شاید زمانی که ارتش در دهه 1980 کودتا کرد و تمام فعالان قومی و رهبران گروههای اسلامگرا را به زندان انداختن، کسی فکر نمیکرد روزی سران ارتش از سوی دولتمردان اسلامگرا به عنوان طراحان کودتا علیه دولت زندانی و محاکمه شوند و مردمی که تاکنون عادت به دیدن صحنههایی چون دخالتهای نظامی و طرحهایی برای کودتا در ترکیه از دهه 60 تاکنون بودند از دیدن دستگیری نظامیان ارتش شوکه شدند.
ارتش ترکیه نقش اجتنابناپذیری در حیات سیاسی این کشور ایفا کرده و خود را نه تنها ضامن امنیت ملت کشور بلکه، حفاظت از ایدههای مصطفی کمال آتاتورک را نیز از وظایف خود میداند و این ذهنیت ریشه در تاریخ ترکیه دارد چرا که زمانی ترکیه تجربه انتخاباتی آزاد و دموکراتیک را پس از جنگ دوم جهانی پشت سر گذاشت و گذر ترکیه از نظام تک حزبی به چند جزیی در حال انجام بود. نظامیان که گویا هم پای تحولات پیش نرفته بودند تقریباً هر 10 سال یک بار با انجام کودتاه این تحولات را به تعویق انداختند.
کودتای سالمهای 1960، 1971 و 1980 سه کودتای مهم ارتش در ترکیه محسوب میشود که در این سه کودتا علاوه بر فعالان مدنی و فرهنگی دو گروه بیشترین فشارها و محدودیتها را متحمل شدهاند؛ اولین گروه کردها بودند که از منظر نظامیان چیزی به نام هویت کردی وجود نداشت و با هر ادعایی مبنی بر کرد بودن به شدت برخورد میشد و دوم اسلامگراها بودند که شاید قدرت آنها برای نظامیان همواره از سایر نیروهای مقابل ارتش بیشتر بوده است.
تقابل اسلامگرایان و نظامیان ریشه در حیات نوین ترکیه دارد، چرا که تمام حرکتهای اعتراضی حتی از نوع قومی آن با اسلام و حرکتهای مذهبی عجین بوده است. بنابراین میتوان گفت سایه میلیتاریسم همواره بر حرکتهای اسلامی در ترکیه حاکم بوده و هر حرکتی از سوی اسلامگراها محکوم به انزوا و شکست بوده است.
به دنبال قدرت گرفتن احزاب اسلامگرا بعد از دهه1990 ارتش ترکیه همواره مترصد فرصتی بوده تا روند تحولات را به مسیر موردنظر که همان اندیشههای کمال آتاتورک است برگرداند، بخصوص این روند با روی کارآمدن حزب عدالت و توسعه به رهبری رجب طیب اردوغان تشدید شد. در واقع پس از پیروزی حزب (آک) گروههای سکولار در ترکیه به این باور رسیدهاند که قانون اساسی کشور توسط این حزب در معرض تهدید قرار گرفته است و همواره تلاش کردهاند از طریق دادگاه قانون اساسی حزب عدالت و توسعه را تعطیل کند اما غافل از اینکه ارتش در محاسبه میزان قدرت این حزب دچار اشتباه شده بود چرا که قدرتی که امروز در دستان حزب عدالت و توسعه است با قدرت حزب رفاه قابل مقایسه نیست.
اولینبار گروهی موسوم به ارگنکن (Ergenekon) برای کودتا علیه دولت افشا شد این بار گروه دیگری تحت عنوان عملیات پتک قصد داشتند همان مأموریت را به انجام رسانده و علیه دولت اسلامگرای رجب طیب اردوغان کودتا کنند. به این ترتیب دومین تلاش بزرگ سکولارها و بخصوص نظامیان ترکیه برای سرنگونی دولت اسلامگرای ترکیه نیز به شکست انجامید، به عبارتی حزب عدالت و توسعه با برخورداری از حمایتهای مردمی، و در دست داشتن تمام ارکان قدرت برای اولینبار در ترکیه توسط یک حزب و قدرت سیاست ورزی بالا توانسته است با کمک برخی مهرههای نفوذی در ارتش این کشور طرح کودتا علیه دولت را کشف و خنثی سازد اما این سؤال باقی است آیا میتوان تصور کرد شاکله ارتش از کارایی لازم برای دفاع از لائیسم برخوردار نیست یا اینکه ارتش تحت تأثیر تحولات رو به روند دموکراتیک در این کشور رضایت داده است؟ اینکه خطر کودتای نظامیان در ترکیه تا کی ادامه خواهد داشت؟ آیا این خطر به کلی از بین رفته است؟ عدهای بر این عقیدهاند که شکایت دادستان کل ترکیه از حزب عدالت و توسعه به دادگاه قانون اساسی این کشور و درخواست انحلال آن به اتهام نقض اصول لائیسم و ضربه زدن به این اصل اساسی که بعد از روی کار آمدن آتاتورک در سال 1923 م. لباس قداست به تن کرده بود، شاید آخرین تیری بود که از سوی لائیکها به اردوگاه اسلامگرایان پرتاب شد تا بلکه با انحلال این حزب قدرتمند، کندی یا وقفهای در جریان پرشتاب اسلامگرایی به وجود آید هرچند این تیر نیز با عدم تصویب به سنگ خورد.
دستگیری چندین مقام بازنشسته و فعال نظامی در ترکیه از جمله دو فرمانده بازنشسته نظامی این کشور به عنوان بخشی از یک تحقیقات گسترده در مورد توطئه برای کودتا علیه دولت، کمکمنمایش قدرت حزب اسلام گرا را به رخ نظامیان کشید و این تصور را به وجود آورده است که البته این اعتقاد که عملیات اخیر در دستگیری برخی مقامات سابق ارتش ترکیه به اتهام طراحی براندازی، اقدامی در راستای ایجاد یک جمهوری دموکراتیک در ترکیه است شاید چندان بیراه نیست ولی آیا میتوان گفت ارتش به این امر رضایت خواهد داد که کشور از مرحله تفکرات کمال آتاتورک به سوی دموکراسی عبور کند.
اما در مجموع باید گفت طبیعی است که تقابل بین این دو اردوگاه در ترکیه همچنان تا مدتهای دیگر ادامه خواهد یافت. این تقابل تنها میتواند از دوراه مسالمتآمیز یا غیرمسالمتآمیز حل و فصل شود. راه نخست شیوهای است که اسلامگرایان ترکیه به رهبری امثال اردوغان تاکنون پیمودهاید و سعی میکنند نظامیان را نیز بدان ملتزم کنند. اما راهحل دوم راهی است که تاکنون کودتاگران تجربه کرده و ناکامیهایش را نیز دیدهاند.