عاشورای 1431 قمری یك بازنده بزرگ داشت. عاشورا را همیشه برای امتحان و آزمون سختترین روز دانستهاند، چه آنكه همراهان علی(ع) در صفین و نهروان خون حسین(ع) را در عاشورا ریختند تا آنهایی كه نمیدانند، بدانند كه عاشورا با هیچ كسی شوخی ندارد. عاشورای امسال اما برخیها شوخیشان گل كرد و به جای بلند كردن پرچم عزای حسین(ع) رخت شادی و سرور بر تن كردند و برای جشنشان با مغازهها و ماشینها آتش بازی كردند. عاشورای امسال علم بلند شده توسط یك عده از خدا بیخبر به جای سلام به علم عزاداران حسین(ع) سنگپرانی كرد و سر و دست مردم را شكست. یادم میآید قدیمها میگفتند آزمون عاشورا مانند یك راه دو سویه است كه یك طرفش آل الله (ع) هستند و طرف دیگرش یزیدیان. راستش را بخواهید زیاد این حرف را نمیفهمیدم كه چگونه میشود عدهای نور حسین(ع) را با ظلمت یزید عوض كنند و دلشان خوش باشد كه دارند بهشت برین را آماده حضور خود میكنند. اما انگار خدا امسال میخواست كه یادمان دهد چگونه باید راه را از چاه تشخیص داد كه عدهای سبز اموی آمدند در خیابانهای خالی و بانك و ماشینها را آتش زدند. در عاشورای امسال بذری كه میرحسین موسوی و محمد خاتمی در انتخابات كاشتند، خوب ثمر داد. چه عجب نهالی را با حرفهای آنچنانی آبیاری كردید. آقای موسوی، این نهال حالا عاشورا را هم هدف میگیرد و مُهر باطل شد بر پیشانی امام دوستی شما میزند. حالا دیگر نباید برای فهمیدن عاشورا تصور كرد و كتاب خواند، حالا میشود ظهر عاشورای 1431 قمری را مرور كرد و دید كه چگونه عدهای چماق به دست به مردم حمله و شعارهای میرحسین موسوی را تكرار میكنند. باید به آقایان موسوی و خاتمی و كروبی و ... تبریك گفت برای سوت و كف حامیانشان در روز عاشورا ! حالا دیگر سوت و كف و آتش زدن قرآن در روز عاشورا اگر خیلی عجیب باشد، حمایت موسوی و خاتمی از آنها عجیبتر است. نخستوزیر امام(ره) نه برای هتك حرمت عكس امام(ره) ككش گزید، نه آن روز كه به خانه خدا (مسجد) حمله كردند و نه آن روز كه دانشجویان را در دانشگاه تهران به جرم داشتن پرچم ایران كتك زدند. خلاصه عاشورای امسال اگرچه لشكر یزید دوباره آتش زنان وارد گود شد، ولی نمیدانست كه حسین(ع) این بار تنها نیست.