
مهدی کروبی بار دیگر در سخنانی ساختارشکنانه هجمه سنگینی را متوجه نظام جمهوری اسلامی و رئیس قوه قضائیه کرد. یک نامه و دو مصاحبه که بنگاه دروغپراکنی بیبیسی، یکی از این مصاحبهها را «مصاحبهای نادر» عنوان کرده است و نامهای خطاب به رئیس قوه قضائیه که در آن کروبی تلاش میکند خود را فردی غیر منافق معرفی کند.
کروبی در حالی فعالیتهای ساختارشکنانه خود را شدت بخشیده است که در طول ماههای گذشته به علت رفتارهای تند خود که هزینههای زیادی را برای اصلاحطلبان به همراه داشته است از سوی رهبران این جریان کنار گذاشته شده است. از اینرو کروبی سعی دارد تا با انجام مصاحبههای تند و همچنین انتشار نامههای توهینآمیز خطاب به برخی سران کشور، اقدام به جذب هواداران تند جریان اصلاحات و همچنین معاندین با نظام کند. همچنین با اعلام رسمی خروج خود از حاکمیت از طریق ایراد و انتشار سخنان تند و ساختارشکنانه علیه نظام و مسؤولان به سمت جذب حمایتهای خارجی برای جبران کمبود نیروهای داخلی حرکت کرده است. از سوی دیگر کروبی با این حرکت میخواهد ضمن قدرتنمایی، با برگرداندن جرمهای مرتکب شده و نسبت دادن آن به افراد دیگری خود را مبرا از آنچه که روی داده قلمداد کند. وی که بسیار از نسبت دادن «واژه منافق» به خود ناراحت است، با پیش کشیدن سوابق خود در قبل از انقلاب سعی میکند که خود را از این واژه مبرا قلمداد کند. در حالی که نمیداند صدور چنین نامههایی به سران نظام و همچنین گفتوگو با رسانههایی که آتش بیار معرکه پس از انتخابات هستند، مصداق کاملی از حرکات منافقانه است.
در کنار تمامی اینها کروبی که در انتخابات کمترین میزان آرا را به خود اختصاص داد بار دیگر با زیر سؤال بردن سلامت انتخاباتی که دستگاههای نظارتی بارها بر صحت و سلامت آن تأکید کردهاند، عملاً تقابل خود را با نظام به اثبات رساند؛ تقابلی که میتوان ریشه و خواستگاه آن را در عقدههای شکستهای مکرر در 2 انتخابات پیاپی و همچنین از دست دادن حامیان خود به دلیل این شکستها، جستوجو کرد.
وی همچنین با تکرار ادعاهای واهی خود در خصوص کشتهشدگان حوادث اخیر و طرح این قبیل موضوعات برای خبرنگاران بیبیسی و لوموند تلاش جدیدی را برای خوراکسازی رسانههای غربی آغاز کرد.
مماشات با سران فتنه یا رأفت اسلامی؟
تمامی این وقایع در حالی روی میدهد که نظام اسلامی با رأفت و مماشات در حال برخورد با این نفرات است؛ نفراتی که بارها عدم انقیاد به قانون را به اثبات رساندهاند اما به رغم تأکید رئیس قوهقضائیه بر داشتن پرونده و اسناد کافی از این افراد، همچنان نوع برخورد با آنها توأم با رأفت اسلامی است. مؤید این مطلب نیز این است که همین آقایان منتقد نظام از محافظان دولتی برای حفاظت از خود استفاده میکنند. محافظانی که بارها در تجمعات مختلف مسؤولیت جان این افراد را به عهده گرفته و در همین راه مجروح شدهاند. آن چیز که در این بین مسلم است، این است که حرکت این روزهای کروبی و توهینهای مکرر وی به مسؤولان و سران نظام در راستای تحقق اهداف آمریکا و اسراییل در ایران است. از همینرو است که نتانیاهــو اخیـراً در کمیسیون امنیتی پارلمان رژیمصهیونیستی گفته است: «مخالفان در ایران سرمایه بزرگ اسراییل هستند.» بدون شک کسانی که روی شعار مرگ بر اسراییل و مرگ بر آمریکا خط میکشند و علیه مردم مظلوم لبنان و فلسطین شعار میدهند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران»، آنهایی که آب به آسیاب دشمن میریزند و آشوب و اغتشاش راه میاندازند، به بیتالمال و اموال عمومی آسیب میرسانند و اموال شخصی مردم را غارت میکنند، علیه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه شعار میدهند و. . . مطمئناً سرمایه بزرگ! اسراییل در ایران هستند و قطعاً مخالفین مورد نظر نتانیاهو همین طیف از افراد است. مواردی که به خوبی در کروبی سراغ داریم. از این رو مماشات دستگاه قضایی و نهادهای مسؤول در برخورد با این فرد به هیچ وجه قابل توجیه نیست.
کروبی در پایان راه
قطعاً با نگاهی دقیق به آن چیز که امروز بر کروبی شیخ اصلاحات میگذرد بیانگر این واقعیت است که تاریخ مصرف این مهره برای جریانات برانداز به پایان رسیده است و این همه هیاهو سازی و به زبان راندن سخنان لغو بیان کننده همین موضوع است که وی در حال دست و پا زدن برای بقا است و در واقع این موضوع حقیقت و واقعیت انکار ناپذیر است که هویت و ماهیت اصلی شما و دیگر سران فتنه برای مردم مسلمان و انقلابی کشورمان کاملاً روشن شده است. رفتارهای دیگر سران اصلاحات در حذف کروبی نیز بیانگر این واقعیت است که این جریان دیگر حاضر نیست چهره و نام خود را برای این مهره سوخته که در دورهای عنوان ریاست مجلس اصلاحات را با خود یدک میکشید، هزینه کند. بنابراین چه بهتر است که کروبی در این واپسین سالهای عمر خود سکوت اختیار کند و به امور شخصیاش بپردازد. چراکه قطعاً هزینههایی که این فرد برای نظام اسلامی درست کرده است قابل جبران نیست.