یکی از حلقههای مهم در فرآیند جنگ نرم، تغییر باورهای جامعه هدف (نخبگان و تودههای اجتماعی) نسبت به «قابلیتها و کارآمدی» آن نظام است که در صورت نهادینه شدن آن، حلقههای بعدی جنگ نرم که تغییر رفتار نسبت به آن نظام و سپس تغییر ساختار آن است، تحقق پیدا میکند. مروری بر روند برنامههای تبلیغاتی نامزدهای انتخابات دهم در قبل از انتخابات و روند تبلیغاتی و فضاسازی آنها در بعد از انتخابات بهویژه در بیانیهها و اطلاعیههای صادر شده بیانگر این واقعیت است که تلاش آنها بر القای ناکارآمدی و ضعف دستگاههای اجرایی در پاسخگویی به نیازهای مردم در حل مشکلات اجرایی است. این امر که در یک سطح فراگیرتر با هماهنگی رسانههای بیگانه، کارآمدی نظام اسلامی را هدف گرفته است، ضمن ارائه چهرهای متزلزل از نظام اسلامی که در حال فروپاشی است، اذهان مخاطبان را برای اقدامات براندازانه دشمنان فراهم میکند. در آستانه روز عاشورا رسانههای بیگانه هماهنگ با شبکه رسانهای عوامل داخلی فتنه پس از انتخابات در یک فضاسازی خبری با تأکید بر بیثباتی نظام اسلامی، از فروپاشی قریبالوقوع آن خبر میدادند و تلاش داشتند تا از این طریق هواداران خود را که از روند حوادث بعد از انتخابات منفعل شده بودند، مجدداً به صحنه بکشانند و به زعم خود «روز عاشورا» را که نقطه کانونی انقلاب اسلامی و ارزشهای آن است به مرحله مهمی در فروپاشی نظام تبدیل کنند و به همین دلیل بود که در روز عاشورا وقتی در بعضی نقاط موفق به عقب راندن عوامل نیروی انتظامی میشوند از آزادسازی «میدان ولیعصر»، «پل کالج» و ... سخن به میان میآورند! تردیدی نیست که تداوم آشوبها و اغتشاشات سبب درگیر شدن ذهن مسؤولان اجرایی و امنیتی شده و آنها را از اقدامات جدی و طرحریزی بلندمدت باز میدارد که در این زمینه میتوان به گزارشهای نیروی انتظامی در افزایش برخی ناهنجاریها اشاره کرد. مقام معظم رهبری نیز در ماه گذشته در دیدار با اعضای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا با اشاره به تأثیر حوادث پس از انتخابات بر کارآمدی دستگاههای اجرایی میفرمایند: «اگر این مسأله اتفاق نمیافتاد و عدهای وسط راه سست عنصری نشان نمیدادند، امروز وضع کشور در زمینههای مادی و معنوی خیلی بهتر بود.»اما نکته مهم این است که عوامل آشوبها تلاش دارند که از تأثیر و پیامد این حوادث برای القای ناکارآمدی مسؤولان اجرایی کشور سوءاستفاده کنند. در این زمینه موسوی در بیانیه شماره 17 خود که پس از حوادث روز عاشورا منتشر کرد، بدون اشاره به نقش خود و حامیانش در آشوبهای اخیر و تأثیر آن در کارآمدی نظام، با نقد عملکرد دولت نهم مدعی میشود: «با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روز به روز وخیمتر میشود، چه میکنید؟ با چه پشتوانهای از کارآمدی و انسجام ملی در سیاست خارجی مؤثر، سایه قطعنامهها و امتیازخواهیهای بیشتر را در سطح بینالمللی و ملتمان دور میکنید؟»تطبیق این شبههافکنیهای موسوی با راهبردهای «جین شارپ» طراح الگوی انقلاب مخملین در مؤسسه آلبرت اینشتین قابلتوجه است. او در راهبردهای خود در کتاب «چارچوب نظری برای کسب آزادی» با اشاره به اینکه نیروهای بیگانه تنها در صورتی به صورت فعال برای نجات(!) کشوری مبارزه میکنند که پیشاپیش مقاومتهای داخلی تحرکات خود را آغاز کرده باشند، مینویسد: «در صورت وجود حرکتهای مخالف داخلی حمایتهای جهانی از آنها میتواند بسیار مفید واقع شود، برای مثال تحریمهای اقتصادی بینالمللی، ممنوعیتها، قطع روابط دیپلماتیک، اخراج از سازمانهای بینالمللی، محکومیت توسط بخشهای مختلف سازمان ملل متحد و موارد مشابه میتواند کمک عظیمی برای این حرکتها باشد. به هر حال در غیاب یک نهضت مقاومت قدرتمند داخلی، احتمال وقوع موارد بالا کم بوده و در صورت اجرا نیز تأثیر چندانی نخواهند داشت.»اکنون که در پی حضور حماسی مردم ما در 9 دی ماه بیگانگان در افزایش فشارها برای تسلیم نظام جمهوری اسلامی مأیوس شدهاند، زمینهسازی داخلی برای ناکارآمدنمایی نظام اسلامی به ترفند جدی عوامل داخلی تبدیل شده تا از این طریق حمایت بیرونی را حفظ کنند. تلاش برای دامن زدن به اعتصابات، تعطیلی کارخانجات، اعتصابات دانشجویی، دعوت به بیرون کشیدن سپردهها از بانکها و ... همگی مرحله دیگری از فتنه پس از انتخابات است که در مراحل تکمیلی فتنه در دستور کار عوامل داخلی و رسانههای بیرونی قرار دارد.