
رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در تازهترین اظهار نظر خود درباره ایران گفته است که آمریکا باید تمامی گزینهها را روی میز خود داشته باشد.
به گزارش «جوان»، مایک مولن، رئیس ستاد مشترک آمریکا در یادداشت 6 صفحهای خود که ساعات اولیه دیروز منتشر شد تأکید کرد که دیپلماسی هنوز بهترین گزینه برای رسیدن به راهحل مناسب درباره مسائل هستهای ایران است با این وجود آمریکا نباید گزینه نظامی را کنار بگذارد. وی در این یادداشت که اولویتهای استراتژیک ارتش آمریکا را در سال آینده میلادی تشریح کرده، گفته است که باراک اوباما نباید گزینه نظامی را از روی میز کار خود حذف کند تا در صورتی که ایران فعالیتهای هستهای خود را کنار نگذارد از آن استفاده کند.
وی در اظهار نظری متضاد، تصریح کرد: اعتقاد من بر این امر است که ابزارهای سیاسی بهترین وسیله برای حفظ امنیت منطقهای است و قدرت نظامی نتایج محدودی خواهد داشت.
با این وجود، پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) باید در صورت نیاز برای گزینههای نظامی نیز آمادگی داشته باشد و چنانچه باراک اوباما رئیس جمهوری آمریکا خواستار گزینههای نظامی شود، ما باید آنها را آماده کنیم.
معنی سخن مولن چیست؟
از زمان روی کار آمدن باراک اوباما در ماههای پایانی سال 2008 این اولین بار است که یک مقام نظامی آمریکا با این صراحت از احتمال کاربرد گزینه نظامی درباره ایران صحبت میکند. اگر چه رئیس جمهوری آمریکا پایان سال میلادی جاری (11 دی ماه) را به عنوان ضربالاجل توافق با ایران اعلام کرده، ولی هنوز هم به نظر میرسد که کاخ سفید مایل نیست ماه دسامبر را نقطه پایان تلاشهای دیپلماتیک درباره ایران اعلام کند. در چنین شرایطی یک مقام بلند پایه پنتاگون مانند مایکل مولن از بررسی گزینه نظامی در پنتاگون صحبت میکند، حاوی مفاهیمی خاص است. مولن در یاداشت خود تأکید کرده است که جنگ در افغانستان و عراق به زودی به پایان خواهد رسید بنابراین ما باید به این مسأله فکر کنیم که آمریکا چگونه میتواند از نیروهای نظامی خود برای کنترل تهدیدهای احتمالی آینده در منطقه بهره ببرد. برخلاف دیدگاه نظامیان که همواره گزینه نظامی را برای رسیدن به اهداف سیاسی پیشنهاد میدهند کاخ سفید گزینههای دیگری را مد نظر دارد. این تضاد از زمان روی کار آمدن باراک اوباما بیش از همه خود را نشان داده و بین نظامیان و سیاستمردان تبدیل به یک تنش سیاسی شده است.
در حالی که دولت آمریکا به دنبال متقاعد کردن متحدان اروپایی و اسراییلی خود برای روی آوردن به سیاست دیپلماسی و فشار علیه ایران است پنتاگون همواره تأکید میکند که نباید گزینه نظامی را فراموش کرد. این تضاد روش تنشهای داخلی را در آمریکا افزایش داده و موجب طغیان ژنرالها علیه اوباما شده است.
معادلهای که از افغانستان کلید خورد
اوباما از اولین روزهای حضور خود در کاخ سفید تحت فشار پنتاگون، وزیر جنگ جمهوریخواه و ژنرالهای آمریکایی قرار داشته است، به گونهای که در تنظیم استراتژی جدید در افغانستان مجبور شد برخلاف ؟؟ درباره لزوم پایان سریع جنگ در افغانستان از افزایش 30 هزار نفری نظامیان در افغانستان حمایت کند. این به معنای آن است که اوباما تحت فشار پنتاگون و ژنرالهای نظامی، نیروهای آمریکا در افغانستان را تقریباً به دو برابر دوران بوش افزایش داده است، در حالی که تمام دنیا تصویر متفاوتی از آمریکا را نسبت به دوران بوش انتظار میکشید.
اما این جمهوریخواهان و نظامیان بودند که حمایت قاطع خود را از استراتژی جدید اوباما درباره افزایش نیرو به افغانستان اعلام کردند و حتی جمهوریخواهان ارشد از این استراتژی با عنوان تصمیم دیر هنگام اوباما برای پاسخگویی به خواست پنتاگون برای افزایش نیروها یاد کرده و با هر گونه تعیین مهلت برای خروج نیروها، یا بحثی که دموکراتها در خصوص وضع مالیات جدید برای تأمین هزینههای جنگ مطرح میکنند، مخالف هستند.
گزارشهایی که طی روزهای اخیر منتشر شده نشان میدهد که محافل نظامی آمریکا تحرکات گستردهای برای امنیتی کردن فضای سیاست خارجی آمریکا در مقابل ایران آغاز کردهاند، فضایی که برخی لابیهای اسراییلی آمریکا هم به آن دامن میزنند.
حوادث اخیر در مناسبات اخیر ایران و عراق بر سر میدان نفتی فکه فرصت خوبی برای نظامیان و جمهوری خواهان به وجود آورد تا فضای مناسبات ایران و آمریکا را بیشتر امنیتی کند و از قضا مایکل مولن در این داستان نیز پیشرو بود و از آن با عنوان تجاوز ایران به عراق نام برد و ابراز نگرانی کرد. چند روز قبل از این ماجرا، از قول برخی منابع نظامی نقل کردند که آمریکا قصد دارد سال آینده حمله موشکی احتمالی ایران به خاک آمریکا را در یک مانور نظامی شبیهسازی کند. همه اینها نشان میدهد محافل نظامی آمریکا بعد از یک سال سکوت در مقابل ماه عسلی که اوباما با ایران به راه انداخته، قصد دارند آرام آرام رویکرد او را در قبال ایران نیز تحت تأثیر قرار دهند.
و لابیهای اسراییلی هم به این روند دامن میزنند
مدتی است که برخی از سیاستمداران و نظامیان آمریکایی متأثر از لابیهای اسراییلی مشغول سناریوپردازی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده و با تنظیم نظرسنجیهای گوناگون به دنبال تحریک افکار عمومی هستند تا از این طریق فضای منطقه را به سمت امنیتی شدن سوق دهند. اخیراً طیفی از احزاب جمهوریخواه و دموکرات با تشکیل یک تیم سیاسی طی یک نظرسنجی که با از جامعه آماری 800 نفری برخوردار است نتیجه گرفتهاند که بیش از نیمی از مردم آمریکا با حمله اسراییل به ایران موافق هستند. در همین نظرسنجی پرسیده شده است که اگر در یک جنگ نیابتی علیه ایران حامیان و متحدان جمهوری اسلامی وارد جنگ منطقهای شوند وظیفه آمریکا چیست؟ 68 درصد مردم (یعنی چیزی حدود 500 نفر) پاسخ دادهاند آمریکا باید در حمایت از اسراییل وارد جنگ شود. این نظرسنجی که با حمایت پنتاگون تنظیم شده است به دنبال متقاعد کردن دولت است تا سیاست فشار و دیپلماسی را به عنوان تنها گزینه راهحل مسأله هستهای ایران روی میز خود قرار ندهد.
تضاد رویکردی در آمریکا نه تنها در زمینه نظامیگری بلکه در گزینه تحریم علیه ایران نیز خود را نشان میدهد. در حالی که چندی پیش مجلس نمایندگان آمریکا با 412 رأی موافق در مقابل 12 رأی مخالفت لایحه تحریم بنزین و فرآوردههای نفتی را علیه ایران به تصویب رساند، وزارت خارجه آمریکا در نامهای خطاب به وزارت خزانهداری مخالفت دولت را از تصویب این لایحه اعلام کرد. دلیل این مخالفت را باید در دیدگاه برخی از اعضای راهبردی دولت در خصوص جنگ سایبری علیه جمهوری اسلامی ایران جستوجو کرد، زیرا به اعتقاد آنها تحریمهای مستمر علیه ایران سبب شده است که مخالفان داخلی در ایران نتوانند از نرمافزارهای موجود در اینترنت استفاده کرده و به تبادل اطلاعات با ما بپردازند