
امتحان کردن یاران و آزمودن همراهان در یک حرکت انقلابی و اصلاحی، یک اصل اساسی در وفاداری به آرمانی است که رهبران، پرچم آن را بر دوش میکشند. وارد یک صحنه مبارزاتی شدن، جز با یاران و همراهانی آزموده شده و امتحان پس داده، به موفقیت نمیرسد. گزینش همراهان و تصفیه نیروها از ناخالصان بیانگیزه، دنیاطلب و سستهمت، شرط امیدواری به نتیجه بخشی یک نهضت است.
آنچه از اهمیت بسزایی در این آزمون برخوردار است،اعتقاد واقعی و جدی نیروها به مبارزه و اطاعت بیچون و چرا از رهبری نهضت و تقید و تعهد نسبت به اهداف و تکالیف،صداقت و خلوص همراهان و روحیه قوی و عدم عقبنشینی برای استمرار حرکت تا پایان راه است.
حادثه تلخ سال 61 هجری یکی از آن آزمونهای سختی بود که حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در سختترین برهه از تاریخ اسلامی این حرکت را در رابطه با کسانی که مدعی همراهی با حضرت بودند، به منصه ظهور رسانید. ایشان با بازگویی حوادث و پیشامدهای کوفه و خبر دادن از اینکه این کاروان به سوی شهادت میرود و با اعلام خبر شهادت خود و همراهان، افراد بیانگیزه و غیرمطلع و دنیاپرست را که به امید غنیمت، همراه حضرت شده بودند تصفیه کرد تا در این حرکت الهی و سخت، تنها عاشقان شهادت و خالصان در اطاعت و فداکاری باقی بمانند. این فلسفه همه آزمونهایی است که برای جداسازی پاکان از ناپاکان در طول تاریخ بارها تکرار شده است، در قرآن کریم در سوریه آل عمران آیه 179 این آزمون با زیبایی به «... حتی یمیز الخبیث من الطیب» بیان شده است.
اکنون که حرکت الهی حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) در سال 61 هجری را با رفتار خداگونه امام راحل در سالهای حیات خویش و برخورد امام گونه رهبری معظم انقلاب در ماههای اخیر مقایسه میکنیم، بر این امر واقف میشویم که این از ویژگیهای همه مردان الهی است که یاران خویش را مورد آزمونهای سخت قرار دهند. هرچند در این مسیر بخشی از امتحان یاران در دوران حیات رهبران صورت گرفته باشد و بخشی با گذر زمان و در بستر حوادث و به تناسب تحولات صورت گرفته در وفاداری به سخنان و آرمانهایی باشد که رهبر جامعه اسلامی در طول حیات خویش بر آن تأکید داشته است. امروز که رفتار برخی مدعیان خط امام را موشکافی میکنیم،به عینه شاهد تعارض این رفتارها با شعارها، آرمانها و تأکیدات امام راحل هستیم. انتخاباتی برگزار شد و رقابتی بین کاندیداهای آن صورت گرفت و در نهایت فردی بر جایگاه ریاست جمهوری تکیه زد. اینکه یک جریان با فتنهانگیزی و ایجاد اختلاف و تردید در بین بخشی از جامعه، فضایی را در کشور ایجاد کند که دشمنان تابلودار نظام بهره لازم را از آن ببرند، کجا با آموزههای حضرت امام (ره)سازگاری دارد اینکه رهبران این جریان کسانی باشند که خویش را از یاران آن پیر سفر کرده و وفادار به آرمانهای او معرفی میکنند.
امروز جریانی که خود را منتسب به خط امام میداند و تمام افتخار خویش را در همراهی و در جرگه یاران امام (ره)دانستن معرفی میکند، برخلاف آموزههای امام راحل به دنبال آن است که با آفرینش برخی اقدامات ایذایی و درگیریهای تصنعی خودساخته و انعکاس رسانهای و بازتاب جهانی آن، آن هم در شرایطی که رفتارهای ساختارشکنانه آنها با عدم اقبال افکار عمومی مواجه شده است، سعی دارند از برخی اتفاقات طبیعی و غیر مرتبط در جامعه سوء استفاده کرده و بار دیگر جان تازهای به رفتارهای افراطی و متعارض با راه و خط امام بخشند. مرگ آیتالله منتظری مانند بسیاری از اتفاقات طبیعی دیگر اتفاقی بود که میتوانست روند عادی خود را طی کند و کمتر واکنشی را در پی داشته باشد ولی کدام جریان است که تلاش دارد از یک اتفاق طبیعی سوء استفاده و مطالبات افراطی خود را در بستر حمایت از مرجعیت و ... دنبال کند. گروهی که امروز در زیر پرچم حمایت از مرجعیت تندترین شعارها و هتاکیها را نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی روا میدارد و در شرایطی که فرزند آیتالله منتظری به نقل از پدرشان در واپسین روزهای حیات ایشان، تأکید بر سیاسی نکردن تشییع جنازه خود میکند، با کدام رویکرد، این اقدامات افراطی و ساختارشکنانه را انجام میهد؟! مگر همین جماعت که امروز در زیر سایه مرگ آیتالله منتظری سینه میزنند، روزگاری نه چندان دور پس از عزل آقای منتظری توسط آن پیر خوش ضمیر جماران، بیشترین هتاکیها را نسبت به همین شخص (منتظری)روا نداشتند! کروبی، عبدالله نوری و بسیاری از کسانی که خویش را از یاران امام راحل فرض میکنند و مدعی خط امام هستند، چه رفتاری را در آن مقطع از خویش بروز دادند و امروز با کدام رویکرد سینهزن مرجعیت و آقای منتظری شدهاند!
باید بپذیریم که یاران همیشه در معرض آزمونهای سخت قرار دارند. چه رهبران در قید حیات باشند و چه آرمانها و اندیشههای آنها باقی باشد و به ظاهر امت از جسم خاکی آنها محروم گردیده باشد.