
مهدي كروبي در آستانه 22 بهمن با انتشار بيانيهاي كه نوشتار و ادبيات آن با داشتههاي وي در تناقض است، با دعوت معدود هواداران فرقه سبز براي برهم زدن راهپيمايي مردمي 22 بهمن، خود را رسماً قيم مردم براي گرفتن حقشان معرفي كرده است.
شيخ سابق اصلاحات كه اين روزها حرفهاي ضد و نقيضي از عقب نشيني وي از مواضع قبلياش بر سر زبانها افتاده بود، در بيانيه تند خود كه رشتههاي خوشبينان را پنبه ميكند، تلاش كرده با كپيبرداري از شيوه ميرحسين موسوي در صدور بيانيه، رهرو صديق وي در صدور بيانيههاي ساختارشكنانه باشد.
كروبي در ابتداي بيانيه خود با مظلوم نمايي، خود را فردي معرفي كرده كه سن و سالي از وي گذشته و ديگر به دنبال «پست و مقام و امور دنيوي» نيست! اين در حالي است كه كروبي با به كار بستن تمامي توان مالي خود و استخدام چهرههاي سرشناس آن هم پس از يكبار ناكامي و عدم انتخاب از سوي مردم در انتخابات نهم رياست جمهوري، بارديگر در انتخابات حاضر شد و به رغم اينكه ميزان رأي كسب شده توسط وي حتي كمتر از ميزان آراي باطله بود، همراه با ساير دوستان اصلاحطلب خود پا در مسير اغتشاشات گذاشت تا از اين طريق شايد بتواند از آب گلآلود ماهي صيد كند. اين رفتار وي حكايت كننده اين واقعيت است كه او تشنه قدرت است نه شيفته خدمت.
وي در ادامه بيانيه با دعوت هواداران معدود خود، براي حضور و برهم زدن نظم راهپيمايي مردمي 22 بهمن، صراحتاً از مطالبه آنچه كه وي «دستاوردها و آرمانهاي اميدبخش» ناميده است با استفاده از رفتارهاي غير خشونتآميز سخن ميگويد. موضوعي كه اگرچه فرقه سبز ماهها است اين عنوان را با خود يدك ميكشد اما عناصر آن در عمل اثبات كردهاند كه حتي از جنگ خياباني هم براي تحقق مطالبات خود استفاده خواهند كرد. نگاهي به تلاش سبزها براي تسخير يك پايگاه بسيج و همچنين حمل انواع سلاح سرد و گرم در تجمعات غيرقانوني خود كه تا به حال منجر به كشته و زخمي شدن تني چند از نيروهاي پليس، بسيج، مردم عادي و حتي خود سبزها شده است، گوياي همه چيز در قبال ادعاي غير خشونت آميز فرقه سبز است.
در كنار اين دعوت، كروبي مانند همتاي فتنهگر خود ميرحسين موسوي، بارديگر با زير سؤال بردن انتخابات دهم رياست جمهوري و طرح ادعاي تقلب در آن از جدي گرفتن شدن مطالبه حقوق مردم سخن به ميان ميآورد.
ادعايي كه وي و ساير همفكرانشان نه تنها در قضيه اخير بلكه در زمان تسلطشان بر قواي مقننه و مجريه هرگز اعتقادي به آن نداشتند و در وقايع اخير نيز با زير سؤال بردن همين خواست و مطالبه كه بارها از سوي مقام معظم رهبري و ساير دستگاههاي اجرايي و نظارتي بر صحت آن تأكيد شده بود، اين ادعاي خود را نقض كردند. در كنار اين آنها با پافشاري بر روي واژه «تقلب» سعي ميكنند تا تنور اغتشاشات را همچنان گرم نگه دارند و از اين راه اهداف دنياپرستانه خود را كه كروبي منكر داشتن آنها ميشود، پيگيري كنند.
كروبي همچنين در ادامه بيانيه خود به ظاهر با تمسك جستن از مراجع و علما و شخصيتهاي معتبر اجتماعي، سياسي و فرهنگي پيشنهاد ارائه طرح براي خروج از وضعيت فعلي را از جانب اين شخصيتها ارائه ميكند و تلويحاً از اين طريق طرح حكميت و لويي جرگه را كه از مدتها قبل براي فرار خود و ديگر همتايان از پاسخگويي تدارك ديده بودند، مجدداً بازگو ميكند؛ طرحي كه عكسالعمل شديد مردم را به دنبال داشته است.
در پايان اين بيانيه نيز كروبي ميگويد: «آنچه امروز به نام جنبش اعتراضي در جامعه جريان دارد يک ايدئولوژي فراگير نيست که خطکشيهاي سفت و سخت داشته باشد و افراد را بر اساس آن گزينش نموده و مسؤوليت رفتار تمام حاضران در آن را بپذيرند.» شايد بتوان بخش پاياني اين بيانيه را مهمترين فصل آن قلمداد كرد چراكه در آن كروبي تلاش ميكند از قبول مسؤوليت وقايع روي داده شانه خالي كند و رسماً ميگويد كه امكان پذيرش رفتار افراد حاضر در اين فرقه وجود ندارد.
علاوه بر اين نكته مهم ديگري كه در پس پرده اين سخن كروبي نهفته است، خبر ريزش شديد حاميان اين فرقه است كه كروبي و همفكرانشان را براي بازگذاشتن درب اين فرقه براي پذيرش هر فردي با هر گرايشي ترغيب كرده است. آنها براي جبران اين ريزش شديد، جذب نيرو از فرقههاي مختلف سياسي و ديني و حتي ضد انساني را در دستور كار خود قرار دادهاند؛ موضوعي كه پيش از اين در پروژه دين سبز شاهد آن بوديم.
در كل ميتوان از صدور اين بيانيه اينگونه نتيجهگيري كرد كه اضمحلال جريان فتنه كه ميتوان نقطه اوج آن را در راهپيمايي 9 دي جستوجو كرد باعث زمينگير شدن سران اين جريان شده است و همين امر آنها را برآن داشته كه آخرين تلاش خود را براي راهپيمايي 22 بهمن به كار ببندند تا شايد بتوانند كورسوهاي اميد خويش را براي ادامه حيات سياسي زنده نگه دارند. هرچند با حضور ميليوني ملت اين كورسو به خاموشي خواهد گرائيد.