
این روزها شاهد خیابان هاى شلوغ و پرترددی هستیم که بیشتر به خاطر نزدیک شدن به پایان سال و خریدهاى مردم براى عید است. این شلوغى به پیادهروها نیز کشیده شده است. جمعیتى براى خرید در حال عبور هستند. در این میان دستفروشها را در کنار پیادهروها مىبینید که بساط خود را پهن کرده و با صداى بلند عابرین را براى خرید دعوت مىکنند. وقتى براى تماشاى اجناس پیش مىروید، یادتان باشد که پایتان وارد محدوده آنها نشود که البته گاهى با هلهایى که از عقب وارد مىشود به اجبار وارد این حریم میشوید که با اعتراض بلند فروشنده سعى مىکنید خود را عقب بکشید و بالاخره از بین جمع حاضر راهى براى خلاصى خود پیدا میکنید. این تجمع مانع از عبور بقیه از پیادهروها میشود، چرا که بساط دستفروشها تا وسط پیادهرو آمده و راه کمی برای عبور باقی میماند. از طرفی بساط مغازهداران در سمت دیگر پیادهرو دیده میشود که باز باید مراقب باشید با آنها نیز برخورد نکنید. پس تکلیف عابرین چیست ؟ امنیت عبور رهگذران چه میشود؟
از یک دست فروش علت این بىنظمى و سد معبر را پرسیدم و در جواب شنیدم: خانم ما فقط امروز اینجا هستیم و فردا در جایى دیگر بساط مىکنیم. شاید این جواب منطقى باشد. اما وقتی روزهاى بعد نیز باز آنها را دیدم، فهمیدم که دروغ گفته است. از فروشندهای علت آویزان کردن اجناسش، خارج از محدوده مغازه اش را پرسیدم و در جواب شنیدم «اگر اجناس خود را در معرض تماشا نگذارم نظر مشترىها جلب اجناس دستفروشها مىشود»، باز هم یک جواب منطقى!
پس تکلیف عابرین بینوا چه مىشود؟ کسانی که قصد خرید ندارند و فقط میخواهند از آن محل شلوغ رد شوند. فقط یک راه میماند؛ عبور از کنار خیابان !
وقتى پیادهرو مملو از افراد خریدار باشد و بساط مغازهداران و دستفروشها تا وسط پیادهروها آمده باشد دیگر جایى براى عبور نمىماند و عابر به ناچار مجبور مىشود از کنار خیابان راه خود را ادامه دهد که آن وقت بر بار ترافیکی خیابان افزوده میشود. بعضى از رانندگان هم بىانصافى کرده و بدون توجه به شلوغى پیادهروها عابر بینوا را با زدن بوقى ناهنجار و بلند نوازش میکنند! و یا آینه بغل ماشین با برخورد به دست عابر، باعث اذیت آزار او مىشود.
باید فکرى اساسى کرد. باید جا و مکانى براى دست فروشها مشخص شود. در اینجا نیز باید با مغازهداران متخلف بر خورد جدى شود. همه با هم پیش به سوی پیادهروهایی با کمترین ازدحام در روزهای پایانی سال.