احمد طالقانی
یکی از توصیههای مؤکد و همیشگی رهبر معظم انقلاب به دانشجویان، تلاش مضاعف برای رشد نرمافزاری دانش و پژوهش و بها دادن به تحقیق بوده و هست.
از سویی جامعه ایران در حال حاضر تحولات پرشتابی را تجربه میکند. شیب تند توسعه، سرمایهگذاری و توجه نظام اسلامی به امر پژوهش و تحقیقات و جوان بودن جمعیت کشور درکنار مطلوبیت تحصیلات دانشگاهی، نهضتی علمی در کشور ایجاد کرده که بروز و ظهور آن را میتوان در کسب دستاوردهایی همچون سلولهای بنیادی؛ شبیهسازی، پرتاب ماهواره و خودکفایی در بسیاری از عرصههای حساس و استراتژیک جستوجو کرد. اما نکته حائز اهمیت در این میان کافی نبودن توجه و سرمایهگذاری در امر پژوهش و تحقیق و عدم کفایت بسترهای موجود برای جهش علمی در کشور است.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران یکی از موانع جدی در توسعه علمی کشور، شیوه ناصحیح و سنتی جذب و تربیت دانشجو است.
نگاهی به روشهای جذب دانشجو در مراکز آموزش عالی، گویای این واقعیت است که سالها و سالها یک روش سنتی برای پذیرش دانشجو تحت عنوان کنکور طراحی شده و هر سال همین روش بدون توجه به دگرگونیهای جامعه و ظرفیتهای کشور تکرار شده است.
از سویی رشد ناگهانی جمعیت کشور در سالهای نخست پیروزی انقلاب و سرریز آن در سالهای اخیر به آموزش عالی، مسؤولان این حوزه را بر آن داشت که تمام هم و غم خود را به ایجاد ظرفیتهای جدید در دانشگاهها برای پذیرش تعداد بیشتری از متقاضیان معطوف سازند، بدون آنکه کیفیت علمی و جهتگیریهای توسعهای کشور را در برنامهریزی خود مورد توجه قرار دهند. همین موضوع، نابسامانی زیادی را در نظام علمی کشور و بافت دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور موجب شده است. تغییر فاحش ترکیب جنسیتی دانشجویان و تحصیل قریب به 60 درصدی جمعیت دانشجویی در رشتههای زیرگروه علوم انسانی از جمله همین نابسامانیهاست.
برای مثال کارشناسان، نبود دورنمای مشخص در مورد اشتغال فارغالتحصیلان دانشجویی بویژه در حوزه علوم انسانی را از جمله دلایل کمرغبتی پسران برای رقابت با خانمهای جوان متقاضی ورود به دانشگاه میدانند.
در نتیجه آن گونه که مشاهده میکنیم 70 درصد دانشگاهها را دختران در تیول خود قرار دادهاند. یا اینکه به واسطه عدم نیاز دروس علوم انسانی به کارگاه و آزمایشگاه همواره رشتههای علوم انسانی در اولویت افزایش ظرفیت دانشگاهها قرار میگیرند بدون آنکه به بازار کار فارغ التحصیلان این رشتهها فکر شود.
بنابراین میتوان این طور ارزیابی کرد که با توجه به اهداف سند توسعه و ظرفیتهای معطل مانده برای جهش علمی و کاهش شکاف با کشورهای توسعهیافته باید نخست شیوه کنونی جذب دانشجو مورد تجدیدنظر قرار بگیرد و همزمان ظرفیتسازی در دانشگاهها و مؤسسات علمی براساس نیازها و اهداف توسعهای کشور صورت بگیرد. برای این کار نیاز است تا به دور از هیاهو و یقهگیریهای سیاسی با اطلاعرسانی گسترده و حذف حساسیتهای بیمورد، حداقل بخشی از ظرفیتهای دانشگاه بدون اتکا به نظام سنتی پذیرش دانشجو به تربیت و جذب نیروهای مناسب، متعهد و نخبه در دانشگاه اختصاص یابد و یا حتی ظرفیتهای جدیدی برای نیل به این هدف ایجاد شود.
برای مثال به روز کردن و ارتقای دانش مدیران، کارمندان، معلمان و افراد تأثیرگذار در لایههای مختلف مدیریتی یا سازمانی از طریق امکان ادامه تحصیل در دانشگاهها صرفنظر از الزام به عبور از سد کنکور و باز گذاشتن دست دانشآموزان نخبه در انتخاب و ادامه تحصیل در رشتههای دانشگاهی همراه با هدایت تحصیلی مناسب آنان از جمله راهکارهاست. از دیگر سو، کنترل رقابت ماراتنگونه میان دانشگاه آزاد و پیام نور برای پذیرش بیضابطه و نیز تربیت دانشجوی بیکیفیت بویژه در حیطه علوم انسانی، همین طور ظرفیتسازی در رشتههای فنی – مهندسی و پزشکی و پیراپزشکی با توجه به نیازهای کشور و اهداف سند چشم انداز توسعه کشور میتواند از دیگر راههای برون رفت از وضعیت کنونی و فراهم ساختن بسترهای لازم برای جهش علمی کشور باشد.