
سینا تکاور- جریان دوم خرداد و جناح چپ که هویت تاریخی خود را از نام حضرت امام عاریت گرفتهاند و با این هویت عاریتی به گروههای دیگر فخر میفروختند، این روزها در سراشیبی خروج از خط امام قرار گرفتهاند و با سرعت در حال دور شدن از آرمان ادعایی خود هستند.
خط امام، افکار امام و خواسته امام، اینها تمام سخنانی بود که پیش از برگزاری انتخابات از زبان اکثر اصلاحطلبان به خصوص مهمترین کاندیدای این طیف یعنی میرحسین موسوی بسیار شنیده میشد. این اظهارات به گونهای بود که گویی این موضوع مهمترین دغدغه جریان اصلاحات است. اصلاحاتی که به عنوان طیف چپ جامعه سیاسی ایران تمامی قدرت و افتخار خود را مدیون وابستگی ظاهری به شخص بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران است اما رفتارها و تحرکات این جریان مدعی خط امام در ماههای پس از انتخابات و حتی روزهای قبل از آن واقعیتهای دیگری از این طیف را آشکار میکند.
جناح چپ مدعی خط امام چگونه شکل گرفت؟
نگاهی به تاریخچه شکلگیری جریان چپ نوین در جمهوری اسلامی که امروزه از آن به عنوان اصلاحطلب یاد میشود، نشان میدهد که ماهیت اصلی این جریان از یک خروج سیاسی شکل گرفت. مهدی کروبی و محمد موسویخوئینیها که این روزها نام آنها بسیار بر سر زبان است، در سال 1366 انشعابی در جامعه روحانیت مبارز ایجاد کردند و اولین گروه چپ و یا به اصطلاح جدید اصلاحطلب را با عنوان مجمع روحانیون مبارز تشکیل دادند. البته گفته میشود که این کار با تایید امام خمینی صورت گرفته است. همین تأیید حرکت از سوی امام خمینی که شاید به دلیل ایجاد تکثر در جریانات سیاسی و «خروج از وضعیت تکحزبی» آن زمان صورت گرفته بود، باعث شد که این طیف در سالهای پس از رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی، داعیهدار و سینهچاک خط امام(ره) در کشور شود. حرکت این جریان در سوءاستفاده از نام و شخصیت امام به حدی تند بود که به صراحت از هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست جمهوری اش به دلیل عدم حرکت در خط امام انتقاد میکردند؛ فردی که در ماههای اخیر یکی از حامیان اصلی همین جریان مدعی خط امام است. اما مطرح شدن اصلی این جناح وقتی آغاز شد که در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ بر خلاف پیشبینیهای رایج، سید محمد خاتمی به نمایندگی از این جناح به عنوان نماد «اصلاحطلبی» انتخاب شد. با روی کار آمدن این جریان، موج بیسابقهای از اهانت و هتک حرمت به امام(ره) آغاز شد و حتی این هتک حرمتها به صورت علنی درآمد و برخی از نظریهپردازان این طیف نظیر اکبر گنجی معتقد بودند که اندیشههای امام به درد موزهها میخورد! در کنار این و با عضویت تعداد زیادی از پیروان و سرکردههای جریان اصلاحطلب مدعی خط امام به اپوزیسیون خارج از کشور نظیر محسن سازگارا و علی افشاری موج هتک حرمت آنها نه تنها به امام بیشتر شد بلکه دامنه آن به توهین و زیر سؤال بردن اصل نظام نیز کشیده شد.
پایان کار برای مدعیان خط امام
این روند توهین به شخص امام(ره) با پایین آمدن جریان اصلاحات از دستگاه اجرایی کشور و همچنین از دست دادن کرسیهای دیگر نظیر مجلس و شورای شهر که با رأی مستقیم مردم انتخاب میشد، روند کندتری را در پیش گرفت، چراکه این جریان برای بازگشت دوباره به قدرت و کسب این کرسیها نیاز به جذب مجدد اعتماد مردم داشت اما همین مردم در انتخابات دور چهارم شورای شهر و همچنین مجلس هشتم که باز هم توسط اصلاحطلبان تحت تأثیر نام امام خمینی برگزار شد، نتوانستند موفقیتی کسب کنند. البته نمایندگان این طیف در مجلس برای تکمیل پرونده بهرهگیری سیاسی از نام حضرت امام، فراکسیون خود را فراکسیون خط امام(ره) نام نهادند.
این پایان کار برای اصلاحطلبان نبود چراکه آنها آخرین تلاش خود را برای پیروزی و بازگشت به قدرت در کشور با معرفی آخرین نخستوزیر و اهدای نشان «نخستوزیر امام» به وی آغاز کردند. اما شکست آخرین نخستوزیر ایران در انتخاباتی نفسگیر، باعث سقوط بیسابقه این مدعیان خط امام شد، چراکه آنها تمامی رؤیاهای خود برای بازگشت به قدرت را نقش برآب میدیدند و کورسوی امید خود را برای این موضوع در گذر از عنوان و نام امام شناختند. از این رو با فراموشی تمامی اندیشهها و آرمانهای امام که سالها در بوق آن دمیده بودند، در سراشیبی خط امام قرار گرفته و با سرعت در حال دور شدن از آرمان ادعایی خود هستند؛ اندیشههایی که در آن قانون، ولایت فقیه و اصل نظام جمهوری اسلامی موج میزد.
اصلاحطلبان با زیر سؤال بردن اصل انتخاباتی که از سوی بالاترین مرجع کشور سالم اعلام شده بود، یک اصل مهم اندیشه امام یعنی قانون را زیر سؤال بردند و در ادامه با اهانتهای بیسابقه به ولایت فقیه و سردادن شعار جمهوری ایرانی این روند خود را تکمیل کردند. علاوه بر این اصلاحطلبان با برقراری ارتباط با برخی گروهها نظیر نهضت آزادی که امام(ره) زاویه بسیار زیادی با آنها داشت و همچنین همکاری با خارجنشینان عملاً خود را به زمره اپوزیسیون نظام وارد کردند تا عملاً ادعاهای واهی خود در خصوص پیروی از خط امام را به همگان اثبات کنند. بنابراین یکی از پیامدهای وقوع فتنه اخیر در جامعه، مشخص شدن مرزهای پیروان واقعی خط امام و پیروان زبانی و گفتاری بود و برای همگان اثبات شد که در زیر این ادعاهای زیبا و جذاب چه ارادههای پلیدی پنهان بوده است.
گویا تاریخ درحال تکرارشدن است. روزگاری چپهای حزب توده هم خود را خطامامی میخواندند، اما خیانت آنها که آشکار شد مشخص گردید شعارشان تا چه اندازه صادقانه بوده است. اکنون نیز چپهای به اصطلاح خط امامی تاریخ را تکرار میکنند.