
دکتر علی انتظاری
جامعهشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی
برای تبیین مسأله اعتیاد در جامعه به خصوص در محافل دانشجویی برخلاف آنچه تصور میشود بیش از هر چیز نیاز به نظریهپردازی داریم. متأسفانه تلاشهایی که تا به حال صورت گرفته است به دلیل ضعف مبانی و چارچوبهای نظری نتوانسته به تبیین و در نتیجه ارائه راهحلهای کارآمد برای حل مسأله اعتیاد دست یابد. یکی از این چارچوبهای نظری آن چیزی است که از مبانی نظری مرتونی تحت عنوان «ساختارهای بیهنجاری و فرصت» به دست میآید و از آن تحت عنوان بلندپروازیهای غیرعقلانی یاد میکنم. بر اساس این تبیین، اعتیاد بیش از هر چیز محصول ناهنجاریهای اجتماعی است. به طور خلاصه هر قدر فاصله میان توقعات از یک سو و امکانات از سویی دیگر بیشتر باشد در جامعه ناهنجاری به وجود میآید.
اندیشه اولیه این طرح برخاسته از نظریه ساختارهای بی هنجاری و فرصت «رابرت مرتن» است. وی در این نظریه بر آن است که در شرایط عدم هماهنگی میان امکانات و وسایل (اعم از مادی و هنجاری- ارزشی) از یک طرف و اهداف و آرمانها از طرف دیگر، زمینه بروز انواع کجروی فراهم میشود. انواع تطابقها با این شرایط عبارتند از: مناسکگرایی، نوآوری، طغیان و عزلتنشینی. کجروی مورد نظر در این پژوهش با الگوی نوآوری قرابت بیشتری دارد.
فرض آن است که وقتی میزان هدفگرایی و آرمانخواهی (مادی یا معنوی) در جامعه افزایش یابد به تدریج دلبستگی به هنجارها و وسایلی که کفایت لازم برای دستیابی به آن اهداف و آرمانها را ندارند کاهش مییابد. نتیجه این کاهش دلبستگی به هنجارها و وسایل موجود و مشروع جامعه پیدایش انواع نوآوریهاست. در شرایطی که فرد، گروه یا جامعه بضاعت فکری، تجربی و فرهنگی لازم را برای نوآوری نداشته باشند، از نوآوریهای کاذب (شبه نوآوری)، استقبال بیشتری میشود. به این ترتیب در سطح تحلیل جامعهشناختی و نه روانشناختی میتوان اعتیاد را یکی از اشکال نوآوری تلقی کرد. به این ترتیب میزان آن در افراد و گروههای هدفگراتر بیشتر است.
در واقع در شرایطی که هدفگرایی از عقلانیت فردی و جمعی بیشتری برخوردار باشد، گرایش به اهداف و آرمانها موجب تقویت انگیزهها، پشتکار، پیجویی و دسترسی به اهداف در فرایند نوآوری واقعی خواهد شد اما چنانچه میزان عقلانیت فردی و جمعی در هدفگرایی کمتر باشد، موجبات تقویت نوآوریهای کاذب و جستوجوی آرمانها در عالم تخیلات را فراهم میسازد. عقلانیت فردی عبارتست از: هماهنگی منطقی میان اهداف و امکانات و تواناییهای فرد. عقلانیت جمعی حاصل هماهنگی منطقی میان اهداف فرد و امکانات ساختاری جامعه است. در واقع عقلانیت جمعی زمانی حاصل میشود که برای دستیابی به اهداف مورد نظر فرد، راههای کسب موفقیت موجود باشد.
در اینجا به متغیر جدیدی به نام هدفجویی غیرعقلانی دست خواهیم یافت. با توجه به اینکه از مفهوم بلندپروازی به جای هدف جویی شدید استفاده کردهایم، متغیر ترکیبی جدید عبارتست از بلندپروازی غیرعقلانی که هم حاوی نرخ بلندپروازی است و هم نشاندهنده شکاف و فاصله آن با عقلانیت فردی و جمعی است.
به نظر میرسد چنانچه میزان بلند پروازی غیر عقلانی در میان معتادان و کسانی که تمایل به سوء استعمال مواد مخدر دارند، بیش از افراد عادی باشند، میتوان از این متغیر به عنوان یکی از پیشبینیکنندههای گرایش به اعتیاد استفاده کرد، به این ترتیب که با اندازهگیری آن احتمال گرایش به این نوع نوآوری در کنار احتمال وقوع انواع دیگر نوآوری که تحت عنوان نوآوریهای کاذب از آن یاد میشود بررسی میشود. بنابراین لازم است طی پیمایشی میزان بلندپروازی غیرعقلانی و گرایش به سوءاستعمال مواد مخدر در کسانی که معتاد اعلام نشدهاند (افراد عادی) بررسی شود. سنجش گرایش به اعتیاد برای خالص کردن گروه کنترل است تا به این ترتیب آن دسته از افرادی که در زمره مردم عادی قرار گرفتهاند ولی به استعمال مواد مخدر گرایش دارند از گروه کنترل تفکیک شوند.
اعتیاد در محافل دانشجویی علاوه بر وجود پدیده بلندپروازیهای غیرعقلانی از موارد زیر نیز نشأت میگیرد:
1- نبود نشاط و تحرک علمی در محیطهای آکادمیک به دلیل ضعف ارتباط با دستگاههای اجرایی و صنعت
2- ضعف کنترل اجتماعی سنتی و آزادیهای اجتماعی ناگهانی
3- وجود اوقات فراغت بیش از حد پیشبینی و ضعف برنامههای فرهنگی دانشگاهی
4- ضعف جامعهپذیری در مواجهه با رفتارهای نابهنجار و انفعال در برابر جبر جمعی
5-تضعیف امید به آینده به دلیل سیاستزدگی محیطهای آکادمیک و القائات استادان
6- مرعوب شدن در برابر هیبت دانشگاه و استادان و ضعف اعتماد به نفس و خودباوری
7- افزایش خطر پذیری دانشجویان و ضعف زمینههای فرهنگی و اجتماعی برای تحقق آن
8- شوک دوری از طبیعت و ورود به زندگی ماشینی.