در ماههای گذشته بویژه طی روزهای اخیر، بخشی از عناصر فرقه سبز كوشیدند به بهانه انتخابات ریاست جمهوری، رخدادهایی را در كشور خلق كنند كه ذائقه ملت بزرگ ایران را همچون حوادث سالهای 78، تلخ نماید. این جماعت همان كسانی بودند كه یكبار این مسیر را در حوادث كوی دانشگاه تجربه كرده و از آن طرفی نبسته بودند و این بار با ایجاد برخی شبهات و مباحث كاذب، تلاش مینمودند تمام ظرفیت خود را در دانشگاهها برای مقابله با نظام به صحنه آورده و با تحریك دانشجویان برای زمینهسازی حوادثی مشابه كوی دانشگاه، محیط دانشگاه ها را به مركزی برای فرماندهی و هدایت تحركات خیابانی تبدیل كنند. در نقطه مقابل نیز به دلیل برخی آسیبها و عدم طراحی مناسب برنامهها و سیاستهای فرهنگی كه محصول كمكاری مسؤولان دستگاههای فرهنگی و آموزشی در سنوات گذشته بوده است، كمتر شاهد خنثی شدن این توطئه در روزهای آغازین شكلگیری آن بودیم. از همین رو طیف مقابل با اتخاذ تاكتیكهای تهاجمی میكوشیدند به زعم خود با در دست گرفتن ابتكار عمل، یك جنبش ساختگی را در دانشگاه شكلدهند، غافل از آنكه محیطهای علمی در كنار برخورداری از ظرفیت بحرانآفرینی، دارای ظرافتهایی است كه به راحتی نمیتوان مطلوبهای افراطی را در آن تحقق بخشید. كسانی كه با شكستهای پی در پی در بر هم زدن مراسم روز جهانی قدس و 13 آبان نتوانسته بودند خوابهای آشفته خود را تعبیر كنند، اوج هیجانآفرینی برای تحریك جامعه را 16 آذر معرفی میكردند كه برخی شواهد و قرائن، حكایت از عدم توفیق این جماعت در این روز دارد. در چرایی این اقدامات كوركورانه و بی تفاوتی جمع كثیری از دانشجویان و دانشگاهیان نكتههای گفتنی و ناگفتنی بسیار است كه به برخی از آنها اشاره میشود: 1- امروز برای اكثریت جریان دانشجویی كشور این سؤال مطرح است كه در 16 آذر 1332 چه اتفاقی افتاد و برخورد حكومت منحوس پهلوی با دانشجویان بهدنبال كدام حركت رژیم بود كه صورت گرفت؟ كمتر كسی است كه نداند نظام استبدادی پهلوی برای استحكام پایههای استكباری آمریكا، دست به چنین اقدام وحشیانهای زد و اتفاق رخ داده در واقع پازلی از رفتار یك حكومت استبدادی جهت خوشرقصی برای نظام استكباری بود. جریانهای مختلف دانشجویی امروز این سؤال را از خویش میپرسند كه كدام شعار فرقه سبزی كه موسوی و كروبی سردمداری آن را برعهده دارند با شعارهای ضداستكباری 16 آذر 1332 سازگاری دارد؟ طبیعی است وقتی دانشجویی شعارهای موردپسند آمریكا و سوت و كف زدنهای نظام استكباری برای بروز چنین رفتارهایی را میبیند، نمیتواند موجسواران سبز را مورد حمایت قرار دهد.2- برخی صحنههای آزاردهنده روزهای 16 و 17 آذر امسال در برخی دانشگاهها كه مدیریت آن را باید در عوامل بیرونی دانشگاه جستوجو كرد، این سؤال را در اذهان دانشجویان ایجاد كرده است كه چرا باید جریانهای دانشجویی تاوان افراطیگری عناصر خارج از دانشگاه كه نمیخواهند طعم تلخ شكست خویش در انتخابات را بچشند، بپردازند. فرقهای كه خود را صاحب منطق و عقل پنداشته و جریان مقابل را فاقد عقلانیت میداند، با كدام منطق از بالای ساختمان دانشكده فنی دانشگاه تهران با اشیای سنگین به جماعت انبوهی كه بر خلاف میل آنها رفتار میكردند، حمله میكند؟ آیا این عده معدود را نباید در زمره همان افرادی دانست كه بارها ارزشهای انقلابی و اسلامی ملت ایران را به سخره گرفته و با هوچیگری درصدد برآورده كردن خواستههای نامشروع خود هستند.3 - بیانیه موسوی در آستانه مناسبت 16 آذر و سخنرانی یكی از مسؤولان كشوری در جمع دانشجویان مشهدی را باید قطعاً در تشدید فضای التهابآفرینی در دانشگاهها مؤثردانست و علاوه بر اینكه این افراد باید در پیشگاه الهی پاسخگوی اعمال خویش باشند، نسبت به ملت نیز باید به جهت آفرینش چنین فضایی، پاسخگو باشند و این مطالبهای است كه انتظار میرود دستگاه قضایی با حساسیت آن را تعقیب نماید. تا كی یك عده جوان دانشجو كه تابع احساسات جوگیر میشوند باید تاوان خطدهی و افراطیگری عناصر شاخص سیاسی را بپردازند و این جماعت عافیتنشین با ژستهای سیاسی، هم خوراك تبلیغاتی رسانههای غربی را فراهم نمایند و هم امنیت روانی جامعه و دانشجو را به مخاطره اندازند.