کد خبر: 198675
تاریخ انتشار: ۲۶ آذر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۳
70 درصد خانواده‌های ایرانی فرزندسالار هستند
نورا حسینی - پدر خسته با چشمانی سرخ از کم‌خوابی به شادمانی کودک بالای چرخ و فلک چشم دوخته و احساس می‌کند لبخند فرزندش به تحمل خستگی می‌ارزد.
پدر گیج خواب کنار کودک می‌نشیند و راهی تونل سیاه می‌شود. صدای هیاهوی کودک از تماشای عروسک‌های هیولا شکل با چشمانی قرمز توی سرش می‌پیچد و حس می‌کند صدای شادمانی کودک برایش از خواب لذت‌بخش‌تر است.
به خانه که می‌رسند، مادر شام مورد علاقه کودک را پخته و منتظر است تا لبخند رضایت را در صورت کودک ببیند.
هرچند این حاکمان کوچک کمتر از رعایای خود راضی هستند و همیشه چیزهایی هست که طالبش باشند و فراهم کردنش در توان پدر و مادر نباشد.
براساس آخرین تحقیقات صورت گرفته در مرکز پژوهش دانشگاه شهید بهشتی70 درصد خانواده‌های ایرانی فرزندسالار هستند، اما دلیل این آمار شگفت‌انگیز چیست؟
سعید شریفی،روانشناس کودک، تغییر و گذار جامعه از سنتی به مدرن را دلیل این امر می‌داند و به «جوان» می‌گوید: جامعه به دلیل عدم فهم درست استقلال فرزندان، به فرزند سالاری کشیده شده است. او معتقد است: فرزندسالاری ظلم بزرگی به فرزندان است زیرا برآورده شدن سریع نیازهایشان سبب می‌شود دیرتر به بلوغ اجتماعی دست پیدا کنند. پدر و مادر این فرزندان هیچ عرصه‌ای برای تمرین و تجربه‌اندوزی برای فرزندان به‌وجود نمی‌آورند و اجازه کسب مهارت‌های زندگی را به آنها نمی‌دهند.
او ریشه این رفتار را در کودکی مادر و پدر می‌داند و می‌گوید: بیشتر این والدین در کودکی میان خانواده‌های پدرسالار رشد کرده‌اند به همین دلیل احساس می‌کنند که آن شیوه رفتاری را نباید در مورد فرزندان خود بازتولید کنند و به نوعی سعی می‌کنند فضای لازم را برای تحقق خواسته‌های فرزندان ایجاد کنند. آنها فرزندان را ابزاری برای جبران کمبودهای دیروز، امروز و فردای خود می‌دانند.
***
کودک فریاد می‌زند و با گریه خواهان خریدن کفش پشت ویترین است، بی‌آنکه قصدی برای خرید باشد یا نیازی به کفش تازه. مادر ابتدا قصد فریب کودک را دارد و خرید را حواله می‌دهد به یکی دو هفته دیگر که دوباره مسیر بازگشت از همین خیابان و مغازه است اما کودک باهوش‌تر از این حرف‌هاست.
مادر محتویات کیفش را زیر و رو می‌کند و برای خلاصی از فریاد‌های کودک و نگاه‌های سنگین عابران وارد مغازه می‌شود.
سیما خلیل‌آبادی، کارشناس ارشد روانشناسی درباره رشد فرزندسالاری در خانواده‌های ایرانی به «جوان» می‌گوید: رشد تک‌فرزندی در میان خانواده‌های ایرانی یکی از دلایل گسترش فرزندسالاری است.
او ادامه می‌دهد: این والدین تمام توجه و علاقه خود را صرف یگانه فرزند خود می‌کنند بی‌آنکه متوجه باشند او را با چه مشکلاتی درگیر خواهند کرد؛ زیرا جامعه برای این کودکان به بخشندگی مادر و پدرهایشان نیست. این کودکان که معمولاً عادت به شنیدن «نه» ندارند با اولین «نه»، دچار سرخوردگی و پرخاشگری می‌شوند.
این روانشناس کودک می‌گوید: از منظر تربیتی فرزندسالاری یک نوع شیوه فرزندپروری و رابطه فرزند - والد است؛ شیوه‌ای که در آن فرزند خانواده برای دستیابی به اهداف و خواسته‌های خویش نسبت به سایر اعضا حتی پدر و مادر خویش از تسلط کافی برخوردار است و با توجه به آزادی مطلقی که بر فضای چنین خانواده‌ای حکمفرماست، او می‌تواند به راحتی با بهره گرفتن از امکانات و شرایط فرهنگی، اقتصادی، اخلاقی، اجتماعی و... بر دیگران حکمرانی کند و چیزی یا کسی نمی‌تواند مانع وی شود و نظرات و دیدگاه‌های خویش را بر اعضای خانواده حتی والدین خود تحمیل کرده و به اجرا درآورد.
