اگرچه در هر جنگ و مبارزهای عوامل مختلفی برای غلبه بر رقیب وجود دارد اما دو مؤلفه «پول» و «ایدئولوژی» از عوامل مهم به حساب میآیند. پول وجه سختافزاری در هر نبردی است. با پول میتوان حقوق جنگجویان را پرداخت کرد، برای آنها تدارکات فراهم کرد و آنها را به تکنولوژیهای جنگی مجهز کرد. از سوی دیگر از طریق ایدئولوژی میتوان رزمندگان را به مقاومت، جنگیدن، کشتن، کشته شدن و ... تحریک و تشویق نمود. در حقیقت پول ابزار مادی و ایدئولوژی، ضرورت معنوی جنگ و مبارزه است.
در اجلاس لندن که با هدف ایجاد آشتی ملی در افغانستان برگزار شد، تصمیم گرفته شد از طریق پول، ایدئولوژی طالبان خریده شود. یعنی پول و ایدئولوژی نه درکنار یکدیگر بلکه در معامله و معاوضه با یکدیگر قرار گرفت. ارزشی که برای ایدئولوژی طالبان در نظر گرفته شده است 140 تا 500 میلیون دلار است که البته میتواند افزایش نیز پیدا کند.
با این اتفاق سه پرسش کلیدی مطرح میشود: ماهیت جنگها در افغانستان چگونه است؟
آیا طالبان حاضر به معاوضه ایدئولوژی با پول هستند؟ چرا تاکنون طالبان از سوی غرب به عنوان بخشی از مظاهر و مصادیق دین اسلام معرفی شده؟
در پاسخ به پرسش اول باید گفت متأسفانه به رغم اینکه جنگها، مبارزات و نهضتها در افغانستان اغلب از قداست خاصی برخوردار بود (جنگ برای رهایی افغانستان) اما تداوم و تطویل جنگها بعضی از نیروها را به سوی تجارت جنگی سوق داد که مصادیق این تجارت عبارت بودند از مزدوری، خرید و نقل و انتقال نیروها، تغییر اتحادها و ائتلافها با پول، خرید و فروش افراد برای جاسوسی، تجارت اسلحه، تجارت مواد مخدر، قاچاق انسان و ....
بنابراین آنچه در اجلاس لندن اتفاق افتاد و قرار شد با پول چوب حراج بر نیروهای طالبان بزنند، امری مبسوق به سابقه در جامعه جنگی افغانستان است.
در پاسخ به پرسش دوم باید گفت طالبان و در کنار آن القاعده خود را منزهترین نیروهایی قلمداد کردهاند که در راه خدا به جهاد مشغول شدهاند. صرفنظر از اینکه این ادعا تا چه حد مورد قبول دیگران باشد، قدر مسلم اینکه معامله آنها با انگلیسیها و آمریکاییها یعنی فروش ایدئولوژی در برابر پول بزرگترین لطمه را به آرمان مبارزاتی آنها یا هر نیروی دیگری که از این پس بخواهد با ایدئولوژی اسلام گرایانه در مبارزهای مقدس گام نهد، وارد خواهد کرد. علاوه بر این در متون تاریخ اسلام ثبت خواهد شد که چگونه اسلامگرایان به دلیل منافع شخصی، بر سر ایدئولوژی خود معامله کردند. بنابراین این روزها نقطه عطفی در تاریخ اسلام سلفی، وهابی و دیوبندی قلمداد میشود.
در پاسخ به سؤال سوم باید گفت: در صورتی که طالبان به معامله با غرب دست زند، مشخص خواهد شد که هم ظهور آنها و هم افول آنها یک پروژه غربی بوده است. در این پروژه نیز پول اصل و ایدئولوژی فرع بوده است. ایدئولوژی فقط پوششی برای عملکرد طالبان و ضربه زدن به اسلام بوده است. از این منظر، ظهور و افول طالبان نیز در متون تاریخی به عنوان پدیدهای که زاییده استعمار پیر انگلیس بوده، ثبت خواهد شد و پژوهشگران از آن به عنوان گروه شاهد، در پژوهشهای تاریخی خود جهت اثبات یا ابطال فرضیههایشان استفاده خواهند کرد.