
محمد صادق زمانی
و باز تو میآیی با کولهباری از احساسهای عمودی آسمان و لطافتهای افقی زمین؛ و باز ما را مهمان سفره آزاداندیشیهایت خواهی کرد. ای محرم! ای ماه آفتابنشین!
بیا، بیا که دلهای خسته ما مشتاق هالههای زندگی بخش توست.
باز محرم در راه است؛ ماهی که کینهها و فاصلهها شرمشان میآید که سر بلند کنند. ماهی که ماه رقص و سماع «عشق» است؛ عشق به یک مرام و مسلک رهایی بخش و انسانیتآموز که مراد آن خداست و آموزگار این مرام، «حسین(ع) » است. این ماه، درسهای بسیار بزرگتری از عزاداری و اشکریزی دارد. محرم ماهی است که تاسوعا و عاشورایش به ما چگونه «بودن» و چگونه «شدن» را میآموزد. تاسوعا و عاشورایی که در پیش است تفسیر ناب این ابیات است که:
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
زکجا آمدهام؟ آمدنم بهر چه بود؟
به کجا میروم آخر، ننمایی وطنم
امام حسین (ع)در این ماه با بشریت سخن میگوید. حسین (ع) در این ماه، سنگهایش را با انسانهای کره خاکی وا میکند؛ «راه این است». او به همه انسانهایی که «درد خدا» دارند، خطاب میکند:
در ره منزل معشوق که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که لایق باشی
و باز جمع صمیمی مردم در هیأتها،تکایا و مساجد دیدنی است. محور این اتحاد سرشار از صمیمیت خداست و پیشقراول این کاروان، «حسین (ع) » است. او برای هرس کردن شاخههای بدعت و تحریف و انحراف به پا خاست و بیشک از پیروانش چنین میخواهد: بدعتها، انحرافات و تحریفات را از خانه امن دین بیرون برانید و به زندگی با عزت احترام بگذارید.