***
برای بخشی از کودکان امروز دیگر نه خبری از کتک‌های بحق و ناحقی است که ما در کودکی می‌خوردیم و نه غم‌دیده نشدن؛ اینکه روی کارت‌های عروسی تأکید کنند کودکان را با خود به همراه نیاورید. حالا همه نگاه‌ها و توجه‌ها به سوی کودکان است و قرار است ما جبران رفتار گذشتگانمان را کنیم.
قاسم علیزاده، جامعه‌شناس درباره فرزندسالاری در خانواده‌های ایرانی می‌گوید: آنچه امروز به معضلی فراگیر در خانواده‌ها تبدیل شده است و شاید در نتیجه عدم درک صحیح از مفهوم کودک‌محوری صورت گرفته باشد، پذیرش و گسترش مفهوم فرزندسالاری در خانواده است که به اشتباه جایگزین کودک‌محوری شده و در بسیاری از موارد خانواده‌ها را دچار مشکل و بحران کرده است. او ادامه می‌دهد: اینکه امروز می‌شنویم پدر و مادرها از عدم توانایی کنترل رفتار کودکانشان گله‌مند هستند و به عبارتی تمام برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌های خانواده حول نیازها و انتظارات کودک می‌چرخد و دیگر پدر و مادرها حتی از کنترل و مهار رفتار و کنش‌های کودک دو ساله خود عاجز هستند نتیجه چیزی نیست به جز درک ناصحیح از مفاهیمی همچون کودک‌محوری، توجه به کودک و نیازهای روحی و روانی او و دامن زدن ناآگاهانه به پدیده فرزندسالاری؛ پدیده‌ای که موجب شده در نتیجه آموزش‌های نادرست به والدین، بچه‌ها هر روز پرخاشگرتر، ناراضی‌تر و به عبارتی لوستر از قبل شوند.
این جامعه‌شناس تأکید می‌کند: در حقیقت فرزندسالاری به این معنی است که کودک، تصمیم‌گیری‌ها، خواسته‌ها و رضایت او کانون توجه خانواده قرار گیرد و به عبارتی تمایلات فرزندان محور اصلی فعالیت اعضای خانواده و زمینه‌ساز برنامه‌ریزی‌های زندگی حتی والدین شود.
در چنین خانواده‌هایی خصوصیات مشترکی میان فرزندان وجود دارد از جمله لوس بودن، زیاده‌خواهی، خودخواهی، عدم صبر و شکیبایی در مواجهه با مشکلات، رویکرد خشونت‌آمیز، عدم پذیرش ناکامی‌ها و در نهایت احساس خود‌کم‌بینی در نتیجه عدم توانایی برای رفع نیازهای شخصی و شخصیتی.
علیزاده این گونه نتیجه‌گیری می‌کند: باید توجه داشت که سپردن عنان خانواده به فرزندان به شیوه ناصحیح و مبتنی بر فرزندسالاری نه تنها آرامش خانواده را بر هم زده و پدر و مادر را دچار تنش و سردرگمی خواهد کرد بلکه بیشترین زیان را متوجه کودکان خواهد کرد چرا که کودک به دلیل برطرف شدن تمام و کمال نیازهایش در خانواده، هنگام مواجهه با مسائل مختلف زندگی ناتوان بوده و اضطرابی مخرب در او ایجاد می‌شود که می‌تواند مانعی در راه پیشرفت و رشد فردی و اجتماعی او ایجاد کند. چنین کودکانی به مقررات اجتماعی و رعایت آداب اخلاقی کمتر پایبند بوده و به دلیل عادت کردن به آزادی مطلق و به عبارتی هرج و مرج‌گرایانه، قادر به کنترل خود و هدایت رفتارشان در شرایط مختلف نیستند.
***
کودک که بودیم کمتر مورد پرسش قرار می‌گرفتیم حتی وقتی قرار بود ما را به گردش ببرند یا لباسی بخریم مادر می‌پسندید و پدرپول می‌داد. تفریح همان بود که برایمان تشخیص می‌دادند. این حس دیده نشدن با ما آمد و بزرگ شد، وقتی اولین کودک به دنیا آمد تمام توجه و احترام ندیده خرج کودک تازه‌وارد شد و دوباره در این میدان آن که دیده نشد ما بودیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار