
روزها پیش از اینکه شما این مطلب را بخوانید، آن قدیمها وقتی پای زن و شوهر ناسازگار به محکمه میکشید، بهانههای مختلفی برای ناسازی همدیگر ردیف میکردند. از جمله این حرف و حدیثها، موضوع بهانه گیری یکی از زوجین بود. ممکن بود زن بگوید شوهرش از همه چیز واهمه دارد، از همه چیز بهانه میگیرد و به قول معروف، از ترک دیوار هم بهانهای برای دردسر درست کردن میسازد. این ماجرای «ترک دیوار» در ذهنها مانده بود و مانده بود تا اینکه تبدیل شد به مثلی برای اشخاص بهانه گیر که از آب توی تلنبه تا قلنبه بودن گوشکوب، بهانهای برای ناسازگاری میسازند.
اما ماجرای ترک دیوار در قضیه پر پیچ و خم ساختمان تئاتر شهر، ماجرایی بس شنیدنی دارد. این قضیه برمیگردد به زمانی که قرار شد خط 4 متروی تهران، شرق این کلانشهر را به غربش وصل کند. در این مسیر، ایستگاههای متعددی مانند میدان شهدا، دروازه دولت، فردوسی، چهارراه ولیعصر و انقلاب پیشبینی شد. تا زمانی که نگارنده این کلمات را ردیف میکند و شما میخوانید، بیش از 70 درصد ایستگاههای خط 4 راه اندازی شده است و فقط مانده تجهیز و افتتاح چند ایستگاه دیگر این خط، از جمله ایستگاهی که در ضلع جنوب شرقی چهارراه ولی عصر، قرار است مسافران را به مترو برساند.
کارگاه متروی این ایستگاه، چند سالی است در گوشه مجموع تئاتر شهر و پارک دانشجو، داربست و تشکیلات خود را علم کرده و معلوم نیست کارگران و مهندسان زحمتکش مترو، آن زیرها چه میکنند. ولی آن طور که از وجنات کار پیداست، ضربه دریلهای غول پیکر و دستگاههای حفاری عظیم این شرکت، به قدری پی و زیرساخت ساختمان تئاتر شهر را لرزانده که به چهارستون این بنای زیبای مدور، خسارتهای جبران ناپذیری وارد شده است. از جمله این خسارتها، ترک بزرگی است که در آن میشود برای یادگاری هندوانه کاشت. این ترک عظیم دیوار، مدتها بهانهای برای سازمانهای مربوط به پروژه بود تا هر چند وقت یک بار با مانورهای رسانهای خود، توپ را به زمین حریف بیندازند و قول بدهند ترک دیوار درست میشود و همه چیز میشود عینهو روز اول.
بازدید شخص اول فرهنگ مملکت از ترک دیوار تئاتر شهر و عکس یادگاری گرفتن با این فاجعه جبران ناپذیر، نشان میدهد موضوع خسارتهایی که مترو به مجموعه فرهنگی تئاتر شهر وارد کرده، به قدری جدی است که اشخاص و مسؤولان بلندپایه ذیربط ترجیح میدهند با اقدامی رسانهای و توضیحات مبسوط، این موضوع را از حیطه مسؤولیت خود خارج کنند و به دیگری نسبت دهند. به عبارت دیگر، وقتی وزیر ارشاد میگوید برای بازسازی مجموعه تئاتر شهر، باید دست اندرکاران عزم خود را جزم کنند، نشان میدهد خود نمیخواهد فردای روزگار به عنوان شخصی که میتوانست کاری برای این خسارت عظیم بکند و نکرد، به جامعه هنری معرفی شود. با این همه، به نظر میرسد تنها کاری که از دست مسؤولان فرهنگی برمیآید وارد کردن فشارهای رسانهای بر کسانی است که مسببان اصلی این خسارت تلقی میشوند، خیلی دنبال مراجع این ضمایر نگردید: منظور همان مسؤولان توسعه خطوط متروست.