
میرحسین موسوی و مهدی کروبی که مدتها بود پس از حضور حماسی مردم در روز تاریخی 9 دی سر در گریبان مراقبت فرو برده و سکوت اختیار کرده بودند، روز گذشته به بهانه اعدام دو تن از متهمان آشوبهای اخیر، مجال یافتند تا بار دیگر حاکمیت را به اقدامات عجولانه متهم سازند. آنها همچون اظهارات مبهم و غیر مستند خود طی 7 ماه گذشته، مانند تقلب در انتخابات و تجاوز به بازداشتشدگان این بار انگشت اتهام را به سوی دستگاه قضا نشانه رفتند و بدون ارائه کوچکترین استنادی، از قول وکلای مدافع این دو اعدام شده، قوه قضائیه را متهم کردند که مراحل دادرسی برای آنها انجام نشده است.
گرچه این یادداشت بنا ندارد که در مقام دفاع از عملکرد دستگاه قضایی برآید و سخنگوی دستگاه قضا میتواند به این انتقادات پاسخ دهد، اما آنچه در این نوشته مورد توجه است، توهمی است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی همچنان از آن رنج میبرند.
آنها در این دیدار که در منزل کروبی برگزار شده باز هم درنقش دو مصلح اجتماعی ظاهر شده و برای بحرانی که خود موجد آن بودهاند، نسخه پیچیدند. البته نسخههای آنها تکرار مکررات بود و آزادی زندانیان سیاسی، رفع توقیف مطبوعات، رفع پلمب احزاب و برگزاری انتخابات آزاد! را تنها راه برونرفت از بحران عنوان کردند.
آنچه که در این میان قابل توجه است، «اکثریت مردمی» است که میرحسین موسوی و مهدی کروبی در مقام سخنگویی آنها برآمده و سخنان خود را مطالبات آنها عنوان میکنند. انتخابات دهم ریاست جمهوری میزان، وزن و جایگاه اجتماعی مهدی کروبی را نشان داد و ثابت شد که او پشتوانهای بیش از 300 هزار رأی مردمی را با خود ندارد، بنابراین دفاع از اکثریتی که او داعیه آن را دارد، بیشتر به طنز شبیه است تا واقعیت.
میرحسین موسوی نیز پس از 7 ماه غائلهآفرینی برای نظام و حاکمیت و انجام اقدامات غیرقانونی و ساختارشکنانه، اکنون به شدت با ریزش آرای رأیدهندگان 13 میلیونی خود، مواجه شده است که شاهد مثالهای فراوانی در این زمینه (از جمله کاهش هواداران او از جمعیت چند صدهزار نفری 25 خرداد درتهران تا جمعیت چند هزار نفری در حوادث روز عاشورا) وجود دارد که همه اینها نشان میدهد که برخلاف ادعای این دو نفر آنها هرگز نمیتوانند، نماینده اکثریت مردم باشند. تنها یک احتمال باقی میماند و آنهم اینکه میرحسین موسوی و مهدی کروبی همچنان تحت تاثیر مشاورههای اطرافیان خود، قائل به رأی کمی و کیفی و سپس مصادره آرای نخبگان به سود خود هستند؛ که در این صورت این دیدگاه، میتواند اهانت آشکاری به اکثریت مردم و مغایرت آشکار با جمله معروف امام که فرمود «میزان رأی ملت است» تلقی شود.
خوب است آقای موسوی و کروبی بدانند که اکثریت مردم فارغ از جناحبندیهای سیاسی و حزبی همان کسانی بودند که در روز به یادماندنی 9 دی به صورت خودجوش علیه اغتشاشگرانی که در روز عاشورای حسینی، ( با زمینهسازی فرقه فتنه مورد حمایت آنها) آن فاجعه را به وجود آوردند، خروشیدند. با این تعریف این اکثریت که از همه سلیقهها حتی هواداران پشیمان موسوی و کروبی تشکیل شده بود، مصادره شدنی نیستند. بنابراین چنانچه آقایان به اشتباهات خود پی برده و بنای بازگشت دارند، میبایست در شیوه خود تجدیدنظر نموده و از لفاظی و ادامه اتهامزنی به نظام اسلامی در پوشش شعارهای به ظاهر زیبا پرهیز کنند. آنها نباید فراموش کنند که متهم اصلی آشوبهای 7 ماه گذشته هستند، لذا راه بازگشت به دامان انقلاب و اکثریت مردم، جبران خطاهای گذشته، اعلام برائت از قدرتهای بیگانه، عذرخواهی از مردم و رهبر معظم انقلاب است. در آن صورت است که میتوان به پایان غائلهآفرینیها امیدوار بود.