاهان در صدر را چقدر به خاطر سوتهای داوری میبینیم و فرار کردن تدریجی فولاد از قعر را در پس داوریهای اشتباه احساس میکنیم؟ راه آهن چگونه به قعر جدول غلتیده؟ آیا همین اشتباهات داوری نقشی عمده در شکل گرفتن صدر و قعر جدول نداشته؟ چه کسی در قبال تمامی این سوتهای غلط که صد البته سرنوشت تیمها را در یک سال تغییر میدهد مسؤول است؟ هواداری که اول هفته تمامی امید خود را برای بالا رفتن جام قهرمانی در همین جام حذفی میدید، چرا باید امروز زانوی غم بغل بگیرد؟ آیا کسی فریاد فرجام خواهی تیمهای مستاصل را میشنود؟
جواب این سؤال مشخصا منفی است! نه رئیس در فدراسیون فوتبال به خود اجازه ورود میدهد و نه البته رئیس کمیته داوران فکری به حال وخامت داوری هایش خواهد کرد! این اوضاع نابسامان داوری شاید به زودی اصلاح نشود. این روزها، داوران، بهتر از مربیان و بازیکنان لیگ را ترسیم میکنند!