
احمد طالقانی
چند روزی است که اخبار پرشماری با موضوع تغییرات بنیادین در ساختار نظام آموزشی کشور از زبان مسؤولان ریز و درشت آموزش و پرورش روی خروجی خبرگزاریها قرار میگیرد و در صفحات اجتماعی روزنامه با درشتترین تیتر ممکن مقابل چشمان نگران 70 میلیون ایرانی رژه میرود.
روزی از حذف دوره راهنمایی سخن میگویند،روز دیگر از حذف دوره پیشدانشگاهی، زمانی از ابقای دوره راهنمایی و گنجاندن دوره پیشدبستانی سخن به میان آورده میشود و زمانی از ایجاد دو مقطع ششساله خبر داده میشود.
این آشفتگیها در نظام آموزشی کشور البته مسبوق به سابقه است. یکی دو سال گذشته با دستورالعمل وزیر پیشین آموزش و پرورش در مورد ساماندهی نیروی انسانی قرار بود تحول بنیادین صورت بگیرد و اکنون در زمان حاجیبابایی وزیر جدید قرار است جابهجایی مقاطع تحصیلی تحول بنیادین ایجاد کند!
در این میان به نظر میرسد کار کارشناسی هیچ گونه محلی از اعراب ندارد، بلکه صرف تبلیغات، حساس کردن افکار عمومی و جلوی دوربین قرار گرفتن آن هم در حوزهای با مخاطب چند ده میلیونی جور همه ملاحظات را میکشد.
کارشناسان و فعالان حوزه تعلیم و تربیت سالهاست که به کارهای نمایشی و فاقد پشتوانه کارشناسی عادت کردهاند. نظام آموزش و پرورش کشور هنوز از طرح غیرکارشناسی ساماندهی نیرو، قامت راست نکرده که خبر میرسد طرح دیگری در راه است...
صاحبنظران تعلیم و تربیت به خوبی واقفند که ساماندهی نیروی انسانی چه بر سر آموزش و پرورش آورده بازنشستگی پیش از موعد چگونه با خارج کردن بهترین و باتجربهترین نیروها، آموزش و پرورش را از درون پوک و تهی کرد و تخته کردن در مراکز تعلیم و تربیت چگونه این وزارتخانه را بیپشتوانه ساخت.
در دور جدید این آزمون و خطاها، مهندس! نویدادهم که معلوم نیست با تحصیلات فنی – مهندسی چگونه دبیرکلی یکی از مهمترین نهادهای تصمیمساز در حوزه تعلیم و تربیت یعنی شورای عالی آموزش و پرورش را بر عهده داشته، از تحقق اهداف تربیتی با طرح تغییرات ساختاری مقاطع تحصیلی سخن به میان آورده است بدون اینکه از لوازم کار، تکنولوژی آموزشی مورد نیاز، نیروی انسانی کارآمد و متخصص و بدون در نظر گرفتن شرایط اخلاقی تحصیل همزمان کودک 10-11 ساله و جوان 17-18 ساله در یک مقطع سخن به میان بیاورد. بدون اینکه از به روز کردن محتوای دروس سخن بگوید، بدون آنکه از استانداردسازی روش تدریس و ارزشیابی بگوید، بدون آنکه از راهکارهای شورای فخیمه عالی آموزش و پرورش برای محرومیتزدایی آموزشی از مناطق محروم بگوید، بدون آنکه از راهکارهای همکارانش برای حذف کنکور با توجه به شرایط تبعیضآمیز کنونی حرفی زده باشد و بدون آنکه از راهکارهای جبران نیروهای متخصص خارج شده از آموزش و پرورش حرفی به میان آورد...
غیرکارشناسی بودن طرح جدید آنقدر واضح و مبرهن است که از هم اکنون بسیاری از کارشناسان، فرهنگیان و اصحاب تعلیم و تربیت در دل دعا میکنند همین ساختار نیمبند و آزرده از ضربات طرحهای غیرکارشناسی برای آیندهسازان این مملکت باقی بماند.